تبليغاتX
مجموعه مقالات حسینی مدنی
 
 

انتخابات، رسماً به دور دوم رفت. حامدكرزي در حاليكه نمايندگان ملل متحد و امريكا در كنارش ايستاده بودند با چهره‌يي كه غم و اندوه از آن مشهود بود،‌ اين مسأله را پذيرفت.

اينكه پيروز نهايي انتخابات، كرزي باشد يا عبدالله، شايد چندان تفاوتي نداشته باشد اما رفتن انتخابات به دور دوم از چند جهت داراي اهميت است:

اول آنكه در اين انتخابات تخلف و تقلب زيادي صورت پذيرفت، تعداد اشتراك كنندگان به دلايل مختلف نسبت به انتخابات قبلي اندك بود، امنيت انتخابات شكننده بود و نهايتاً دموكراسي مــورد ادعا و افتخار غرب به شدت زير سوال قرار گرفت.

تقلب گسترده و آشكارا، مشروعيت نظام را زير سوال مي‌برد و در آينده فاصله بين مردم و حكومت را بيشتر مي‌ساخت و اين مسأله مي‌توانست براي جامعه‌ي جهاني و كشورهاي خارجي حاضر در افغانستان نيز به عنوان چالشي مطرح باشد. اصرار بر پيگيري موارد تخلف و تقلب و جداسازي راستي و ناراستي، در واقع پيروزي دموكراسي تلقي مي‌شود.

جامعه‌ي جهاني با اصرار بر شفاف شدن ابهامات، كمك بزرگي بر تطبيق فرايند دموكراسي در افغانستان نمود. آقاي كرزي و كميسيون دست نشانده او كه تخلف را انكار مي‌ورزيدند چاره‌اي جز پذيرش تقلب‌هاي سازمان يافته خود نديدند.

مورد ديگر از پيروزي دموكراسي، اخراج احتمالي تقلب كاران از كميسيون انتخابات خواهد بود، سازمان ملل خواهان اخراج بيش از 200 مامور متقلب مي‌باشد تا انتخابات دور دوم بي‌طرفانه تر انجام يابد.

مورد دوم آن است كه نقش و قدرت رسانه‌ها بيش از هر زماني روشن شد. رسانه‌هاي زيادي در خدمت حاكميت دموكراسي و افشاي چهره زشت تقلب قرار گرفتند. اين دسته از رسانه‌ها چه قبل و چه بعد از انتخابات با انتشار اخبار و تحليل‌هاي واقع بينانه و روشنگرانه اجازه آرامش و نتيجتاً پيروزي را بر متقلبان ندادند. ثابت شد كه رسانه‌ها از اركان دموكراسي هستند.

ديگر سخن آنكه، بي‌وزني و بي‌اعتباري رهبران قومي به اثبات رسيد. آقاي كرزي كه با جمع آوري تعداد زيادي از مدعيان رهبري، گمان مي‌برد كه تمام طوايف و قبايل را با خود دارد به نيكي دريافت كه بي‌جهت امتياز داده و بي‌مورد وعده وزارت‌ها و رياست‌ها را به آنان سپرده است.

اين انتخابات نشان داد كه مردم افغانستان از اقوام مختلف و مناطق گوناگون ديگر اختيار و سرنوشت شان را به دست فرصت طلبان و خودخواهان نمي‌سپارند و خود شان آينده خود را انتخاب مي‌كنند.

شايد درس ديگري كه از اين انتخابات گرفته شد مربوط به همين رهبران بود. گفته مي‌شود كه حمايت اكثر آنان از كرزي به دليل اشتباه در محاسبات شان بود. آنان گمان مي‌بردند كه به طور حتم آقاي كرزي پيروز ميدان است. حمايت آنان از كرزي نه براساس نزديكي اهداف بلكه به دليل گرفتن امتيازات در دولت آينده بود، بخاطر جو تبليغاتي بود كه به نفع كرزي سنگيني مي‌كرد. آنان هم البته از اين انتخابات شايد درسي گرفته باشند، ما قبل از انتخابات، با نوشتن چندين مضمون، چنين وضعي را پيشبيني مي‌كرديم.

مورد ديگر آن است كه يك نوع استراتيژي تاريخي كه مبتني بر استبداد و تك محوري است به چالش افتاد؛ اشخاص متعصب قومي كه تمام تلاش شان را براي تداوم انحصارگري به خرج دادند، دريافتند كه در فرايندي دموكراتيك جايي براي تفكر قبيلوي نيست. دموكراسي را نبايد لزوماً از چشم امثال انوارالحق احدي و علي احمدجلالي و مهره‌هاي افغان ملتي تعقيب كرد.

اين انتخابات نوعي خوشبيني را هم به وجود آورده كه زاويه ديد جهان نسبت به افغانستان تغيير كند، غالباً دروازه‌ ورودي افغانستان از تونل پاكستان بوده و اكنون مي‌بايد به افغانستان از مدخلي ديگر بايد وارد شد.

به هر حال انتخابات سال 1388 نتايج بسيار گران باري براي افغانستان داشته و درس‌هاي فراواني آموخته است. تاثيرات اين انتخابات و پيامدهاي آن را مي‌بايد بسيار عميق و ماندگار ديد.

برخي آن را با كنفرانس بن به مقايسه مي‌گيرند و عده‌اي آن را عميق تر از آن مي‌پندارند چرا كه تحول بزرگي را به بار آورده است.

مورد آخريني كه مي‌بايد آن را برجسته ساخت، پيروزي مقاومت و ايستادگي گروه مخالف كرزي بود.

دكتر عبدالله كه سرسختانه در مقابل كرزي ايستاده بود چه قبل از برگزاري انتخابات و چه بعد از آن هرگز حاضر نشد تا با كرزي در بدل دريافت امتيازات بالا دست دوستي بدهد.

باري گفته شد كه آقاي كرزي حاضر است تا تمام كابينه را به جناح مخالف بدهد اما آنان حاضر به معامله با وي نشدند.

عبدالله حكومت ائتلافي را هم نپذيرفت و تا آخر سخن از شفافيت انتخابات گفت.

او تحت تاثير رايزني ها و پا درمياني‌هاي خارجي ها هم نرفت و سرانجام انتخابات را به دور دوم برد.

نتيجه انتخابات دور دوم هرآنچه باشد اما يقيناً سنت حسنه‌اي در راه پرورش نظام دموكراتيك خواهد بود. مردم بيشتر به نظام اعتماد خواهند كرد و فاصله‌اي كه بين ملت و دولت افتاده شايد كمي اندك شود.

  نوشته شده در  ساعت   توسط حسینی مدنی  | 

اوضاع انتخاباتی افغانستان کمی پیچیده شده است. آقای کرزی هم کمی عصبانی هستند؛ کای آیده در معرض خطر و اتهام قرار گرفته اند؛ ایشان تا به حال از کرزی حمایت می کرد اما اکنون پیترگالبرایت معاون آمریکایی او با مصاحبه ها و افشاگری ها برایش درد سر آفریده است. کای آیده نماینده ملل متحد در افغانستان که تا دیروز به جدیت از بروز تقلب در انتخابات، انکار می ورزید اکنون به صراحت اعتراف دارد که در انتخابات تقلب گسترده ای صورت پذیرفته است. او درعین حال با دستپاچگی می گوید که خودش دراین تقلب ها دستی نداشته. برخی گزارش ها حاکی از آن است که آقای آیده به کرزی سفارش داده که مهیای رقابت در دور دوم انتخابات باشد؛ ظاهراً کرزی از این توصیه آیده به خشم آمده و ایشان را از دفتر کار خود به بیرون رانده است.
بعد از مأیوس شدن جناب کرزی، ایشان به صراحت، خارجی ها را متهم به مداخله در انتخابات افغانستان می کنند.
این مسأله در شرایطی صورت می پذیرد که کمیسیون بررسی شکایات انتخاباتی، بعد از بررسی آرای مشکوک، عملاً به تقلب و تخلف های انتخاباتی پی برده است. ظاهراً نتیجه این بررسی، ابطال نزدیک به ثلث آرای کرزی است. البته به نفع رقبای وی نظیر داکترعبدالله نیز تقلباتی صورت پذیرفته اما به نظر می رسد که تقلبات سازمان یافته تیم کرزی، همه چیز را تحت الشعاع قرار داده است.
از افشای این همه تقلب، پیترگالبرایت شاید خوشحال ترین فرد باشد چون او بود که بیشتر از همه خود را به آب و آتش زد تا بتواند آبرویی از رئیس خود جناب کای آیده برباد دهد.
او سر انجام موفق شد. آقای آیده شاید از حمایت های آشکار و پنهان خود از کرزی پشیمان باشد چون، صداقت و حیثیت کاری او و نمایندگی ملل متحد افغانستان لطمه دیده است.
گزارش هایی نیز حاکی از آن است که تمامی ورقه های رأی دهی برای مرحله دوم انتخابات، چاپ شده اند؛ صندوقهای رأی مرحله دوم نیز آماده اند. بودجه برگزاری انتخابات دور دوم نیز فراهم است برخی مراجع نیز دستور آمادگی برای برگزاری رقابت آتی را دریافت داشته اند. در این شرایط یکی از پنج عضو کمیسیون بررسی شکایات انتخاباتی، از وظیفه اش استعفا می دهد. استعفای مولوی مصطفی بارکزی شاید اهمیت آنچنان زیادی نداشته باشد اما بهانه ای بسیار خوب برای آقای کرزی و حامیان او می شود تا از زبان او ندا دردهند که خارجی ها در انتخابات افغانستان مداخله می کنند.
مولوی مصطفی نماینده قوه قضائیه در کمیسیون مذکور بود. سابقه او را چندان روشن، با ثبات و قابل اعتنا نمی دانند. وی در هر دوران و شرایطی مطابق سلایق زمان و مکان، ساز زده است. او را اکنون متهم به خدمت آقای کرزی می کنند. معلوم نیست که تیم حاکم تا چه زمان استعفای او را بهانه می سازند اما بی گمان این استعفا بر مشکلات کمیسیون پنج نفره افزوده است.
قرار بر این بود تا هفته گذشته نتایج بررسی ها را اعلام نمایند اما این اعلام را به تأخیر انداخته اند. دلایل آن هرچه باشد مربوط به استعفای مولوی بارکزی نمی باشد. غالباً این تأخیر را در عوامل سیاسی، نهفته می دانند. در این واقعیت که خارجی ها در انتخابات افغانستان نقش پررنگی دارند جای هیچ تردیدی نیست در مداخلات آنان نیز. اینکه تا مدتها یکی به سخنان گالبرایت استناد می کرد و دیگری به سخنان کای آیده، خود بیانگر نقش و اثر خارجی ها در انتخابات افغانستان است اما استعفای مصطفی بارکزی که صرفاً می تواند دلایل سیاسی داشته باشد، دردی را به نفع تیم حاکم دوا نخواهد کرد.
فرمایشات جناب حامدکرزی مبنی بر اینکه می دانسته از 5 ماه قبل توسط هلی کوپترهای خارجی، جنگجویان به شمال افغانستان منتقل می شده اند، هر چند حقیقتی تلخ و ناگوار می باشد اما بیشتر، نشان می دهد که جناب ایشان کنترول خود را در بحبوحه کشف تقلبات، از دست داده است. انتقاد از عوامل خارجی که شمال را نا امن می سازند بیشتر ازهمه اعتراضات را متوجه خود آقای کرزی ساخت که چرا با وجود آنکه از 5 ماه قبل این مسأله را می دانسته، اقدامی نکرده است.
به هر حال اکنون به همه ثابت گردیده که انتخابات افغانستان با وجود استقبال اندک مردم از آن، توأم با تقلب ها و تخلفات گسترده ای بوده که حتی مشروعیت آن را خدشه دار ساخته است.
این تقلب ها را می توان به دو دسته تقلبات سازمان یافته و غیر سازمان یافته تقسیم کرد؛ برخی از کارشناسان بدین باورند که نامزد یا نامزدانی که دست به تقلب های سازمان یافته زده اند می باید از شرکت در دور دوم انتخابات محروم گردند. چرا که آنان، سرمایه های ملی را به هدر داده، مشروعیت انتخابات را زیر سؤال برده و دست به جعل و تزویر زده اند.
شواهد و قرائن حاکی از آن است که آراء جناب کرزی به دلیل تقلب فراوان زیر 50 فیصد کاهش یافته و انتخابات به دور دوم خواهد رفت. باید از هم اکنون خود را برای رفتن به انتخابات مجدد آماده نمود.

  نوشته شده در  ساعت   توسط حسینی مدنی  | 

شورای متحدملی «گروه منتقد دولت» که ائتلافی مرکب از حدود 60 حزب و نهاد مدنی می باشد روز دوشنبه در نخستین سالروز انتشار دو هفته نامه «شورای متحد» ارگان نشراتی این شورا به تعدادی از دست اندرکاران رسانه های افغانستان تقدیرنامه تقدیم نمود.
در ابتدای این محفل عبدالحفیظ منصور رئیس دوره ای شورای متحد ملی در باره نقش و جایگاه رسانه ها در دنیای کنونی به ایراد سخن پرداخت.
در ادامه مراسم، این نشریه به عنوان یکی از اعضای مرکز همبستگی رسانه ها از سوی تحلیلگران مسایل رسانه ای نظیر: استاد عبدالحمید مبارز رئیس اتحادیه ملی ژورنالیستان افغانستان، حسینی مدنی رئیس مرکز همبستگی رسانه ها، فوزیه کوفی نماینده پارلمان، عبدالشکور اخلاقی مدیر مسئول نشریه حقوق بشر، غلام محمد محمدی سردبیرمجله ی شورای متحد و... به نقد و بررسی گرفته شد.
در این همایش به شماری از بهترین های عرصه کارخبرنگاری و روزنامه نگاری تقدیر نامه هایی از سوی شورای متحد ملی توزیع گردید که شامل بهترین مدافعان حقوق رسانه ها، خبرنگاران، تحلیلگران، مدیران رسانه ای، طنز پردازان، طراحان و تبصره نویسان می شد.
 برخی از کارشناسان این اقدام شورای متحد را برای نهادینه سازی فرهنگ نقد و بهادادن به کار رسانه ای و اصحاب رسانه قابل تقدیر وتحسین می دانند. در این محفل بیشترین جوایز به رسانه های عضو مرکز همبستگی رسانه ها و تلویزیون طلوع اختصاص یافت. عنوان بهترین نویسنده نیز به حسینی مدنی و سید زکریا راحل از مسئولین مرکز همبستگی رسانه ها تعلق گرفت. جوایز بخش بهترین مدافعین حقوق رسانه ها نیز توسط مسئول این مرکز به صدیق الله توحیدی مسئول دیده بان رسانه ها و عبدالحمید مبارز رئیس اتحادیه ملی ژورنالیستان افغانستان تقدیم گردید.

  نوشته شده در  ساعت   توسط حسینی مدنی  | 

هفتم اکتبر سالروز حمله نظامی امریکا بر علیه نظام طالبان است. هشت سال قبل مردم افغانستان به دلیل خستگی از حاکمیت طالبان و شرارت های پاکستان، آغوش خود را بر روی جامعه جهانی گشودند. شهرهای افغانستان از وجود طالبان پاک سازی شدند و عناصر عمده آنان به کوههای نوار مرزی پراکنده شدند. گفته می شد که افغانستان بسیار زود دورۀ گذار از بحران را پشت سر نهاده و تبدیل به کشوری آباد، دموکراتیک، امن و با ثبات خواهد شد.

حضور غرب در افغانستان توأم با نفوذ بی قیدو شرط در تمامی ارکان کشور بود. نمایندگان امریکا در ادارۀ کشور، دست باز داشتند، خلیل زاد یکه تاز میدان بود.

حامدکرزی به عنوان مهرۀ مورد حمایت امریکا در آن زمان تجربه ای در دولتداری و مدیریت کشور نداشت و عناصر اطراف او از طیف مجاهدین و غرب برگشتگان نیز چیزی از ادارۀ کشور نمی دانستند. همین عامل کافی بود تا امریکایی ها، سیستم را آنطور که خود می خواهند بسازند؛ کاپی بسیاری از عناصر نظام موجود در افغانستان از شیوه های رایج در امریکا شاید به همین دلیل باشد.

نیروهای همپیمان غربی، هر کدام به مناطقی ازافغانستان پراکنده شدند. جنوب؛ مناطقی که منبع طالبان پنداشته می شد به امریکا، کانادا، انگلیس و اندکی از نزدیکان ایالات متحده رسید.

در اندک زمانی، یعنی ظرف دو، سه سال نا امنی ها از همان مناطق آغاز و به سرعت، گسترش یافت. مواد مخدر نیز کم کم بیش از هر زمان در همان مناطق کشت شد و روند تولید مشتقات آن و سپس قاچاق مواد مخدر رو به افزایش گذاشت.

بررسی کارنامه حضور امریکا و غرب در افغانستان با وجود برخی دستاوردهای مثبت، توأم با ناکامی های فراوان و عقبگردهاست. نیروهای غربی مستقر در جنوب، طالبان را به بازی گرفتند و سرانجام خود، خسته از این بازی در دام طالبان افتادند.

طی دوسال گذشته تلفات نیروهای غربی به شدت افزایش یافته و هزینه های جنگی آنان نیز سر به فلک کشید. در همین احوال، آنان ناگزیر دست یاری به سمت روسیه و ایران دراز کردند؛ در حالیکه امریکا قبلاً کوچکترین زمینه های مشارکت آن دوکشور در مسأله افغانستان را از میان می برد.

اما راجع به پاکستان به نظر می رسد که غربی ها با احتیاط بیشتری برخورد کردند. ابتدا آنان پاکستان را یک دوست استراتیژیک دیدند و در کنار خود آنانرا به عنوان یک شریک خوب محسوب داشتند. اما کم کم به پاکستان شک کردند و سران این کشور را زیر فشار گرفتند. حملات نظامی امریکا به مناطق قبایلی آغاز شد. مقامات پاکستانی ابتدا لب به انتقاد از امریکایی ها گشودند اما سپس بر اثر تعاملی با غرب، خود اقدام به حمله بر مواضع نیروهای دست آموز خود کردند. اکنون به نظر می آید که مجدداً اعتماد امریکا و غرب را نسبت به مبارزه با تروریزم جلب کرده باشند.

در جریان مبارزه ظاهری با تروریزم، اختلافات جدی بین امریکا و انگلیس نیز بوجود آمد؛ آنقدر که انگلیسی ها دست به نافرمانی هایی در مقابل امریکا زدند و به تنهایی اقدام به تحرکاتی کردند که مخالف با سیاستهای امریکا بود. آنان در یک مقطع اقدام به تأمین ارتباط با سرشاخه های طالبان نمودند و زمانی هم فرمان حمله بر مواضع طالبان را صادر کردند. به نظر می رسد که این روزها در سمت شمال، تحرکات خطرناکی را بر علیه امنیت مردم آن مناطق روی دست گرفته باشند. در مجموع بین نیروهای ناتو در مقاطعی شکاف ایحاد شد؛ در حالیکه در اوایل حضور شان، صفوف این نیروها بسیار فشرده و متحد بود.

طی سالها و ماههای اخیر مناطق شمال افغانستان نیز رو به نا امنی نهاد و در این حالت، می باید انگشت اتهام را به سمت نیروهای غربی و صد البته پاکستانی ها نشانه گرفت.

غربی ها که ابتدا بسیار با انگیزه و سرمست به افغانستان آمده بودند اکنون بسیار فرتوت و بی روحیه به نظر می رسند. آنان این روزها  اعتراف به شکست در مبارزه نظامی دارند. کشتار غیر نظامی ها در مناطق مختلف افغانستان اعم از جنوب و شمال، دیگر آن وجهه محبوب سالهای اول را از آنان گرفته و ورق را وارونه ساخته است. سربازان امریکایی و انگلیسی ازدیدگاه اغلب مردم افغانستان، اشغالگر هستند کما اینکه برخی از مقامات نظامی امریکا هم آن را اذعان داشته اند.

در زمینه ساختن بنیان های سیاسی نیز شکست خورده هستند. آنان بیشترین حمایت را از نظام سیاسی موجود داشته اند. از جانب دیگر امریکایی ها اکنون حامدکرزی راظاهراً از دست داده اند و کرزی هم امریکایی ها را. به هر حال بعد از گذشت هشت سال و زمانی که نیروهای امریکایی به 68 هزار نفر رسیده است، فرماندهان امریکایی تقاضای افزایش 40 هزار نیروی تازه دیگر را داده اند. معلوم نیست که آنان با نیروی بیشتر از صد هزار نفر در افغانستان چه خواهند کرد؟ از جانب دیگر طرح خروج نیروهای غربی از افغانستان نیز به شکل یک طرح جدی مطرح است. این طرح در حالی پررنگ می شود که به تلفات نظامیان غرب و هزینه های زیاد آنان و نیز اعتراضات مردم غرب به این مسأله به شمول بحرانهای اقتصادی آنان کمی تمرکز نماییم؛ به بن رسیدن راه حل نظامی و شکست در فرایندی سیاسی همراه با تیم آقای کرزی به طور طبیعی گزینه ای جدید را مطرح می سازد؛ خصوصاً پس از جنجالهای جدید ناشی از تقلب ها در انتخابات و خیزش یک موج جدید سیاسی.

 به نظر می رسد که چند گزینه، اکنون پیش روی غرب و امریکا در شرایط آتی قراردارد:

1- افزایش نیرو وتداوم نظامی گری و بازی های دوگانه؛ نا امن ساختن شمال و گسترش نیروهای نظامی به شمال با هدف ترویج افراط گرایی به آسیای میانه

2- رهایی افغانستان پس از یک پروسه کوتاه مدت و سپردن امور به خودافغانها، آنچنان که درعراق انجام شده یا خواهد شد، ظاهراً این طرح از جانب برخی تئوریسین های امریکایی همچون هنری کسینجر مطرح شده است.

3- معامله با پاکستان و کنترول اوضاع افغانستان از چشم و منظر پاکستان؛ آنچنانکه در دهه های قبلی عمل می داشت.

شاید نتوان برنامه های امریکا در آینده افغانستان و منطقه را به دقت پیشبینی نمود اما آنچه در این مقال تأکید می گردد، شکست غرب در افغانستان است. شکست در اهدافی همچون مبارزه با تروریسم و افراط گرایی، قاچاق و کشت مواد مخدر، ایجاد و نهادینه ساختن فرایندی دموکراتیک، تسلط بر افکار و کردار مردم افغانستان، یافتن متحدی استراتیژیک در منطقه با هدف کنترول قدرتهای منطقوی و...

امریکا در افغانستان مقبولیت خود و اعتماد مردم را از دست داده و اندک اندک به سرنوشت امپراطوری شرق تبدیل خواهد شد. به نظر می رسد که یگانه راه امریکا برای نجات، دست بر داشتن از بازی با تروریسم و مبارزه جدی با تروریستان، احترام به خواسته مردم افغانستان، تقویت ظرفیت های دفاعی و امنیتی نهادهای افغانستان، و تعیین زمان نهایی برای خروج نظامیان این کشور از افغانستان است.

  نوشته شده در  ساعت   توسط حسینی مدنی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM