تبليغاتX
مجموعه مقالات حسینی مدنی - مصاحبه با همايون شاه آصفي عضو خانواده سلطنتی
 
 

باسپاس ازشما‌‌؛ آقاي آصفي  كي هستند؟

 همايون شاه آصفي يك افغان است ازطرف پدرومادر، تحصيلاتم در رشته حقوق وعلوم سياسي ميباشد، وكلان ترين ماموريتم دروزارت خارجه بوده وبعد از اينكه، حكومت كمونيستي آمد، افتخار دارم كه از آغاز تا ختم جهاد درخدمت جهاد بودم البته دربخش سياسي وتبليغاتي جهاد، من اولين كسي بودم كه يك روزنامه را به طرفداري از مجاهدين درپاريس نشر مي كردم، كه اين روزنامه به دو زبان انگليسي وفرانسوي نشر مي شد، نام اين نشريه حقايق افغانستان بود وصداي مجاهدين توسط همين نشريه به گوش جهانيان مي رسيد. امامن هيچ وقت به چوكي وقدرت علاقهمند نبوده ونيستم. حتي درزماني كه خانواده ام درقدرت بوده اين تقاضا را نداشتم. مسئله جهاد هم بخاطر في سبيل الله بوده نه كدام موضوع ديگر.

ازخانواده وپدر تان بگوييد؟

پدرمن مرحوم احمدشاه خان نام داشت، وسمت شان وزارت دربار سلطنتي بود، ودرعين زمان ماماي ظاهر شاه باباي ملت هم بود وهمشيره كلانم خانم ظاهر شاه مرحوم بود. يعني ظاهرشاه هم پسرعمه من است وهم شوهر همشيره من بودوهمچنين به داوودخان مرحوم هم قرابت نزديك دارم، چون مادرشان عمه من بودوپدرش بچه كاكايم. شما فرموديد كه به قدرت علاقه ندارم اما چرا كانديداي رياست جمهوري شديد؟

من اين تصميم را چهل وهشت ساعت پيش گرفتم، واز بركت دوستان كه اكثريت آنها مجاهدين بودند، ده هزار كارت كه لازم براي ثبت نام بود بدست آوردم، ولي چون تا حدي نواقص حكومت را مي ديديم و از اسلوب حكومت داري آقاي كرزي انتقاد داشتم خواستم از همين موقعيت استفاده نمايم وبه صراحت همين نواقص را بگويم به همين اميد كه اين انتقادات، اولياي امور را متوجه خود سازد وكارها را اصلاح كنند،  بعد در يك ملاقات كه با كرزي داشتم با صراحت تمام نواقص را برايشان گفتم، اما متأسفانه مي بينيم كه اوضاع روز بروز به طرف يك بحران در حركت است، ومن نمي دانم كه آينده چه خواهد شد.

موقعيت خانوادة سلطنتي درحكومت وسياست فعلي كجاست؟

وقتي كه مرحوم ظاهرشاه بعد ازكنفرانس بن آمدند؛ گفتند كه من هيچ خواهش اعاده سلطنتي را ندارم، البته به حيث يك شهروند افغانستان درخدمت وطنداران خودم هستم، تاجاييكه من مي دانم هيچ كسي ازخانواده ما كدام ادعايي ندارد اما براي ما كمال خوشبختي است كه يك تعداد مردم؛ بعد از اينكه خانواده ما سالهاي متمادي به قدرت بودند، امروز با ما به كمال احترام ودوستي برخورد مي كنند  وكدام تشويش ندارم وكدام كاري هم از نزد ما سرنزده كه ما تشويش داشته باشيم.

شخص خودم فعلاً هم نه بادي گارد دارم و نه موتر شيشه سياه؛ آزاد وعادي درتمام افغانستان گردش مي كنم، ميروم جلال آباد وپغمان هرجايي كه خواسته باشم بي تشويش وبا اطمينان كامل مي روم، ودر نزد ما كدام تعصب قومي، لساني وسمتي هم وجود نداشته وندارد اما اگر روزي مردم وشهروندان ما بخواهند كه يكي از اعضاي جوان اين خانواده رولي را در حكومت بازي نمايد درهمان وقت معلوم خواهد شد.

اما فعلاً هم بعضي از اعضاي خانواده شما درحكومت حضور دارند اين مسئله نمي تواند مهري تائيد حكومت باشد؟

برادرمن يك پوليس حرفوي است، وبه سياست هيچ سروكاري ندارد ووظيفه اش مشخص است.

