اين روزها چندين كشور، انتخابات مهمي را پيشرو دارند و يا به تازگي پشت سر نهاده اند.
- در هندوستان، كشوري با نظام دموكراتيك، يك زن، آنهم از يك اقليت بسيار كوچك به عنوان رئيس پارلمان اين كشور به اتفاق آرا انتخاب گرديد. اين مسئله نه تنها براي هندوستان كه بل به تمام مردم و سياسيون افغان نیز كه به تازگي مشق دموكراسي ميكنند بسيار مهم و آموزنده است. براي افغانستان از آن جهت مهم است كه مسئوليتها و مقامها غالباً با درنظرداشت تيره و طايفه ملحوظ ميگردند و نظري بر سيستم سياسي و حكومتي هند اگر چشم بينا و عقل سليمي داشته باشيم ميتواند بسي آموزنده باشد.
- در كشور لبنان نيز انتخابات پارلماني با توجه به تعدد و تكثر اقوام و مذاهب و جريانات سياسي، تمامي مسايل داخلي اين كشور را تحتالشعاع قرار داده است. در آنجا براي عموم جريانات سياسي، برنامهكلان دولت و سمت و سوي سياستهاي داخلي و خارجي اين كشور براي تمامي رقبا اولويت اساسي دارد. جبههگيريها و رقابتها و نگرشهاي سياسي محافل لبناني از زاويهاي ديگر براي ما قابل تأمل و عبرت آموزي است.
- در كشور همسايه غربي ما يعني جمهوري اسلامي ايران نيز، وضعيت مشابه با خود را شاهديم؛ چهار نامزد نهايي انتخابات رياست جمهوري، عمدتاً از دو طيف اصلاح طلب و اصولگرا مبارزات انتخاباتي خود را براساس موازين و معيارهاي اصولي و دموكراتيك، آغاز نموده اند. مناظرههاي انتخاباتي بين نامزدهاي مختلف آنچنان داغ و جذاب هستند كه تنور انتخابات را واقعاً گرم ساخته اند.
در اين كشور بيشتر از هرچيزي برنامهها به معرفي گرفته ميشوند، برنامههايي به بوتة نقد كشيده ميشوند، براي آينده كشور در حيطههاي مختلف راههاي حل، نشان داده ميشوند، مردم هم غالباً مشتاقانه ميشنوند كه برنامه و راهكارهاي هر نامزد چيست؟ برهمين اساس است كه آنان به برنامههايي كه ترجيح ميدهند، رأي ميدهند. اين مسئله نيز بايد براي ما كه هنوز اندر خم يك كوچهايم، جاي تأمل و تعمق باشد.
ماهم اين روزها غرق در انتخابات رياست جمهوري و زدوبندهاي ناشي از آن هستيم.
انتخابات ما از همين اكنون، بيروح است، بيبرنامه است، در انتخابات ما تقابل و قياس برنامهها وافكار نيست، تقابل و تضارب بين افراد است. جبههگيري هاي سياسي غير كارشناسانه بين رهبران و فرماندهان و سياست پيشهگان است.
رقابت انتخاباتي ما، آكنده از مسايل قومي، و ميدان داران اين رقابت هم تا به اكنون رهبران قومي بوده اند. هنوز به غير از يكي دو نامزد، مابقي نامزدها به شمول آقاي كرزي برنامه و پلان و راهكاري براي آينده كشور ندارند. نقطه اتكا و سلاح برنده آنان در انتخابات پيشرو چهرههاي قومي است و نه برنامه ملي!
پشت گرمي آنان به حمايتهاي به اصطلاح رهبراني است كه خود آنان هم كاملاً بيبرنامه اند. آقاي كرزي، اين روزها سرمست ترين نامزدي است كه توانسته تعدادي از اين قشر را با وعده و وعيد به آغوش گرفته و دست نوازش برسر شان بكشد.
كاري كه از جمله تخصصهاي غير قابل انكار جناب ايشان است! در فرداي انتخابات هم...
اما يك نكته اساسي را نبايد از نظر دور داشت: مطابق نظرسنجيهاي انجام گرفته در مناطق مختلف، آقاي كرزي با وجود در كنار گرفتن فيگورهاي سياسي، در بين مردم شانس زيادي براي پيروزي ندارد. بايد پذيرفت كه ظرف سالهاي گذشته با اشتباهات مكرري كه رهبران قومي مرتكب شده اند، نفوذ مردمي آنان به حداقل رسيده است. بنابر اين چنانچه در انتخابات، شفافيت لازم وجود داشته باشد، سرمستيهاي ناشي از ائتلافهاي موجود آقاي كرزي؛ به زهرخندي تبديل خواهد شد. هنوز از جانب آقاي كرزي و بسياري ديگر از نامزدها برنامههاي علمي و تخصصي براي ادارة كشور ارايه نشده است. ضمن آنكه سابقه مديريتي و دولتداري آقاي كرزي براي عموم مردم، كدورتهاي فراواني را ايجاد نموده است.
به هر حال بايد از ديگران بياموزيم، بايد از حصارههاي قومي و طايفهاي خارج شويم و با درنظرداشت اولويتهاي اساسي كشور، منافع ملي خود را بيشتر از هرچيز ديگري در نظر آوريم.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|