تاریخ : 2009/03/06
مربوط بخش : (شماره مسلسل 622)
آقاي مدني با تشكر از شما! سخن را اين طور آغاز مي كنيم كه؛ گفتگوهاي هفتگي پيام مجاهد را شما شروع كرديد و الان با خود شما گفتگو ميكنيم!
بله، اما احساس مي كنم كه نسبت به شروع كار، كمي اين روند ضعيفتر و داراي افت و خيز شده است، اين سلسله گفتگوها را با استاد رباني شروع كرديم و با ديگر بزرگان ادامه داديم. سؤالات را كمي جسورانه مي پرسيدم شايد براي همه مصاحبه شوندگان و خوانندگان، اين شيوه، تازگي داشت. من سراغ بزرگان مي رفتم و گفتگوهاي بسيار آزاد و دوستانه انجام مي دادم كه گمان مي كنم براي خوانندگان آن، جذابيت خود را داشت.
چرا از آن گفتگوها واقعاً استقبال مي شد. چه فاكتورهايي گفتگوهاي شما را جذاب مي ساختند؟
اول از همه، كوشش مي كردم كه طرف مصاحبه را خوب بشناسم، پيشينه او را بدانم، گرايش هاي فكري و سياسي او و اخلاق فردي او را بفهمم و سپس به سراغ او بروم.
چون با اكثر مصاحبه شوندگان آشنايي و دوستي داشتم لذا از اين نظر مشكلي نداشتم، قبل از شروع گفتگوهم چند دقيقه اي با هم حرف مي زديم.
مي خواستم پيشاپيش طرف، كاملاً آمادگي صحبت را پيدا كند. با سوالات بسيار آسان شروع مي كردم و اجازه مي دادم كه طرف كاملاً راحت باشد و سپس سؤالات اصلي را با شيوه هاي مختلف مطرح مي كردم. جوابي را هم كه مي خواستم ميگرفتم. نمي خواستم كه چيزي پنهان باقي بماند.
آيا شده بود كه كسي تقاضاي مصاحبه شما را رد كند؟
بله! استاد سياف و آقاي قانوني! يكي چون اصلاً مرا نمي شناخت و ديگري چون زياد مرا مي شناخت!
اماحتماً روزي با آنها هم گفتگو خواهم كرد.
چي شد كه سراغ همبستگي رسانه ها رفتيد؟
چون رسانه هاي زيادي وجود داشتند. صدها رسانه فعلاً در افغانستان فعال هستند اما به نظر من آنان به درستي نتوانسته اند تا جايگاه و موقف مطلوب رسانه را در افغانستان احيا بكنند.
نفس نشرات داشتن و قلم زدن و تحليل كردن و خبر گفتن به تنهايي كافي نيست. بايد ببينيم كه هر رسانه به تنهايي خود چه تأثيري بر اجتماع مي گذارد. آيا سيستم اطلاع رساني ما مطلوب هست؟
آيا رسانه ها، مسؤوليتي كه بردوش دارند به درستي انجام داده اند؟ آيا هر كدام از مطبوعات پوشش رسانه اي مطلوب در سطح كشور و حتي بين المللي دارند؟ من فكر مي كنم كه هر رسانه بنابه توانمندي خود، وظايف خود را انجام داده اما ظرفيت هاي كاري و نشراتي هر رسانه به تنهايي كافي نيست كه مخاطبان را به شكل سراسري پوشش بدهد؛ توانمندي هر رسانه به تنهايي خود كافي نيست كه باعث تغييرات عمده شود.
منظور شما از تغييرات عمده چيست؟
ببينيد! هر رسانه در جوامع، مسؤوليت هايي دارد. نشر اعلانات و فلم هاي سينمايي و برنامه هاي سرگرم كننده و تفريحي و امثال آن وظايف اصلي رسانه ها نيستند. بلكه اطلاع رساني دقيق و شفاف و همچنين فرهنگ سازي و همچنين ايجاد تحرك و پويايي در مردم و همچنين روشنگري در جامعه و سوق دادن مردم و اذهان به سمت فرهنگ هاي ملي و بومي، از جمله وظايف اساسي رسانه ها هستند. برخي از كارشناسان، رسانه ها را وسايل كنترول افكار عمومي مي دانند. حالا شما مقايسه كنيد، رسانه هاي ما تا به حال چقدر براي بر آورده ساختن اين مسؤوليت ها موفق بوده اند؟! من مي گويم كه تأثير داشته اند اما نه به صورت ايده آل!
حتي برخي رسانه ها بجاي پرداختن به بايسته هاي ملي و ديني و فرهنگي اين كشور وتقويت خرد و تفكر در ميان توده مردم، بيشتر گرايش به ترويج ابتذال فرهنگي داشته اند. جوانان امروز، هنر پيشه هاي هندي و امريكايي را بيشتر و بهتر از دانشمندان و افتخارات گذشته خود مي شناسند. مراكز ظاهراً فرهنگي و آموزشي ما حتي براي نامگذاري خود، الفاظ و عناوين خارجي را بيشتر از نامهاي وطني انتخاب و نصب العين مي كنند.
دغدغه امروز ما، خود باختگي فرهنگي است، منظور از تغيير، تغيير خودباختگي به خود باوري است. جوانان ما نيازمند انديشه هاي مولاناي بلخي هستند نه كُشتي كج امريكايي!
رسانه هاي ما به جاي برجسته ساختن قهرمانان خارجي بايد افتخارات وطني ما را برجسته كنند. بيشتر از اينكه انديشه هاي مبتذل را ترويج كنند بايد تعقل و تفكر را گسترش دهند.
وانگهي من بارها گفته ام كه در اين كشور آزادي بيان وجود دارد اما اين آزادي بيان تحقير مي شود چون به ديدگاههاي اصحاب رسانه اعتنايي نمي شود. در صورتي مي توانيم جايگاه خود را پيدا كنيم كه باهم، هماهنگ باشيم، وقتي كه همسو شديم، ديدگاههاي مشترك خود را شناختيم، نشرات مشترك داشتيم، در ديدگاههاي توهين آميزي كه نسبت به رسانه ها وجود دارد و همچنين در عملكرد اشتباه دولتمردان هم مي توانيم تغيير بياوريم.
هر رسانه گرايش سياسي خاص خود را دارد، آنها را چطور مي توانيد جمع كنيد؟
تفكر سياسي و گرايش سياسي هر فرد و هر سازمان و هر رسانه نبايد بهانه اي براي واگرايي و پرهيز از فرهنگ سازي و روشنگري و همگرايي شود. نه تنها هر رسانه، كه هر ژورناليستي گرايش سياسي خاص خود را دارد، قبلاً خبرنگار آژانس پژواك هم همين سؤال را از من پرسيده بود. من گفتم كه گرايش سياسي هر كس مربوط به خودش! ما نمي توانيم كه سليقه هاي شخصي يك نفر را عوض كنيم. ما نمي توانيم كه سياستهاي نشراتي هر رسانه را تغيير بدهيم، ما نمي توانيم كه نظرات خود را بالاي رسانه ها تحميل كنيم. اما بايد بپذيريم كه رسانه ها اهداف مشترك بسيار زيادي دارند. زمينه هاي كار مورد علاقه جمعي زيادي وجود دارد. تمامي رسانه هايي كه تا به حال در تأسيس مركز همبستگي رسانه ها زحمت كشيده اند و تمامي اعضاي مركز، هيچكدام شان مخالف فرهنگ ملي و آموزه هاي ديني ما نيستند. همه مي گويند كه بايد از همديگر حمايت كنند. از تجارب همديگر استفاده كنند. با همديگر روابط خوب داشته باشند. با رسانه هاي مطرح بين المللي هم بايد تعاملات خوب داشته باشند. همه مي گويند كه بايد در جامعه، يك نوع تحرك ايجاد كرد، به سمت اتحاد و انسجام، پيش رفت و دهها هدف مشترك ديگر دارند، كل كاركرد و اهداف رسانه ها كه در سياست خلاصه نمي شود. وانگهي حتي در بسياري مسايل سياسي هم اتفاق نظر وجود دارد.
با وجود استقبالي كه از تأسيس مركز همبستگي رسانه ها صورت گرفت، اما يكي دو نشريه، از اين مركز انتقاد كردند چرا؟
من فقط يكي از نوشته هاي روزنامه 8صبح را خواندم كه بيشتر در نقد سخنان يكي از سخنرانان محفل اعلام موجوديت كه نظرات شخصي خود را بيان كرده بود نوشته شده بود. گمان مي كنم آن مضمون به دليل اطلاعات نادرست از مركز و همچنين براي نقد سخنان او چاپ شده بود.
مسؤولين روزنامه 8صبح همگي از سرمايه هاي فرهنگي و مطبوعاتي كشور ما هستند. چهره هاي متشخص رسانه اي هستند، به تمامي آنها من پيشنهاد مي كنم بجاي دور دور نشستن و شك كردن بايد وارد متن شوند. و حتي براي مديريت اين نهاد عملاً سهم بگيرند.
آن طور كه من در جريان هستم برخي از اتحاديه ها هم واكنش هايي نشان دادند!
واكنش هاي منفي نبود. بيشتر در ذهن دوستان ما سؤالاتي مطرح بود و گمان مي كردند كه مركز همبستگي رسانه ها در مقابل آنان به وجود آمده ولي بابرخي مسؤولين آن نهاد ها صحبت كرديم، سوء تفاهم ها رفع شد و حتي آنان از تشكيل اين مركز به گرمي استقبال كردند چون ما براي تقابل با هيچ رسانه و هيچ ارگان ژورناليستي، مركز همبستگي رسانه ها را نساخته ايم.
سروكار ما بيشتر با رسانه ها است تا با افراد. بسياري از اعضاي «مهر» به تنهايي خود، عضويت اتحاديه هاي ژورناليستي را دارند. برخي از رسانه هاي تحت مديريت مسؤولين اتحاديه هاي ژورناليستي هم عضويت مركز همبستگي رسانه ها را دارند. ما در آينده قطعاً با اهداف مشتركي كه داريم هماهنگي ها و همسويي هاي مشتركي هم خواهيم داشت.
گفته مي شود كه اين مركز در آستانه انتخابات ساخته شده، پس هدف مشخص سياسي دارد، آيا اين درست است؟
نخير به هيچ عنوان صحت ندارد. همانطور كه قبلاً گفتم انديشه ها و برنامه هاي سياسي هر رسانه براي خودش! قرار نيست كه ما همگي يك فكر واحد سياسي داشته باشيم ممكن است مسؤولين در مورد انتخابات باهم صحبت داشته باشند اما هيچ اصراري بر حمايت يا رد كسي نخواهد شد. مركز همبستگي رسانه ها با توجه به اهداف و برنامه هايي كه دارد براي مدت زمان طولاني بنياد گذاشته شده است.
و آخرين پرسش؛ چه رسانه هايي مي توانند عضويت مركز همبستگي رسانه ها را حاصل نمايند؟
آنچه در اساسنامه مركز آمده است؛ اعتقاد به اصول و ارزشهاي ديني، رعايت قانون اساسي و پايبندي به قانون رسانه ها، احترام به منافع ملي، اعتقاد به برادري ديني است.
و يك سؤال ديگر! برنامه هاي مشتركي كه مركز همبستگي رسانه ها خواهد داشت چه برنامه هايي خواهد بود؟
تصميم داريم كه نمايشگاههايي داير كنيم تا عضاي مركز، محصولات فرهنگي ورسانه اي خود را در آن عرضه كنند، احتمالاً سمينارهاي تخصصي را برگذار خواهيم كرد. قرار بر اين است كه رسانه هاي عضو تجربيات رسانه اي خود را در اختيار هم قرار دهند، شايد يك ويب سايت هم راه اندازي كنيم تا رسانه ها اخبار و اطلاعات و تحليل هاي خود را مشتركاً از آن طريق در اختيار مخاطبان خود قرار دهند. قرار برآن است كه ژورناليستان مستقل عضو مركز هم، چنانچه علاقمند بودند، براساس توانايي و علاقه شان جهت اشتغال به رسانه هاي عضو مركز معرفي شوند و ساير برنامه هايي كه مسؤولين ونمايندگان رسانه ها صلاح بدانند، خواهيم داشت.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|