تبليغاتX
مجموعه مقالات حسینی مدنی
 
 

حضور غرب در افغانستان همراه با تعهدات فراوانی بود؛ تعهد در بازسازی، تعهد در مبارزه با تروریزم، در مبارزه با مواد مخدر، در دولت سازی، در تامین امنیت و...  یکی هم تعهد در استقرار دموکراسی و انتخابات دموکراتیک در افغانستان بود.

نباید از یاد برد که استقبال افغانها هم از غرب در نوع خود بی نظیر و بر خلاف روحیه تاریخی آنان بود. دلیل این گشاده رویی هم مشخص بود؛ همین تعهدات پر نقش و رنگ غرب در کنار خستگی مردم از جنگ، آغوش بیگانه ستیزان شبه قاره را بر روی بیگانه ها گشود.

اولین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان هم از برکات حضور غرب، بسیار پر شور و پر جنب و جوش سپری شد. مردم رأی خود را بیشترینه به پای نامزدی ریختند که مورد حمایت آشکار غرب و آمریکا بود. نمایندگان آمریکا نیز در افغانستان صاحب صلاحیت های فراوان بودند. زلمی خلیل زاد به عنوان سفیر آمریکا یکی از گردانندگان اصلی امور بود. او آقای کرزی را همواره در دستان خود داشت. هرچند که در انتخابات قبلی هم اتهام تخلف وجود داشت اما آقای خلیل زاد آنقدر میدان داشت که بتواند مسئله را ظرف چند ساعت حل کند.

انتخابات قبلی در فضایی نسبتاً آرام و با مشارکت حد اکثری مردم برگذار شده بود. باوجود تازگی انتخابات برای مردم، در آن زمان هفتاد درصد واجدان شرایط رای دهی به پای صندوقها رفتند. اما پنج سال بعد یعنی در دومین دوره ی انتخابات وضع به گونه دیگری رقم خورد؛ ناکامی بزرگی برای تقویت و حمایت از دموکراسی که نصیب غرب و دولت آقای کرزی شد.

 آمریکا کشور امیدبخش دیروز نیست؛ از یک طرف بسیاری از مردم افغانستان اینک از این کشور تنفر دارند و از طرفی هم رابطه کرزی با امریکا تیره شده است؛ فردی که آمریکا سالها بر روی او سرمایه گذاری کرد بعد از هشت سال تبدیل به دشمن آنان شد، حد اقل ظاهر قضیه چنین است. کرزی که تا دیروز چون موم در دستان خلیل زاد بود اینک برای آمریکا رجز خوانی میکند و خلیل زاد را فریب می دهد. این شکستی برای آمریکاست.

دومین انتخابات هم برگزار شد البته با مشارکت حد اقلی مردم؛ کمتر از % 40 واجدان شرایط به پای صندوقها رفتند، این هم شکستی دیگر بود، دلایل حضور کمرنگ مردم در هرچه باشد؛ در عدم تامین امنیت یا در بی اعتمادی به سیستم و شفافیت انتخابات، بازهم تا حد زیادی مربوط به آمریکا و تعهدات غرب است، غرب متعهد به حاکمیت روندی دموکراتیک و برگزاری انتخاباتی سالم و شفاف شده بود.

علاوه بر حضور کمرنگ مردم در داخل افغانستان، انتخابات بر خلاف دوره قبل در کشورهای همسایه افغانستان هم برگزار نشد. حداقل چند صد هزار نفر مهاجر از دادن رأی محروم شدند، این هم شکستی دیگر برای متولیان فرایند دموکراتیک بود.

در داخل افغانستان هم برخلاف دوره قبل در بسیاری از مناطق به دلیل نا امنی، انتخابات برگزار نشد. چندین ولسوالی(شهرک) با جمعیتی بالغ بر صدها هزار واجد شرایط، نتوانستند در پروسه رای دهی اشتراک ورزند؛ این نیز شکست و عقبگردی دیگر است.

در روز برگذاری انتخابات، حداقل 73 مورد حمله تروریستی صورت پذیرفت و دهها کشته و زخمی بر جای ماند، ناتوانی در تامین امنیت روز انتخابات، با وجود افزایش هزاران سرباز آمریکایی و غربی به همین بهانه ، شکست دیگری برای آنان بود.

با این حال انتخابات برگزار شد اما به دلیل شفاف نبودن انتخابات و سوء استفاده های فراوان و تقلب زیاد، بسیار زود صدها مورد شکایت به کمیسیون سمع شکایات انتخابات رسید. اکنون این شکایات به بیش از 2200 مورد افزایش یافته است، بیشتر از 700 مورد آن به گواهی مسئولین امر آنقدر عمده اند که نتایج انتخابات را کاملا تغییر می دهند؛ تخلفاتی که به نفع آقای کرزی و ظاهراً بر خلاف میل آمریکاییها صورت گرفته است. این سطح از تقلب در حالی انجام یافته که مقامات آمریکایی به کاندیداها و خصوصاً به نزدیکترین رقیب آقای کرزی (داکتر عبدالله) صراحتا وعده سپرده بودند که با تمام توان جلو تقلب در انتخابات را خواهند گرفت. بر همین اساس بود که بیش از 250 نفر ناظرین خارجی به افغانستان آمدند تا ظاهرا بر انتخابات نظارت داشته باشند. صدها مورد تخلف و تقلب آشکار در چنین شرایطی شکست دیگری در کارنامه غرب در انتخابات افغانستان می باشد.

میزان وسیع تقلب در انتخابات، مردم افغانستان را نه تنها نسبت به دولت آقای کرزی که در مورد کشورهای خارجی مدعی حمایت از دموکراسی نیز دچار تردید کرده است. اکنون برای افغانها روشن است که غربی ها به هیچکدام از تعهدات خود به مردم عمل نکرده اند. بی توجهی غرب به افکار عمومی مردم افغانستان اندک اندک باعث بیداری و خشم افکار عمومی در سطح گسترده ای خواهد شد. ناتوانی غرب در مهار تروریسم یا به تعبیری بازی های دوگانه آنان با طالبان و کشتار عمدی یا سهوی مردم توسط سربازان غربی آنان را از نظر مردم افغانستان به قوایی اشغالگر تبدیل ساخته است.

به نظر می رسد که غربی ها خود از درون دچار مشکلات زیادی هستند، کشورهای غربی در انتخابات سال 83 بر روی یک نامزد واحد (آقای کرزی) اجماع نظر داشتند و از او حمایت نمودند اما در این دوره آنان اختلاف نظرهایی با یکدیگر داشتند، آمریکا، انگلیس و برخی دوستان دیگر اروپایی هرکدام جدا جدا جست و خیز هایی داشتند؛ همچنان که آنان اختلافاتی جدی در مبارزه با تروریزم، مواد مخدر، اعزام سربازان بیشتر، نحوه تعامل با طالبان و پاکستان و... با همدیگر دارند. این اختلافات در پنج سال قبل بین آنان تا این حد وجود نداشت. این مسئله نشانگر آن است که اشتراک منافع غرب در افغانستان کاملاً در سایه اختلافات درونی آنان قرار گرفته و تا حدودی به فراموشی سپرده شده است.

به هر حال شکست غرب در برگزاری سالم انتخابات، بی مبالاتی آنان در قبال شفافیت انتخابات و بی تفاوتی آنان در قبال حجم گسترده تقلب، آمریکا و غرب را بیش از پیش به شکست در اجرای تعهدات شان در باره ی تطبیق دموکراسی در افغانستان  نزدیک ساخته و این مسئله در کنار سایر ناکامی های غرب در افغانستان مردم این کشور را به سوی نا امیدی کامل از غرب رهنمون خواهد شد.

  نوشته شده در  ساعت   توسط حسینی مدنی  | 

به بهانه سالروز استقلال افغانستان

امیر امان الله خان سومین فرزند حبیب الله خان ، فرمانروای افغانستان از دودمان بارکزی است . او پس از قتل پدرش با بیعت گرفتن از مردم کابل ، نصر الله خان عمویش را کنار زد و به تاج و تخت رسید . وی در منازعات بین المللی بیطرفی افغانستان را اعلام نمود و چون بر احساسات ضد انگلیسی مردم افغانستان به خوبی واقف بود ، در جمع مردم طی سخنرانی و در حضور مقامات انگلیسی شمشیر از نیام کشید و اعلام نمود که از این به بعد هر کشوری که به افغانستان تجاوز بنماید با همین شمشیر ، گردنش را خواهم زد .

او از انگلستان ، اعلام استقلال نمود ، بعد از آن جنگ های پراکنده ای بین افغانها و انگلیسها به وقوع پیوست که به جنگ های سوم افغان – انگلیس مشهورند . بواسطه اینکه در آن زمان انگلستان از اثر جنگ جهانی اول ، بسیار خسته و درمانده شده بود ، جنگ با افغانها را زیاد دوام نداد و در سال 1919 م طی معاهده ای که در راولپندی با طرف افغان خویش به امضاء رسانید استقلال افغانستان را به رسمیت شناخت .

امان الله خان لقب خویش را از امیر به شاه تغییر داد و در استقرار نظام مشروطه بجای نظام سلطنتی همت ورزید . وی در سال 1926 حکومت خویش را مشروطه سلطنتی اعلام نمود . شاه جوان ، از حرکت های روشنفکری در عصر خویش به شدت حمایت نمود و در زمان وی جنبش روشنفکری ، میدانی برای تحرک پیدا نمود .

امان الله خان سفر اروپایی خود را آغاز نمود ، وی به ایتالیا ، بلجیم ، فرانسه و ترکیه رفت . این سفرها که چند ماه به طول انجامید ، در ذهن و اندیشه او ، تغییراتی وارد آورد . در بازگشت از سفر اروپایی ، او بدون توجه به رسوم و سنت های اجتماعی موجود در افغانستان ، دست به اصلاحاتی زد ، رفع حجاب زنان ، ترویج لباسهای اروپایی در ادارات و دفاتر دولتی ، دادن آزادی هایی به زنان و ... از جمله این اصلاحات بود . او برای تشویق زنان به کشف حجاب ، همسرش ملکه ثریا را با پوششی که برای مردم افغانستان ، تازگی داشت ، در انظار عمومی ظاهر ساخت .

مسئله کشف حجاب ، بطور تقریبا همزمان در سه کشور اسلامی منطقه ( ترکیه ، افغانستان و ایران ) آغاز شد . امیر امان الله خان در جریان سفر اروپایی ، وقتی به ترکیه رسید و اصلاحات آتاتورکی ترکیه را دید ، مسحور اصلاحات وی گردید . بنابراین وقتی وی به همراه ملکه ثریا و دیگر بانوان دربار به ایران سفر کرد و به دربار رضا خان ، شاه ایران رفت ، باعث تعجب وی و اطرافیانش گردید چرا که زنان دربار رضا خان ، هنوز هم نقاب بر چهره داشتند اما زنان دربار امان الله خان را به سبک وسیاق اروپایی می دیدند .

اما مسئله کشف حجاب در افغانستان ، بر خلاف ترکیه و ایران ، بسیار زود بدلیل مواجه شدن با خشم و اعتراضات شدید علمای دینی و طیف بنیادگرای افغان ، برچیده شد و امیر امان الله خان از اصلاحات خویش در این زمینه ، چشم پوشی نمود . اما اصلاحات امانی با تحریک خارجی از جانب انگلیسی ها ، موجب آغاز نارضایتی ها و شورش ها در مناطقی از افغانستان ، خصوصا در مناطق جنوبی گردید . در آن زمان بر علاوه ، روسیه بر شهرهای سرقند و بخارا حمله برده بود و نزدیک به یک میلیون نفر از مردم آن مناطق ، با وضعیت اسفبار به افغانستان پناه آورده بودند و در چنین حالتی ، امیر امان الله خان دوستی و قرابت خوبی با روس ها برقرار کرده بود . این مسئله ناراحتی مردم را از وی بیشتر می ساخت و منجر به قیام پشتونهای قندهار به سرکردگی ملا عبدالله مشهور به ملای لنگ ، و شورش مردم ننگرهار و منگل گردید . با افزایش نا آرامی در جنوب ، امیر حبیب الله خان کلکانی ، از شمال کابل با تدارک جنگجویانی ، وارد پایتخت گردید و حکومت امیر امان الله خان را به سال 1928 ساقط نمود . امان الله خان راهی سفر اروپایی شد و نزدیک به سی سال را در آنجا به سر برد تا وفات نمود .

در میان زمامداران افغانستان ، از بدو تاسیس این کشور ، امان الله خان از معدود افرادی است که غالبا مورد تمجید قرار می گیرد . او با توجه به اینکه نواده عبدالرحمن خان سفاک است و پدرش حبیب الله خان نیز چندان انسان خدمتگذاری نبوده است ، لیکن بر خلاف آنان ، غلامان و کنیزانی که از مردم هزاره در دربار و ... وجود داشتند ، آزاد نمود ، هندوهایی که تا آن زمان موظف بودند تا دستار زرد رنگ بر سر ببندند و زنانشان برقع های زرد رنگی بر سر کنند تا از دیگران متمایز گردند را آزاد گذاشت ، به نطام مشروطیت کمک شایانی نمود ، در مسئله کوچیگری تا حدودی نیز بازنگری کرد ، هرچند که سردار محمد یعقوب خان ، رئیس تنطیمه وقت و والی حکومت وی در مناطق مرکزی ، اسنادی را در اختیار کوچی ها قرار داد . به هر حال ، امیر امان الله خان قهرمان استقلال افغانستان پنداشته می شود که با استفاده از روحیه ضد بیگانگی مردم این کشور وضعف و انحطاط نیروهای انگلیسی حاضر در کشور ، توانست نام خود را در تاریخ این سرزمین ثبت نماید . تمامی کارکردهای امان الله خان ، قابل نقد می باشند ، او بر علاوه اینکه دستاوردهای مثبتی داشته است ، برخی کارکردهای منفی نیز در کارنامه ی خویش به ثبت رسانده است .

به هر حال ، افغانستان بعد از سقوط امان الله خان ، بواسطه تنازعات قبیله ای و مداخلات خارجی ، همواره صحنه نزاع و کشمکش ها بوده است . اما مردم افغانستان همواره بیگانه ستیز بوده اند ، در طی سه دهه اخیر ، این مسئله به اثبات رسیده است . مردم افغانستان پس از شکست انگلیس ، در اوایل دهه نود میلادی ، ابر قدرت شوروی را نیز به زانو در آوردند اما با سقوط دولت کمونیستی ، گرفتار جنگ های داخلی بر علیه یکدیگر شدند . با سقوط دولت متحجر و وابسته طالبان ، افغانستان اکنون میزبان دهها کشور خارجی و عمدتا غربی است . سئوالی که از این حضور ، مطرح می گردد آن است که آیا افغانستان امروزی ، دارای استقلال عملی می باشد ؟

تعریف واحد و جامعی از استقلال ، وجود ندارد ولی عمدتا استقلال را رهایی از وابستگی به قدرتها می دانند . استقلال به معنی خود مختاری در تصمیم گیری ها می باشد . استقلال در مقوله های مادی و معنوی نظیر سرزمین ، اقتصاد ، ارتش ، فرهنگ ، سیاست و ... مطرح می شود . با این تعریف و توضیح مختصر به افغانستان ، باز می گردیم :

با سقوط طالبان که صد البته یکی حکومت کاملا وابسته و غیر مستقل بودند ، حکومتی بر سر اقتدار قرار گرفت که بر اساس توفقات جامعه جهانی میباید از هر جهت مورد حمایت قرار میگرفت، اما پس از گذشت هفت سال، مسئله استقلال عملی افغانستان را از سه منظر سیاسی، اقتصادی و نظامی به طور مختصر مورد بحث قرار میدهیم:

1 - استقلال سیاسی:

حکومت افغانستان ، انتخابی است، پارلمان افغانستان نیز همینطور. اما آنطور که تجربه نشان داده است پارلمان افغانستان، چندان مستقل از حکومت افغانستان نبوده است و حکومت افغانستان به گواهی اکثر تحلیلگران مسائل سیاسی، سخت متأثر از تصامیم و فرامین قدرتهای بزرگ غربی مثل آمریکا، انگلیس و... بوده است. کشورهای خارجی در تعیین و تبدیلی مقامات عالیرتبه دولتی در سطح کابینه و ولایات نقش داشتهاند. کشورهای خارجی خصوصاً آمریکاییها در نوعیت ایجاد روابط افغانستان با برخی کشورهای همسایه ، دخالت مستقیم داشتهاند، ازجمله این همسایهها مشخصاً از روسیه ، ایران و پاکستان می توان نام برد . آمریکا مشوق افغانستان برای ایجاد بهترین روابط با پاکستان بوده و از نزدیکی روابط با دو کشور دیگر ، مکدر می شده است . این مسئله بارها از زبان مقامات عالیرتبه افغانستان به شمول شخص آقای کرزی ، درز کرده است . حمایت برخی از کشورها از برخی وزرا و برخی سیاستمداران برجسته کشور ، تقاضای برکناری اسد الله خالد از ولایت قندهار توسط کانادا ، فشار انگلیس برای برطرفی اسد الله وفا والی سابق هلمند و ... نمونه های کوچکی از این مورد هستند . نفوذ بیش از حد پاکستان و سازمان استخبارات نظامی این کشور در افغانسان تا به حدی است که از جزیی ترین اطلاعات محرم در درون دولت آگاه شده و با استفاده از اطلاعات خود دست به اقدامات تخریبی می زده است . به هر حال به باور اغلب آگاهان امور ، بعد از دوره های موقت و انتقالی ، ایالات متحده آمریکا مشخصا و مستقیما از پیروزی آقای کرزی در انتخابات ، حمایات کرده است . این حمایت بیشترین تاثیر را در پیروزی جناب حامد کرزی داشته است . این مسئله در بحث استقلالیت نظام ، قابل تامل می باشد . در انتخابات آینده ریاست جمهوری نیز ، اجماع نظر بر آن است که آمریکایی ها از کاندیدایی که بتواند منافع آنان را تامین نماید حمایت خواهند کرد . حمایت یک کشور خارجی از یک فرد کاندید نمی تواند از شاخصه های یک کشور مستقل باشد .

2 – استقلال اقتصادی :

با وجود آنکه مجامع بین المللی در جریان کنفرانس های متعدد ، کمک های فراوانی را به افغانستان اختصاص دادند ، لیکن دولت افغانستان از این کمک ها و از توجهات جهانی نتوانست در جهت پرداختن به خودکفایی استفاده ببرد . در تعریف استقلال اقتصادی ، مسئله خودکفایی و عدم نیازمندی به محصولات خارجی ، دارای اهمیت شایانی است . افغانستان از بزرگترین وارد کنندگان محصولات مختلف تجاری ، صنعتی در منطقه است با وجود آنکه خاک افغانستان ، ظرفیت تغذیه بیش از 160 میلیون نفر را دارد این کشور هنوز هم به آرد و گندم پاکستانی وابسته است . افغانستان سالانه بیش از یک میلیارد دالر برای خرید محصولات ساختمانی نظیر آهن و سمنت و ... به پاکستان پرداخت می نماید ، مواد خوراکی افغانها غالبا از پاکستان می آید ، در صورت توقف صادرات پاکستان به افغانستان ، این کشور با مشکلات بسیار حاد و جدی مواجه خواهد شد . مفهوم این سخن آن است که از لحاظ اقتصادی تا حد زیادی وابسته ایم .

از جانب دیگر ، دولت افغانستان همه ساله یا در جریان هر کنفرانسی ، از مجامع جهانی تقاضای کمک اقتصادی می کند ، خود کمک خواستن امری مذموم است با آنهم اغلب کشورهای کمک دهنده در بدل مساعدتهای خود ، توقعاتی را نیز مطرح می نمایند ، این توقعات بعضا استقلال عمل دولت افغانستان را زیر سوال می برد .

مسئله اقتصادی از یک منظر دیگر نیز قابل بحث است :

برخی کشورهای خارجی حاضر در افغانستان ، فارغ از نظارت دولت افغانستان ، مصروف چپاول ثروت های این سرزمین هستند . به گفته آگاهان محلی ، ذخایر عظیمی از اورانیوم افغانستان در برخی ولایات ، خصوصا ولایت هلمند به تاراج می رود . نیروهای برخی کشورهای خارجی ، اقدام به حفاری غیر مجاز در برخی ولایات افغانستان می کنند و آثار باستانی و عتیقه جات افغانستان را دور از چشم دولت به غارت می برند . خارجی ها در کشت و قاچاق مواد مخدر نیز ، بیشترین سهم را دارند .

اما در مجموع ، همه اینها انجام می شود یعنی هم کمک می شود و هم غارت . لیکن دولت افغانستان در زدوبند و فعل و انفعالات موجود بعضا یک تماشاگر است . زیر ساختهای اقتصادی در برنامه های دولت فعلی هیچ مفهومی ندارد ، سیاست اقتصادی دولت آنچنان که تا حال بوده ، کمک خواستن و اجناس خریدن بوده و بس . در راستای رسیدن به استقلال اقتصادی ، چنین حالتی گزینه مطلوبی نیست .

3 – استقلال نظامی یا ارتش :

ارتش و ارگانهای امنیتی افغانستان ، هنوز خود کفا نشده اند . افغانستان دارای نیروی هوایی نیست ، پایگاههای هوایی نظامی غالبا در اختیار خارجی ها ( آمریکا و انگلیس ) هستند . ارتش ملی ، هم از نظر تجهیزات و هم از نظر تعداد ( نیروی انسانی) مشکلات بسیار زیادی دارد . ارتش به تنهایی توان مقابله با تروریستان و مداخلات همسایه جنوبی را ندارد . نیروهای خارجی در موارد زیادی بدون هماهنگی با ارگانهای امنیتی افغانستان ، دست به عملیات نظامی و بمباران هوایی زده اند ، برخی از این عملیات ها منجر به کشته شدن افراد زیادی از غیر نظامیان شده اند . نتیجه آن ، پیوستن خانواده های آسیب دیده ، به طالبان و گسترش هرچه بیشتر نا امنی در افغانستان شده است . نیروهای نظامی خارجی که تعداد آنها به دهها هزار نفر می رسد در تمامی ولایات افغانستان جابجا شده اند . سربازان آمریکایی ، انگلیسی و کانادایی در جنوب افغانستان ، هر آنچه بخواهند انجام می دهند . در صورت ارتکاب جرم از جانب آنان که البته بارها انجام شده است ، هیچ مرجعی حق باز خواست از آنان را ندارد ، جنایتکاران خارجی در امنیت کامل به سر می برند و آنچنان که دیده شده است ، دولت افغانستان توانایی محاکمه و مجازات آنان را نداشته و ندارد . صدها کیلومتر از جنوب افغانستان ، در کنترل سربازان انگلیسی است و آنان همواره در معامله مداوم با طالبان ، روزگار می گذرانند .

حضور سربازان آمریکایی و انگلیسی در افغانستان باعث آن شده تا کشورهای منطقه همواره نگران باشند و افغانستان را یک کشور اشغال شده بدانند . کشورهای عربی و اسلامی نیز غالبا افغانستان را کشوری اشغال شده می پندارند ؛ آنان حضور نیروهای غربی در افغانستان و یکه تازی های آنان در میدان نبرد با بنیادگرایان طالبان را به نکوهش می گیرند .

به هر صورت ، ظرفیت های پایین ارتش ملی افغانستان به شمول تک تازی ها و بی بند و باری های نیروهای خارجی در کشور ، باعث تردید های فراوانی راجع به استقلالیت نظامی افغانستان نیز شده است ؛ وقتی که سخن از تک تازی و بی بندوباری سربازان خارجی گفته می شود مثالهای برجسته آن در حوادث هشتم جوزای سال 85 کابل ، حادثه به رگبار بستن مردم جلال آباد در تورخم ، حوادث بمباران اشتباهی روستا ها و محافل غیر نظامی که آخرین موارد آن بمباران روستای عزیز آباد ولایت هرات و قتل دو طفل بی گناه در اورخیل کابل بود و دهها موارد دیگر از قتل مردم ملکی از جمله موارد بی بندوباری سربازان خارجی است که دولت افغانستان تا به حال بواسطه ضعف های اساسی که داشته است نتوانسته تا جنایتکاران را به محاکمه بکشاند

در کل باید از بحث مختصر فوق ، چنین نتیجه گرفت که امروزه متاسفانه افغانستان از شاخصه های استقلالیت کمی فاصله گرفته است . ما امروز سالروز استقلال افغانستان از سیطره انگلیسی ها را در حالی با ترس و لرز تجلیل می کنیم که هزاران نفر سرباز انگلیسی و دهها هزار سرباز غربی دیگر در تمامی ولایات افغانستان حضور دارند . امنیت ما وابستگی تام به حضور آنان دارد و همه ساله تقاضا می شود تا تعداد آنان در افغانستان افزایش یابد . جشن استقلال در سایه حضور دهها هزار سرباز خارجی ، از جمله طنزهای تاریخ این سرزمین است .

این نوشته قبلا در ماهنامه امین هم به نشر رسیده بود

  نوشته شده در  ساعت   توسط حسینی مدنی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM