پاكستان مدتهاست كه در منجلابي از خشونت، ترور و بي ثباتي گرفتار آمده است. طالبان و گروه القاعده همچون غده اي سرطاني ريشه در قلب و جوارح اين كشور مي دوانند. جنگ در مناطق مرزي و انتحار در مناطق مركزي، پاكستان را به كشوري ناآرام و محتاج امدادهاي جهاني مبدل ساخته است.
پاكستان كه زماني خود، با اعتراف صريح بي نظيربوتو در ساختن و صدور اسلام افراطي با اهداف سياسي دست داشته و از اين منظر سود سرشاري را به قيمت تباهي مردم افغانستان و منطقه براي خود متصور بود اكنون روزهاي حاد و دشواري را پيش روي خود مي بيند.
علاوه بر اين، آنچه در ميان دود و غبار ناشي از تروريست پروري طالبان، دامن اين كشور را افروخته است، دشمن تراشي هاي پاكستان با هند و افغانستان و حتي برخي كشور هاي ديگر جامعه جهاني، سردمداران پاكستاني را بيش از پيش در ميدان جنگ و افراطي گري تنها و محتاج به همياري ساخته است. واقعيت آن است كه اكنون هيچ كس به حال پاكستان اشك نمي ريزد، چون خود كرده را نه درد است و نه درمان!
نشست هاي سه جانبه پاكستان با امريكا و افغانستان و ايران و افغانستان بيش از آنكه نشست هايي معمول باشد، طلب همكاري پاكستان از ايران و امريكا و ياري خواستن از كشوري بنام افغانستان است كه روزي خود، طالبان را به عنوان ابزاري براي اشغال كردن آن، ايجاد نموده بود.
بخش اعظمي از ايالات سرحدي پاكستان اكنون تحت كنترول و نفوذ طالبان است، ارتش پاكستان كه ظاهراً تصميم گرفته براي پيروزي بر طالبان جنگ را از نقاط ضعيف و آسيب پذير طالبان در دره سوات و حوالي آن و شهرك مينگوور آغاز نموده و سپس نقاط قوت طالبان را هدف گيرد تا هنوز هم در دره سوات زمينگير است. معلوم نخواهد بود كه ارتش پاكستان با مقر طالبان در وزيرستان شمالي و جنوبي چه خواهد توانست! جايي كه پايگاههاي اصلي طالبان و مركز ثقل توانمندي آنان محسوب مي گردد. مداخله امريكا و بمباران هوايي ارتش امريكا تظاهرات گسترده مردم پاكستان را در پي دارد و ارتش پاكستان هم به تنهايي در مقابله با طالبان ظرفيت ها و توانمندي هاي لازم را ندارد.
طالبان پاكستاني به محض ديدن فشار، به مناطق ديگر و به داخل افغانستان مي خزند و سپس دوباره بر مناطق جنگي هجوم مي برند؛ همين مسأله در كنار سياستهاي دوگانه آي اس آي (سازمان جاسوسي پاكستان) كار را بر دولتمردان پاكستاني دشوارتر ساخته است. طالبان اعم از پاكستاني و افغان، اكنون عمده توجه خود را معطوف به پاكستان و جنگ با ارتش اين كشور نموده اند. اين عمل و نتيجه معكوس آن از جمله عبرت هاي روزگار ماست و تعبير عملي اين مثل فارسي كه «چاه كن در چاه است» و حديثي مشهور يكي از بزرگان دين ما كه «آنچه براي خود نمي پسندي، براي ديگران هم مپسند».
به هر صورت، تا وقتي كه دولتمردان و مهمتر، سازمان استخبارات پاكستان تغيير عملي در سياستهاي خود نياورند، پاكستان و منطقه، آرام نخواهد شد. متأسفانه تفكر طالباني حتي در ارتش پاكستان ديده مي شود؛ تسليم شدن گاه و بيگاه عناصري از ارتش پاكستان به طالبان بعضاً از همين امر ناشي مي شود.
در مجموع بايد تأكيد ورزيد كه شكست دادن طالبان بدليل اينكه در منطقه ريشه دوانيده است، كار آساني نيست و از طريق عمليات نظامي صرف، مقدور نخواهد بود. طالبان به واسطه يافتن حوزه وسيع جغرافيايي براي تحركات و فعاليت هاي خود آزادي عمل فراواني دارند، در جنگ ها هرگاه فشاري ببينند به راحتي در درون مرزهاي افغانستان و پاكستان عقب مي نشينند و دوباره باز ميگردند، براي شكست طالبان و تروريسم هماهنگي جامع و عملي بين تمامي نيرو هاي طرف درگيري با طالبان لازم به نظر مي رسد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|