تبليغاتX
مجموعه مقالات حسینی مدنی - سياستمداراني تهي از سواد سياسي!
 
 

بعضي از سياست مرداني كه فراتر از سطح يك  سياستمدار، ادعاي رهبري قشري از مردم را دارند، آنچنانكه در طي ساليان گذشته نشان داده اند؛ بدون آنكه پايبندي به اصول و برنامه هاي خاصي داشته باشند، در زد و بندهاي سياسي فعالانه درگير مي شوند.

اوج فعاليت هاي اين دسته از افراد، زماني نمودار مي شود كه مسأله تقسيمات قدرت به ميان مي آيد و انتخابات، فرصت خوبي براي خودنمايي و بهره وري است.

براي جامعه سياسي هدفمند و سياستمداران خردمند، غالباً دست يافتن به اصول و برنامه هاي مطلوب جهت ادارة هرچه بهتر كشور، از اهميت اساسي بر خوردار است و دست يافتن به قدرت، به عنوان ابزاري براي رسيدن به همان اهداف و اصول فكري و اعتقادي توجيه مي شود.

در جامعه سياسي سالم، گروهها و افراد درگير در انتخابات، بجاي چرخيدن به دور افراد و چهره ها، بيشترينه، برنامه ها و اصول سياستهاي داخلي و خارجي خود را مطرح مي سازند.   در كشورهايي با سيستم و نظام سياسي و مديريتي مدرن، مردم غالباً به برنامه ها رأي مي دهند تا به چهره ها. فعالان سياسي نيز غالباً از چهره اي حمايت مي دارند كه با افكار، اهداف و اصول فكري آنان، نزديكتر و هماهنگ تر باشند. جناح بندي هاي سياسي نيز از همين اصل، سرچشمه مي گيرند.

متأسفانه در افغانستان، سواي برخي از گروهها، اغلب سياستمداران و البته مدعيان رهبري، براي دست يافتن به منافع شخصي، بدون توجه به اصول علمي و عملي، خود را به چهره ها نزديك مي سازند؛ چهره هايي كه گمان مي رود شانس بيشتري براي پيروزي داشته باشند. براي اين دسته از سياستمداران، برنامه ها و اهداف راهبردي براي آينده كشور و ملت از اهميت فوق العاده اي برخوردار نيست. بلكه پست و موقف و ميزان سهمگيري در بدنه حكومت، اولويت و اهميت شايان تري دارد.

آنان غالباً از يك طرف دست به عوام فريبي مي زنند و از جانبي هم با ادعاي نفوذ مردمي، خود را به پول و پست، نزديك تر مي سازند.

در روزهاي گذشته برخي از اين طيف، در بلواي انتخابات پرده از چهره برافكندند. مصداق مشخص اين گروه، جناب استاد محمد محقق و جنرال عبدالرشيد دوستم مي باشند.

چنين افرادي كه مدعي رهبري هستند؛ به هر طرف كه غلتيدند، متوقع هستند كه مردم شان!!!  هم به همان طرف روي آورند!

حال! مبناي حمايت ازيك نامزد و ضديت با كانديداي ديگر از نظر آنان يا هر فرد مشابه ديگر، چه مي تواند باشد؟ حمايت از حامد كرزي، آنهم با مواصفات روابط گذشته، آيا بر مبناي منافع ملي و مردمي بوده يا منافع فردي و گروهي؟!

به يقين مي توان گفت كه چنين حمايت ها و پهلودادن ها نه از سر توجه به برنامه هاي سازنده و دراز مدت و راهبردي؛ كه بل از سر تأمين خواسته هاي شخصي است. سياست پيشه گاني كه به اصول خاصي معتقد نيستند و هراز چندگاهي به طرفي مي غلتند فاقد سواد سياسي هستند، چون يك سياستمدار با برنامه و با سواد، براي خود برنامه هاي جامع، درازمدت و علمي ترسيم مي دارد.

در طول سالها و دهه هاي گذشته، غالباً تمامي زدوبندهاي سياسي در راستاي تأمين منافع شخصي و گروهي بوده و نه لحاظ مسايل اساسي كشور! سياستمداراني كه صرفاً متوجه ميزان سهم گيري در بدنه حكومت و دست وپاكردن امكانات جديد تر و فربه تر براي خود، بدون ملحوظ داشتن برنامه هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي، علمي، امنيتي و... براي كشور مي باشند، بجاي كمك به مشاركت ملي ومهار بحرانهاي متعدد، خود شان بخشي از عوامل ايجاد بحران مي شوند. جالب آن است كه معمولاً سهم گيري در قدرت و گرفتن پست و مقام، غالباً پايدار نمي ماند و در جريان كار حكومت، حالت بسيار شكننده اي به خود مي گيرد؛ كاري كه به وضوح تا بحال تجربه شده است. جالبتر از همه در جريان موضعگيري هاي انتخاباتي آن است كه برخي از چهره هاي به اصطلاح سياستمدار، مبناي حمايت خود از كانديدايي را دريافت پول و امكانات اقتصادي قرار مي دهند! چنين افرادي است كه با استفاده از فرصت هاي مقطعي دست به ايجاد موج در بين مردم مي زنند. نتيجه و ثمره كار چنين سياست پيشگان؛ آيا غير از ايجاد بدگماني ها و سوء رفتار هاي سياسي و اجتماعي، چيز ديگري مي تواند باشد؟!

  نوشته شده در  ساعت   توسط حسینی مدنی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM