حادثه تروريستي 23دلو كابل كه در چندين موقعيت و همزمان از جانب طالبان سازماندهي شده بود، ضمن آنكه قربانيان زيادي گرفت، بيانگر جولان دهي طالبان در كابل وضعف ارگانهاي امنيتي در شناسايي و پيشگيري از وقوع چنين حملات و تأمين امنيت عمومي است. در عين حال كه نبايد جرأت و شهامت و فداكاري پوليس و امنیت ملی را ناديده گرفت كه با جان و دل وارد معركه شدند و توانستند تا با قتل تروريستان از فاجعه بزرگتري جلوگيري نمايند اما ضعف هاي ساختاري در ارگانهاي امنيتي و مديريت بحران امنيتي رابايد به بوته نقد كشيد. دولتمردان ما در تأمين امنيت، هر روز سردرگم تر مي شوند، حامدكرزي چند روز قبل در كنفرانس امنيتي مونيخ صراحتاً اذعان داشت كه هنوز هم با گذشت هفت سال در مورد امنيت افغانستان صحبت مي كنيم!
با گذشت زمان، آمار جرايم و جنايات، گراف صعودي مي يابد و در مقابل، امنيت خصوصاً در شهرها، گراف نزولي مي پيمايد. در اين مسأله بايد پذيرفت كه اين افزايش جرايم و نا امني، ريشه در قوت و توانايي طالبان ندارند، بلكه ضعف ها را بايد در زير ساختهاي امنيتي كشور جستجو كرد. سالهاست كه در بهبود امنيت، تحولات بنيادين نمي آيد بل صرفاً افراد جابجا مي شوند. ظرف يك سال شاهد بوده ايم كه چندين جنرال به عنوان فرمانده امنيت شهر، منصوب و معزول گشته اند اما تغييرات مثبتی در تأمین امنیت نيامده است. از طرفي هم بارها با اتخاذ تدابير شديد امنيتي و مسدود نمودن طولاني مدت راهها و چهارراههاي پر تردد شهري، مردم دچار زحمت هاي فراواني شده اند، ليكن چنين تدابيري نيز نتوانسته اند تاجلو اعمال خرابكارانه را سدكنند.
طالبان، در ارگانهاي مختلف نفوذ مي كنند اما ارگانهاي امنيتي آنطور كه بايد، توانايي نفوذ، شناسايي و پيشگيري از حملات را ندارند. بعد از هر حمله دهشت ناك، كنفرانس امنيتي تشكيل مي شود و به ارائه توضيحات، بسنده مي گردد. در حادثه اخير، وزير داخله گفته است كه تدابير را شدت خواهد بخشيد اما تمامي اين تدابير براي همگان، تكراري شده اند؛ تدابير بعد از وقوع حوادث!
از جانب ديگر رئيس عمومي امنيت ملي بار ها و خصوصاً بعد از حادثه مذكور، اعلام نموده است كه تروريستان اكثراً اتباع خارجي هستند و غالباً از پاكستان مي آيند؛ چنين نيز هست.
پس بايد ريشه تروريسم را همانطور كه بارها نيز گفته شده است در بيرون از افغانستان خشكاند. در جريان كنفرانس امنيتي مونيخ نيز برخي افراد بر همين نكته انگشت گذاشته اند. بايد جامعه جهاني بيشتر از گذشته اين مسأله رامورد توجه قرار دهند واز جانبي هم دولت افغانستان سياست هاي خود را منطقي تر و معقول تر عيار سازد.
آقاي كرزي در جريان كنفرانسهای مطبوعاتی خود، از يك طرف، از نا امني در افغانستان و كوتاهي كشور هاي خارجي سخن مي گويد و از طرف ديگر مجدداً از طالبان مي خواهد تا به كشور بازگردند؛
از يك طرف بطور مداوم پاكستان را متهم مي سازد و از جانب ديگر بازهم اعلام مي دارد كه پاكستان و افغانستان تفاهم دارند و دوست هستند؛
از جانبي از غرب براي تلاش بيشتر در برقراري امنيت دعوت مي دارد و از جانبي هم به صراحت مي گويد كه بين افغانستان و امريكا مسابقه نرمي!!! در گرفته كه يقيناً به پيروزي افغانستان خواهد انجاميد!!
به هر حال طالبان با راه اندازي حملات هماهنگ تروريستي در كابل پاسخ روشن خود به دعوت هاي مكرر آقاي كرزي را دادند. جناب ايشان بايددريافته باشد كه به هر دليلي نمي تواند به اين قشر اعتماد نمايد و دل ببندد.
در مسأله تأمين امنيت، همواره دو جناح مورد توجه دولت و ارگانهاي امنيتي مي باشند 1- نيروهاي خارجي 2- طالبان و ناراضيان مسلح. اما حلقه مفقوده در اين مهم، مردم افغانستان هستند. دولت در جلب همكاري هاي مردمي و در تأمين امنيت ناتوان است. بسياري از مردم به دولت فعلي، بي باور هستند، بايد اعتماد عمومي مردم جلب شود. بايد حرمت و شخصيت پوليس و افراد امنيتي حفظ شود، بايد آموزش هاي لازم، امكانات لازم و انگيزه هاي لازم در اختيار آنان گذاشته شود. امنيت كشور توسط جوانان وطن و جلب اعتماد و همكاري هاي مردم كشور بر قرار خواهد شد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|