بايد گفت كه از خاطر ملحوظات سياسي به اين چوكي نرسيده است، بلكه يك نظامي تحصيلكرده وسابقه دار است و به همين خاطر هم به اين مقام رسيده است. و شهزاده مصطفي ظاهر جوان وطن دوست هستند وفعلاً آرزو دارند كه درخدمت شهروندان خود باشد وفعلاً بعضي فعاليت هاي سياسي عضويت جبهه ملي را دارد. به نظر من دردستگاه حكومت كاركردن معني تائيد كردن حكومت را نمي دهد، مخصوصاً كارهايي را كه مصطفي ظاهر مي كند يك كارهاي تخنيكي است وكدام وظيفه سياسي هم نيست.

ازموقفي كه فعلاً مصطفي ظاهر درحكومت دارند؛ راضي هستيد؟

به نظر من محيط زيست بسيار يك مسئله مهم است؛ درشرايط فعلي اگر شما وضعيت كابل را مي ببينيد، آلودگي هوا را مي بينيد وتا جايي كه من خبر دارم امكانات كافي هم اين رياست در اختيار ندارد، منظور خدمت است ضرور نيست كه يك كس حتماً وزير باشد.

حضور ايشان درجبهه ملي آيا مورد تائيدخانواده سلطنتي است يا خير؟‌

جبهه ملي را تا به حال من نمي فهمم كه آيا يك جنبش متجانس است يا غير متجانس، آيا عناصري كه در اين جبهه هستند درآينده يكجا همكاري كرده مي توانند يا نمي توانند. ويا جبهه ملي يك بديل شده مي تواند ياخير؟ اين پرسش هايي است كه مطرح است كه درآينده ديده خواهد شد كه چگونه وچه مي شود. اما تاجايي كه فعلاً ديده مي شود يك ائتلاف منسجم نيست. بلكه هركس با فكر وايديالوژي خود آنجا جمع شده است. مصطفي جان حق دارد درجبهه ملي رفته است و من به خود اين اجازه را نمي دهم كه پذيرش آقاي ظاهر را درجبهه ردنمايم.

نظر شخصي شما درارتباط به جبهه ملي چيست؟

جبهه را اشخاصي كه ساخته اند، يك تعدادشان را مي شناسم از وقت جهاد وبراي شان احترام دارم مانند، رباني، قانوني، وغيره... اما يك تعداد ديگري هستند كه من يك حصه زندگي خود را وقف مجادله با آنها كردم و ضرورت نيست كه نام هاي شان را براي تان بگويم.

شنيده ايم كه خانه وزمين شما از طرف حكومت استملاك شده است!

بلي! درهمين خانه مدت 107 سال است كه زندگي داريم دروقت كمونيست ها اين خانه ضبط شده بود.

دروقت مجاهدين استاد رباني امر دادكه بايد بگيرم چون شرايط جنگ بود نشد اما مدت چهار سال است كه يك حصه جايداد را گرفته ايم امايك حصه مربوط امنيت شده وهنوز بدست ما نرسيده است.

جايدادهاييكه درحوالي چهارراهي صدارت تا ملك اصغر، تخريب شده اكثراً مربوط به شما است درست است؟

مي گويند كه يكي از دلايل شان اين است در چهارراهي ملك اصغر يك شهرك توسط يكي از سرمايه داران بزرگ ساخته مي شود كه در آن بعضي از اولياي امور هم شريك هستند وبراي بهتر ساختن موقعيت سرمايه گذاري شان 177 دكان كه يك تعدادشان از ما بود تخريب مي شوند اما اين‌كه درآينده با مالكين شهرداري چه معامله مي كند معلوم نيست ولي به گمان من زياد تر از زورگويي كار گرفتند، اما اگر براي زيبايي شهر است وبهبود شهر است چرا ني؟

مصروفيت روزانه شما معمولاً چه است؟

يكي مطالعه است كه بسيار علاقه دارم به زبانهاي انگليسي وفرانسوي وفارسي وپشتو مطالعه مي كنم، وبخش دوم دهقاني وباغباني است كه يك حصه وقت خود را به نهال‌شاني وگلكاري واين كارها سپري مي كنم كه درپغمان وجلال آباد جاي داريم. فكر مي كنم به حصه كم خود يك حصه از كشور را آباد سازم.

شما هفته يك بار به جلال آباد مي رويد به چه خاطر؟

بخاطري كه آنجا يك خانه وباغ داريم ودراين فصل هوايي بسيار خوب دارد ودوستان زيادي هم آنجا دارم.

همراه شما چند نفر بادي گارد آنجا مي روند؟

هيچ بادي گارد ندارم واحساس هم نمي كنم كه بايد همراهم بادي گارد باشد. من دروقت جهاد هم همراه خود باديگارد نداشتم وقتيكه كه درپاكستان مي بودم يك تفنگچه همراهم بود، اما وقتي كه داخل مي شدم تفنگچه را هم همانجا مي ماندم. ومن شخصاً براي هيچكس بدي نكرده ام به همين خاطر ازهيچكس ترس ندارم من يك مسلمان هستم وبه اين باور هستم كه روزي كه اجل برسد وتقدير باشد اگر صدنفر بادي گارد هم باشد مرا نجات داده نمي توانند. من به اين باور هستم كه نگهبان خدا"ج" است.

به نظر شما كرزي درطول شش سال گذشته يك چهره موفق بوده ويا ناموفق؟‌

به نظر من كرزي يك چهره ناموفق بوده؛ اما آقاي كرزي دو صفت دارد و يك نقص؛ يك صفت دارد كه آدم با حوصله است، امكان دارد درشرايط ومقامي كه است حوصله مندي خودش يك صفت باشد، دوم اين‌كه وقتي درخارج مي رود ازافغانستان خوب تمثيل مي‌كند. زبان خارجي مي داند وخوب نظر مردم را جلب مي كند. بايد بگويم كه آقاي كرزي يك وزير خارجه خوب شده مي تواند. اما نقصي كه كرزي دارد اين است كه قاطعيت كامل ندارد و درتصميم گيري خود بسيار ناتوان است وعلاقه بيشتر به سازش دارد. درشروع دو سيستم امكان داشت كه به افغانستان بيايد يا پارلماني يا رياستي، من ازجمله كساني بودم كه طرف دار سيستم پارلماني بودم، اما خوب به فشار امريكايي ها كه وجود داشت كوشش كردند كه تقليد كنند ازامريكا.

درنظام رياستي رئيس جمهور برنامه اش را براي مردم مي گويد ووزرا برنامه رئيس جمهور را تطبيق مي كنند. اما فعلاً چنين برنامه را من نمي بينم زيرا وزرا وقتي درمجلس نمايندگان به خاطر گرفتن رأي مي‌روند، از خود طرح ها وبرنامه هايي خاص دارند. بنابراين از برنامه طرح كرزي رئيس حكومت صحبت درميان نيست. دوم يك حالت عجيب است كه تيم رئيس جمهور به اساس سازش ساخته شده نه به اساس برنامه. قراري كه مي بينيم معاون اول رئيس دولت كه درحكومت است ونظام رياستي است درجبهه ملي خواهان نظام پارلماني است. وبعضي وزرا هم همفكر كرزي نيستند كه همه اين ضعف تعلق مي گيرد به عدم وناتواني وضعيت وبينش سياسي كرزي كه پنجاه مشاور داشته باشد. تنها بخاطر خاموش ساختن اعتراض است و نه كدام موضوع ديگر، وظيفه هيچ يك ازمشاورين هم معلوم نيست.

ممكن است كه مشاورين وكميسيون هايي كه ساخته مي شوند، كاملاً مصلحتي باشند؟

بخاطر خوبي وطن نيست بلكه بخاطر بيشتر شدن مشكلات است، آقاي كرزي مشكلي كه دارد به عوض اينكه مشكل را حل نمايد، مشكلات را دور ميزند. به اصطلاح ديگري (كلوخ مي ماند واز آب مي گذرد) مشكل با اين كار حل نمي شود بلكه روز بروز بزرگ تر مي شود. ازاين  خاطر نامش را سازش يا مصلحت انديشي براي خاموش ساختن بعضي كشيدگي ها، به گمان من همين نقطه ضعف كرزي باعث بسيار جنجال ها شده، البته تنها كرزي مسئول همه جنجال‌ها نيست بلكه سي سال جنگ ونبود كدر مسلكي باعث شده كه چنين مشكلاتي بار بيايد، اما فشارها هم به اوج خود رسيده.

آقاي كرزي خيلي كساني كه مجرب وتحصيل كرده هستند را به كابينه آورده است!

تحصيل كردن يك چيز است وشناخت وطن چيزي ديگري؛ حس ايثار ووطن دوستي براي وطن چيز ديگريست، وتجربه داشتن موضوع ديگر، كفايت نمي كند كه يك شخص تنها تحصيلكرده باشد. بايد تجربه داشته باشد واز همه بهتر بايد سرنوشت خود را با سرنوشت وطن يكي بداند. بايد باور داشته باشد كه اگر وطن غرق شد من هم همراهش غرق مي شوم، اما اين ها به اين فكر هستند كه مي رويم نزد خانواده خود در غرب وتنها وابسته به حساب بانكي وغيره دراينجا هستم مثل يك كارمند ملل متحد.

پس يكي از عيب هاي وزراي كابينه اين است كه يك پاي شان درافغانستان است وپاي ديگر شان درغرب؟

مي گويند در واقعه هشت جوزا اكثر وزرا بكس هاي خود را براي فرار آماده ساخته بودند.

متأسفانه شما زياد سگرت مي كشيد!

يك داكتر براي يك مريض گفت كه سگرت شما را آهسته آهسته مي كشد، مريض گفت؛ من هم به مردن بسيار عجله ندارم: حال دلم مي گويد كه سگرت را ترك كنم چون وجود من مي گويد كه تحمل آن را ديگر ندارم.

خليلزاد از نظر شما چگونه شخصيتي است؟‌

چند دفعه با آقاي خليلزاد ديده بودم، آدم فهميده است اما مدت زيادي است كه از افغانستان دور است ايشان براي افغان بودن شان يك اطمينان كاذب مي داد كه من خودم افغان هستم مشكلات همه افغان ها را مي دانم اما امكان دارد كه ديگر اولياي اموري امريكا هم به همين فكر باشند كه خليلزاد افغان است مشكلات افغانها را مي داند. به گمان من خليلزاد دربعضي جاي ها مصدر خدمت شده اما دراكثر جاها اشتباهات هم دارد.

خليل زاد قبل از  رفتنش از افغانستان يكي ازطرفداران سرسخت كرزي بود، اما فعلاً انتقاد مي كند به چه دليلي؟

به خاطر اين كه كشورها دوست ندارند بلكه منافع دارند. همراه هركسي كه منافع شان اقتضا نكند دريك مقطع زماني فاصله مي گيرند. اين موضوع را هم در دوران جهاد تجربه كرديم هر دولت بنابر منافع  ملي خود دوستي ودشمني مي كند.

ممكن است احساس شود كه حكومت فعلي نمي تواند ديگر منافع امريكا را تأمين نمايد وبه زوال رسيده؟

ني به گمان من حكومت امريكا وآقاي خليلزاد مي خواهند كه حكومت افغانستان موفق باشد ، اما وقتي كه نارسايي هاي نزد خود حكومت باشد آنها مجبور مي شوند كه به مطبوعات پاسخ بگويند، شمامي بينيد كه فشارهاي بسيار شديد از طرف مطبوعات مثل نيويارك تايمز واشنگتن پست... بالاي حكومت وآقاي كرزي وجود دارد آقاي خليلزاد گفت «حالا فساد اداري به جاي رسيده كه ديگر قابل تحمل كردن نيست».

درانتخابات رياست جمهوري آينده آيا امكان دارد كه، خانواده سلطنتي كسي را كانديدا بسازند؟

من كدام اختلاف خاصي درخانواده نمي‌بينم، يك تعداد از اعضاي خانواده ما به سياست چندان علاقه ندارند، آدم هاي سياسي نيستند.

جنرال عبدالولي شخصي است كه نهايت مريض است. من كدام اختلاف دربين جوان هاي خانواده حس نمي كنم.

اما  من از لابلاي صحبت هاي شما احساس كردم كه حضور مصطفي ظاهر سليقه شخصي خودشان است؟

بلي! شخصاً با من قبلاً كدام مشوره نكرده بود. به گمان من به كسي ديگري هم مشوره نكرده بود.

آيا شما حاضر هستيد كه از آقاي مصطفي ظاهر درجبهه ملي حمايت نماييد؟

چرا ني درصورتي كه دورنما وجبهه ملي درست معلوم شود. فعلاً پيش من سوالي است كه آياجبهه ملي يك بديل شده مي تواند ياخير؟

درپايان اگر گفتني داشته باشيد؟

براي من از همه چيز كرده مشاركت ملي بسيار مهم است، من خواهش دارم كه بنام قوم، مذهب وسمت بايد تعصب نداشته باشيم فقط مشاركت، مشاركت، مشاركت.
  نوشته شده در  ساعت   توسط حسینی مدنی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM