تبليغاتX
مجموعه مقالات حسینی مدنی - ماهیان شوخ و شنگ دریای سیاست
 
 

 

سیاستمداران جامعه ما، چون تخته های روي امواج می مانند، با هر موجی به طرفی می روند. کمترین ثبات در افکار سیاسی، بین آنان دیده می شود. بسیاری از آنان قابل پیشبینی نیستند. امروز جایی و فردا جایی دیگر؛ امروز سخنی و فردا سخنی دیگر. آنهم نه تغییرات جزیی که چرخش کلی! بی ثباتی و بی تعهدی، هنر سیاستمداران جامعه ماست؛ به حرف و قول کمتر کسی ازآنان می توان اعتنا و اعتماد نمود.

البته سیاست ماکیاولیستی در ذات خود چنین امری را بدیهی می داند اما در جوامع با فرهنگ جوانمردی و درسیاست های علمی و مدرن، غالباً این چرخش های مداوم و بدون تقوا و تعهد، به نوعی هرزگی سیاسی تعبیر می گردد. برخی از سیاستمداران بی ثبات ما این چرخش ها و بازی ها را بسیار طبیعی می دانند و سیاست را نوعی بازی می پندارند که باید در متن آن وارد شد و گردید و چرخید!

آنان چنان توجیه می دارند که باید همانند ماهی دریا بود، جست و خیز نمود و شوخی کرد و پهلوزد و پرید. اگر ایستا و ساکن باشی،  همانند سنگ خواهی بود که سزاوار اعماق دریاها خواهی شد.

ائتلاف های سیاسی در افغانستان، همواره شکل گرفته اند و فرو ریخته اند؛ چه در جریان جهاد و مقاومت و چه در دوران فراطالبانی!

حضور پرطمطراق امریکا و غرب در افغانستان، هرزگی سیاسی را افزایش داده و خستگی از جنگ و ترس از انزوا، سیاستمردان ما را بیشتر به معامله گران تبدیل ساخته است.

حامد کرزی که روزی از شانه های مجاهدین بالا مي‌رفت تا بر مسند ریاست جمهوری بنشیند، خیلی زود آنان را جنگ سالار نامید و یک به یک از کنار خود دور ساخت. جنگ سالاران هم بعد از باختن قافیه، او را اجیر خارجي‌ها و مزدور غرب و کارمند یونیکال و... می گفتند.

نزدیکی و دوری سیاستمداران چپی و راستی به کرزی، نوعی آشفتگی بین هوادارانشان را نیز به وجود آورد. برای روشن تر شدن بحث به مثالهایی رجوع می کنیم:

عبدالرشید دوستم رهبر قوم ازبک است، او ظرف چند سال گذشته چندین بار با کرزی نزدیک شده و فاصله گرفته است. وي بعد از يك دوره رفاقت با كرزي در برابر او كانديدا شد و به رقابت پرداخت. او زمانی رتبه درستیزوال قوای مسلح را دریافت کرد و بعد از مدتی با همان رتبه و نشانه های نظامی خانه بند شد. زمانی رابطه نیک با رئیس دولت داشت و زمانی هم به دلیل کشتار مردم جوزجان رابطه اش با کرزی به سردی رفت. هموطنان ازبک ما  بارها از این دوری ها و نزدیکی ها دچار آشفتگی شده اند.

استاد محمد محقق پس از آنکه از مقام معاونیت کرزی منفک شد، انتقادهای خود از او را به اوج رساند و هزاره ها را با خود، همراه کرد. او حتی در مقابل کریم خلیلی حريف سیاستهای بومی و رقیب بومی سیاسی خود نیز موضع گرفت و روابط این دو تیره تر گردید. محقق زمانی بر علیه کرزی جبهه تفاهم ملی را ساخت و دولت او را متهم به قومگرایی و ... کرد و زمانی هم به خاطر خوشنودی کرزی، برخلاف اجماع عمومی هزاره ها در کنار استاد سیاف ایستاد تا بلکه او را در برابر قانونی رئیس پارلمان سازد.

او از این کار و خدمت خود امتیازاتی از کرزی گرفت، اما این دوستی باز هم پایدار نماند و کنایه ها و شماتت های محقق از کرزی دوباره آغاز شد. او حتی بارها با استادربانی برای پیوستن به جبهه ملی در مقابل کرزی مذاکره و مفاهمه نمود، در انتخابات فعلي، پذيرفت تا معاون دوم احمدضيا مسعود باشد. اما بازهم در جریان ریاست جمهوری با آقای کرزی، دست دوستی داد.

آقای محقق نیز خود را رهبر بخش عظیمی از مردم هزاره می داند و پیروان او نیز، در نوعیت سیاست های آقای محقق، حیران و سرگردان مانده اند.

استاد خلیلی اما نسبت به آقای محقق استوارتر مانده است. شاید بدیهی ترین دلیل ثبات نسبی ایشان، موقعیت وي به عنوان معاون دوم ریاست جمهوری باشد، ولو اینکه برای مردم هزاره و شیعه، هیچ منافعی نداشته باشد و فقط از مصدر معاونیت، کمی به سرو وضع خود برسد. می گویند آقای خلیلی آنقدر در تعاملات خود با کرزی محافظ کارانه برخورد می کند که حتی در جریان تهاجم کوچی ها، بر مناطق هزاره کوشش نمود تا گاهی اوقات، خود را از مردم پنهان نماید.

استاد محقق اما جدی تر عمل نمود، او در مقابل کرزی موضع گرفت، دست به اعتصاب غذا زد، مردم را به راهپیمایی فراخواند اما باز هم سر انجام  بنا به هر دلیل در پهلوی کرزی جای گرفت و درحالی که هیچ تغییر مثبتی به نفع مردم هزاره صورت نگرفت، مجدداً از او حمایت و پشتیبانی نمود.

مارشال محمد قسیم فهیم نیز، در سیاستها و برنامه های خود، ثباتی نداشته است. او در يك مقطع، از اراکین نظام حامد کرزی بود. در آن زمان بیشترین دفاع از حاکمیت کرزی را او بردوش داشت. بلا فاصله بعد از اطلاع یافتن از انفصال وظیفه، با تشویق قانونی به کاندیداتوری ریاست جمهوری،  در کنار او و در مقابل کرزی قرار گرفت. او نیز بعد از انتخابات، بارها با کرزی تعامل و تقابل داشته است. او زمانی به حیث مشاور ارشد ریاست جمهور منصوب شد و در همان زمان از کرزی به انتقاد پرداخت. وی زمانی جبهه ملی را در مقابل کرزی ایجاد نمود، تمویل کرد و در کنار استاد ربانی بیشترین بار را بردوش کشید و زمانی هم که روابط کرزی و جبهه ملی اوج تیرگی خود را می گذرانید، جناب مارشال در کنار کرزی و در مقابل کاندیدای جبهه ملی قرار گرفت.

اسماعیل خان هم، چنین بوده است. او در مقطعی به عنوان فرمانروای هرات، دغدغه عمده حامدکرزی بود. اطرافیان امیر، جنگ و قیام امان الله، جنگجوی شيندند  برعلیه او را زیر سر کرزی می دانستند. آقای کرزی در جریان تعاملات خود با اسماعیل خان، سر انجام موفق شد تا او را از هرات به کابل و تصدی وزارت انرژی و آب، تبعید نماید. روابط امیر محمداسماعیل کم‌کم با کرزی رو به بهبود گذاشت اما در جریان امور دولت، مسایل مربوط به هرات و... باز هم آنان با یکدیگر سرد شدند. اسماعیل خان از جمله موسسین جبهه ملی شد و از درون دولت بر علیه کرزی قرار گرفت اما اکنون بازهم متمایل به کرزی به نظر می رسد.

در ادامه بررسی آشفتگی های سیاسی بزرگان، از استاد سیاف هم باید نامی گرفت. وی با تمام متانتی که در عرصه سیاسی داشته است اما تناقضات سیاسی وی نیز در مواردی مشهود بوده؛ او زمانی آقای خلیل زاد را نوکر یهودی ها می گفت اما بارها شده بود که وی در اتاقش میزبان خلیل زاد بود. او به مستر زلمی، بارها مشوره داده اما حد اقل دو دفعه خانه استاد سیاف از جانب امریکایی ها تلاشی یا بازرسی شده است. استاد سیاف به صراحت، ظاهرشاه را رد می کرد و به او چیزهایی می گفت اما بعدها به او زیاد نزدیک شده بود و او را بر سفره ی خویش فرا خواند و دعوت شاهانه ترتیب نمود...

استاد برهان الدين رباني از جريان كنفرانس بن، ناخوشنود بود. مي گويند وي تا مدت‌ها از دست يونس قانوني عصباني بود كه گويا وي بدون همآهنگي و مشوره از جانب مجاهدين، در رياست حامدكرزي صحه گذاشته است. اما خود استاد، از جمله حاميان جدي كرزي شد. سپس با وجود آنكه اين حمايت، منافع هم براي جمعيت اسلامي و اطرافيان ايشان داشت به مرور زمان و خصوصاً پس از فريبكاري كرزي در جريان انتخاب رئيس مجلس نمايندگان، بر او خشم گرفت و از آن پس برعليه او موضع گرفت.

استاد با وجود آنكه در كابينه‌ي كرزي نفوذ قابل ملاحظه‌ي داشت با آنهم با ايجاد جبهه‌ي ملي افغانستان و تصدي رياست آن، برعليه كرزي فعاليت داشت.

محمد يونس قانوني هم از جمله‌ي بي‌ثبات ها در عرصة سياسي افغانستان بوده است. وي زماني كرزي را نماد وحدت ملي مي‌دانست،‌ اما بارها در مقابل وي ايستاده است. روابط آقاي قانوني و كرزي بارها و بارها خراب و سپس ترميم شده است. قانوني پس از استعفا از كابينه كرزي در مقابل وي كانديدا شد، به جريان انتخابات رياست جمهوري انتقاد و اعتراض نمود، اما بسيار زود با كرزي كنار آمد. وي بلافاصله حزب افغانستان نوين را اساس گذاشت اما ديري نپاييد براي بدست كرسي رياست مجلس نمايندگان آن را رها كرد، به نظر مي‌رسد كه جناب قانوني اين روزها در برزخي از دوستي و دشمني گير آمده است.

در مجموع، سوای از افراد و اشخاص، ائتلاف های سیاسی نیز در آشفتگی های سیاسی، غرق بوده اند؛ جبهه ملی افغانستان، برجسته ترین نمونه از آن است که قابل توضیح و تفسیر نمی باشد.

آنچه در بالا ذكر شد، فقط مثال هايي بوده اند؛ شايد اكثريت قريب به اتفاق سياسيون ما از اين قاعده مستثني نباشند. در اين رويكردها و چرخش ها اصل و معيار، چيست؟ شايد زواياي پنهاني براين جست و خيز هاي سياسي وجود داشته باشد اما متأسفانه اصل و محور مواضع سياسي اشخاص، منافع كوتاه مدت و مبتني بر تأمين خواسته‌هاي شخصي است.

مردم افغانستان اعم از اقوام و طوايف مختلف، در آشفتگي‌هاي ناشي از تصاميم رهبران شان سرگردان و حيران مي‌مانند. بالآخره كدام فرد و جريان و روش خوب است و كدام بد؟!

راه رستگاري و ترقي كدام است؟ از كدام مجرا و كدام بينش و برنامه مي‌توان از بحران‌ها عبور كرد؟ اينها و سوالات مشابه، در ذهن مردم مي‌چرخند اما سياستمداران بي‌برنامه ما به هر طرف كه مي‌روند سليقه‌هاي شخصي و منافع خود را مطمح نظر قرار مي‌دهند. رهبران، كم‌كم جايگاه خود را از دست مي‌دهند. در جريان انتخابات هرچند كه آنان با ادعاي رهبري از جانب مردم مي‌آيند ليكن معامله رهبران، همانند گذشته لزوما آرا مردم را با خود ندارد.

به نظر مي‌رسد كه اتكاي مردم همچون گذشته به اشخاص، سرنوشت آنان را به مخاطره مي‌افگند بايد مردم افغانستان با تعقل و دورانديشي، خود تصميم گيرند و خود آينده شان را رقم بزنند.

 

 

  نوشته شده در  ساعت   توسط حسینی مدنی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM