تاریخ : 2009/03/06
مربوط بخش : (شماره مسلسل 622)
آقاي مدني با تشكر از شما! سخن را اين طور آغاز مي كنيم كه؛ گفتگوهاي هفتگي پيام مجاهد را شما شروع كرديد و الان با خود شما گفتگو ميكنيم!
بله، اما احساس مي كنم كه نسبت به شروع كار، كمي اين روند ضعيفتر و داراي افت و خيز شده است، اين سلسله گفتگوها را با استاد رباني شروع كرديم و با ديگر بزرگان ادامه داديم. سؤالات را كمي جسورانه مي پرسيدم شايد براي همه مصاحبه شوندگان و خوانندگان، اين شيوه، تازگي داشت. من سراغ بزرگان مي رفتم و گفتگوهاي بسيار آزاد و دوستانه انجام مي دادم كه گمان مي كنم براي خوانندگان آن، جذابيت خود را داشت.
چرا از آن گفتگوها واقعاً استقبال مي شد. چه فاكتورهايي گفتگوهاي شما را جذاب مي ساختند؟
اول از همه، كوشش مي كردم كه طرف مصاحبه را خوب بشناسم، پيشينه او را بدانم، گرايش هاي فكري و سياسي او و اخلاق فردي او را بفهمم و سپس به سراغ او بروم.
چون با اكثر مصاحبه شوندگان آشنايي و دوستي داشتم لذا از اين نظر مشكلي نداشتم، قبل از شروع گفتگوهم چند دقيقه اي با هم حرف مي زديم.
مي خواستم پيشاپيش طرف، كاملاً آمادگي صحبت را پيدا كند. با سوالات بسيار آسان شروع مي كردم و اجازه مي دادم كه طرف كاملاً راحت باشد و سپس سؤالات اصلي را با شيوه هاي مختلف مطرح مي كردم. جوابي را هم كه مي خواستم ميگرفتم. نمي خواستم كه چيزي پنهان باقي بماند.
آيا شده بود كه كسي تقاضاي مصاحبه شما را رد كند؟
بله! استاد سياف و آقاي قانوني! يكي چون اصلاً مرا نمي شناخت و ديگري چون زياد مرا مي شناخت!
اماحتماً روزي با آنها هم گفتگو خواهم كرد.
چي شد كه سراغ همبستگي رسانه ها رفتيد؟
چون رسانه هاي زيادي وجود داشتند. صدها رسانه فعلاً در افغانستان فعال هستند اما به نظر من آنان به درستي نتوانسته اند تا جايگاه و موقف مطلوب رسانه را در افغانستان احيا بكنند.
نفس نشرات داشتن و قلم زدن و تحليل كردن و خبر گفتن به تنهايي كافي نيست. بايد ببينيم كه هر رسانه به تنهايي خود چه تأثيري بر اجتماع مي گذارد. آيا سيستم اطلاع رساني ما مطلوب هست؟
آيا رسانه ها، مسؤوليتي كه بردوش دارند به درستي انجام داده اند؟ آيا هر كدام از مطبوعات پوشش رسانه اي مطلوب در سطح كشور و حتي بين المللي دارند؟ من فكر مي كنم كه هر رسانه بنابه توانمندي خود، وظايف خود را انجام داده اما ظرفيت هاي كاري و نشراتي هر رسانه به تنهايي كافي نيست كه مخاطبان را به شكل سراسري پوشش بدهد؛ توانمندي هر رسانه به تنهايي خود كافي نيست كه باعث تغييرات عمده شود.
منظور شما از تغييرات عمده چيست؟
ببينيد! هر رسانه در جوامع، مسؤوليت هايي دارد. نشر اعلانات و فلم هاي سينمايي و برنامه هاي سرگرم كننده و تفريحي و امثال آن وظايف اصلي رسانه ها نيستند. بلكه اطلاع رساني دقيق و شفاف و همچنين فرهنگ سازي و همچنين ايجاد تحرك و پويايي در مردم و همچنين روشنگري در جامعه و سوق دادن مردم و اذهان به سمت فرهنگ هاي ملي و بومي، از جمله وظايف اساسي رسانه ها هستند. برخي از كارشناسان، رسانه ها را وسايل كنترول افكار عمومي مي دانند. حالا شما مقايسه كنيد، رسانه هاي ما تا به حال چقدر براي بر آورده ساختن اين مسؤوليت ها موفق بوده اند؟! من مي گويم كه تأثير داشته اند اما نه به صورت ايده آل!
حتي برخي رسانه ها بجاي پرداختن به بايسته هاي ملي و ديني و فرهنگي اين كشور وتقويت خرد و تفكر در ميان توده مردم، بيشتر گرايش به ترويج ابتذال فرهنگي داشته اند. جوانان امروز، هنر پيشه هاي هندي و امريكايي را بيشتر و بهتر از دانشمندان و افتخارات گذشته خود مي شناسند. مراكز ظاهراً فرهنگي و آموزشي ما حتي براي نامگذاري خود، الفاظ و عناوين خارجي را بيشتر از نامهاي وطني انتخاب و نصب العين مي كنند.
دغدغه امروز ما، خود باختگي فرهنگي است، منظور از تغيير، تغيير خودباختگي به خود باوري است. جوانان ما نيازمند انديشه هاي مولاناي بلخي هستند نه كُشتي كج امريكايي!
رسانه هاي ما به جاي برجسته ساختن قهرمانان خارجي بايد افتخارات وطني ما را برجسته كنند. بيشتر از اينكه انديشه هاي مبتذل را ترويج كنند بايد تعقل و تفكر را گسترش دهند.
وانگهي من بارها گفته ام كه در اين كشور آزادي بيان وجود دارد اما اين آزادي بيان تحقير مي شود چون به ديدگاههاي اصحاب رسانه اعتنايي نمي شود. در صورتي مي توانيم جايگاه خود را پيدا كنيم كه باهم، هماهنگ باشيم، وقتي كه همسو شديم، ديدگاههاي مشترك خود را شناختيم، نشرات مشترك داشتيم، در ديدگاههاي توهين آميزي كه نسبت به رسانه ها وجود دارد و همچنين در عملكرد اشتباه دولتمردان هم مي توانيم تغيير بياوريم.
هر رسانه گرايش سياسي خاص خود را دارد، آنها را چطور مي توانيد جمع كنيد؟
تفكر سياسي و گرايش سياسي هر فرد و هر سازمان و هر رسانه نبايد بهانه اي براي واگرايي و پرهيز از فرهنگ سازي و روشنگري و همگرايي شود. نه تنها هر رسانه، كه هر ژورناليستي گرايش سياسي خاص خود را دارد، قبلاً خبرنگار آژانس پژواك هم همين سؤال را از من پرسيده بود. من گفتم كه گرايش سياسي هر كس مربوط به خودش! ما نمي توانيم كه سليقه هاي شخصي يك نفر را عوض كنيم. ما نمي توانيم كه سياستهاي نشراتي هر رسانه را تغيير بدهيم، ما نمي توانيم كه نظرات خود را بالاي رسانه ها تحميل كنيم. اما بايد بپذيريم كه رسانه ها اهداف مشترك بسيار زيادي دارند. زمينه هاي كار مورد علاقه جمعي زيادي وجود دارد. تمامي رسانه هايي كه تا به حال در تأسيس مركز همبستگي رسانه ها زحمت كشيده اند و تمامي اعضاي مركز، هيچكدام شان مخالف فرهنگ ملي و آموزه هاي ديني ما نيستند. همه مي گويند كه بايد از همديگر حمايت كنند. از تجارب همديگر استفاده كنند. با همديگر روابط خوب داشته باشند. با رسانه هاي مطرح بين المللي هم بايد تعاملات خوب داشته باشند. همه مي گويند كه بايد در جامعه، يك نوع تحرك ايجاد كرد، به سمت اتحاد و انسجام، پيش رفت و دهها هدف مشترك ديگر دارند، كل كاركرد و اهداف رسانه ها كه در سياست خلاصه نمي شود. وانگهي حتي در بسياري مسايل سياسي هم اتفاق نظر وجود دارد.
با وجود استقبالي كه از تأسيس مركز همبستگي رسانه ها صورت گرفت، اما يكي دو نشريه، از اين مركز انتقاد كردند چرا؟
من فقط يكي از نوشته هاي روزنامه 8صبح را خواندم كه بيشتر در نقد سخنان يكي از سخنرانان محفل اعلام موجوديت كه نظرات شخصي خود را بيان كرده بود نوشته شده بود. گمان مي كنم آن مضمون به دليل اطلاعات نادرست از مركز و همچنين براي نقد سخنان او چاپ شده بود.
مسؤولين روزنامه 8صبح همگي از سرمايه هاي فرهنگي و مطبوعاتي كشور ما هستند. چهره هاي متشخص رسانه اي هستند، به تمامي آنها من پيشنهاد مي كنم بجاي دور دور نشستن و شك كردن بايد وارد متن شوند. و حتي براي مديريت اين نهاد عملاً سهم بگيرند.
آن طور كه من در جريان هستم برخي از اتحاديه ها هم واكنش هايي نشان دادند!
واكنش هاي منفي نبود. بيشتر در ذهن دوستان ما سؤالاتي مطرح بود و گمان مي كردند كه مركز همبستگي رسانه ها در مقابل آنان به وجود آمده ولي بابرخي مسؤولين آن نهاد ها صحبت كرديم، سوء تفاهم ها رفع شد و حتي آنان از تشكيل اين مركز به گرمي استقبال كردند چون ما براي تقابل با هيچ رسانه و هيچ ارگان ژورناليستي، مركز همبستگي رسانه ها را نساخته ايم.
سروكار ما بيشتر با رسانه ها است تا با افراد. بسياري از اعضاي «مهر» به تنهايي خود، عضويت اتحاديه هاي ژورناليستي را دارند. برخي از رسانه هاي تحت مديريت مسؤولين اتحاديه هاي ژورناليستي هم عضويت مركز همبستگي رسانه ها را دارند. ما در آينده قطعاً با اهداف مشتركي كه داريم هماهنگي ها و همسويي هاي مشتركي هم خواهيم داشت.
گفته مي شود كه اين مركز در آستانه انتخابات ساخته شده، پس هدف مشخص سياسي دارد، آيا اين درست است؟
نخير به هيچ عنوان صحت ندارد. همانطور كه قبلاً گفتم انديشه ها و برنامه هاي سياسي هر رسانه براي خودش! قرار نيست كه ما همگي يك فكر واحد سياسي داشته باشيم ممكن است مسؤولين در مورد انتخابات باهم صحبت داشته باشند اما هيچ اصراري بر حمايت يا رد كسي نخواهد شد. مركز همبستگي رسانه ها با توجه به اهداف و برنامه هايي كه دارد براي مدت زمان طولاني بنياد گذاشته شده است.
و آخرين پرسش؛ چه رسانه هايي مي توانند عضويت مركز همبستگي رسانه ها را حاصل نمايند؟
آنچه در اساسنامه مركز آمده است؛ اعتقاد به اصول و ارزشهاي ديني، رعايت قانون اساسي و پايبندي به قانون رسانه ها، احترام به منافع ملي، اعتقاد به برادري ديني است.
و يك سؤال ديگر! برنامه هاي مشتركي كه مركز همبستگي رسانه ها خواهد داشت چه برنامه هايي خواهد بود؟
تصميم داريم كه نمايشگاههايي داير كنيم تا عضاي مركز، محصولات فرهنگي ورسانه اي خود را در آن عرضه كنند، احتمالاً سمينارهاي تخصصي را برگذار خواهيم كرد. قرار بر اين است كه رسانه هاي عضو تجربيات رسانه اي خود را در اختيار هم قرار دهند، شايد يك ويب سايت هم راه اندازي كنيم تا رسانه ها اخبار و اطلاعات و تحليل هاي خود را مشتركاً از آن طريق در اختيار مخاطبان خود قرار دهند. قرار برآن است كه ژورناليستان مستقل عضو مركز هم، چنانچه علاقمند بودند، براساس توانايي و علاقه شان جهت اشتغال به رسانه هاي عضو مركز معرفي شوند و ساير برنامه هايي كه مسؤولين ونمايندگان رسانه ها صلاح بدانند، خواهيم داشت.
سخن از سرنوشت انتخابات است. پس از تبصره هاي فراوان، حامد كرزي فرماني چهار ماده اي صادر كرد و خواستار برگزاري به موقع انتخابات شد، او حتي صراحتاً اعلام كرد كه اگر خارجي ها بودجه اي براي انتخابات اختصاص ندهند، خود ما بودجه آن را تأمين خواهيم كرد! بر اين فرمان هم انتقادات فراواني وارد شد، خصوصاً رقباي انتخاباتي تندترين واكنش ها را نشان دادند.
كميسيون انتخابات، چند روزي سكوت كرد اما سر انجام اين كميسيون هم، فرمان جناب كرزي را مردود شمرد. دراعلاميه مطبوعاتي كميسيون انتخابات آمده است: «كه بعد از جلسات متعدد مشورتي، به تاريخ 19 حمل در مجلسي كه رئيس جمهور، رؤساي محترم مجلسين شوراي ملي، رئيس استره محكمه، لوي حارنوالي و رهبران جهادي حضور داشتند به اين فيصله رسيدند كه انتخابات رياست جمهوري و شوراهاي ولايتي در خزان سال 1388... برگزار شود. كميسيون مستقل انتخابات! به اساس اين فيصله اقدامات عملي را براي برگزاري انتخابات... روي دست گرفت...»
مطابق اعلاميه فوق الذكر، خود جناب آقاي كرزي از طريق طرف هاي مشوره خود، چندين ماه قبل فيصله بر تأخير برگزاري انتخابات نموده بودند. ايشان چشم خود را بر انتقادات مختلف بستند، نقض آشكاري كه بر قانون اساسي وارد ميآمد را ناديده گرفتند. حداقل با سكوت خود و بهانه هاي رنگارنگ كميسيون انتخابات تمام اذهان را متوجه و حتي قانع ساختند كه انتخابات حتماً بايد به تأخير بيفتد.
چرا در حاليكه بايد قانوناً قدرت را در اول جوزا تحويل دهد، به تاريخ 9 حوت فرمان برگزاري انتخابات و تطبيق قانون اساسي را صادر نمود؟
هر چند كه در آن فرمان هم نقض قانون اساسي ديده مي شد. يعني مطابق ماده 61 قانون اساسي، انتخابات رياست جمهوري در خلال مدت سي الي شصت روز قبل از پايان كار رئيس جمهور برگزار مي گردد. و همچنين زمان دقيق برگزاري انتخابات از طريق كميسيون انتخابات بايد حداقل 120 روز تا 140 روز قبل از آن، اعلام شود. بر اين اساس حامد كرزي حق صدور فرمان در اين مورد را نداشته است.
بعد از بررسي خلا قدرت پس از اتمام حاكميت كرزي، چنين نتيجه گرفته شد كه جناب رئيس دولت، قانوناً مي بايد قدرت را در اول جوزا تحويل دهد. اما قانون در اين مورد كه چه كسي بايد زمام امور را به دست گيرد، هيچ صراحتي ندارد. شوراي متحد ملي از طريق راي به قياس، پيشنهاد نمودكه باختم اين دوره، مطابق قانون اساسي سرپرستي نهاد رياست جمهوري را رئيس مجلس سنا بايد عهده دار شود. اين چنين بودكه آقاي كرزي دست و پاچه از تطبيق قانون اساسي سخن گفت.
تصميم فوق از جانب كرزي، ميدان عمل را از رقباي وي سلب مي كرد و از لحاظ زماني نيز برگزاري انتخابات، غير ممكن بود يعني حكم ماده 61 قانون اساسي، آشكارا نقض مي گشت.
به هر صورت، قانون اساسي توسط حكومت و رئيس دولت به روشني نقض شده است. آقاي كرزي وظيفه داشته است تا انتخابات را به وقت قانوني آن برگزار نمايد اما الحال مطابق به اعلاميه شوراي متحد ملي، پارلمان صلاحيت آن را دارد تا رئيس دولت را براين خبط كلان مورد مؤاخذه قرار دهد.
رئيس دولت از طريق كميسيون انتخابات و همچنين حداقل با سكوت خود، مردم و رقباي انتخاباتي خويش را اغفال نمود. او دست به وقت تلفي زد، هيچ توجهي به خواسته هاي مردم و انتقادات بجاي گروههاي سياسي نكرد. وي و كميسيون انتخابات، بهانه هايي مثل اوضاع بد اقليمي، امنيتي، بودجه اي و عملياتي را بهانه قرار دادند. چطور شد كه آقاي كرزي در فاصله اندك باقيمانده، بلافاصله اعلام كرد كه صاحب همه چيز هست؟ چطورشدكه هم ناامني از بين رفت وهم شرايط جوي مساعد شد؟
وقت تلفي و بي توجهي به قانون اساسي از جانب حاكميت،خيانت ملي است و بايد دست اندركاران آن مورد بازخواست قرار بگيرند.
به هر حال، اكنون هيچ توانمندي و فرصتي براي برگزاري به موقع انتخابات وجود ندارد، و چاره اي جز تأخير در برگزاري آن، نمانده است. اكنون مهمترين بحث آن است كه خلا قدرت چگونه بايد پرشود؟ مطابق قانون از اول جوزا رئيس فعلي بايد با رياست، بدرقه نمايد. محافل سياسي تشكيل اداره موقت تا زمان برگزاري انتخابات در 29 اسد را پيشنهاد مي دهند. به نظر مي رسد كه تا اين زمان، تشكيل اين اداره تحت زعامت رئيس مجلس سنا، بهترين گزينه خواهد بود.
ظرف روزهاي اخير، حامدكرزي جلساتي را تحت عنوان گفتگوهاي مشورتي آغاز نموده است. او طي چندين روز جلسات متواتر با رهبران جهادي، رؤساي مجلسين، حقوقدانان، سفراي كشورهاي خارجي و... در رابطه با زمان برگزاري انتخابات رياست جمهوري آينده به گفتگو و مشاوره نشسته است. با وجود آنكه محافل سياسي ظرف ماه هاي اخير اصرار مي كردند كه مي بايد انتخابات دقيقاً سر موقع برگزار شود اما جناب آقاي كرزي از طريق كميسيون به ظاهر مستقل انتخابات به بهانه هايي همچون ناامني و نبود بودجه كافي و... خواهان تعويق انتخابات بود. برهمين اساس، كميسيون انتخابات پس از جنجال هاي فراوان، رسماً 29 ماه اسد سال آينده را زمان برگزاري انتخابات اعلام نمود.
اين تصميم كميسيون انتخابات، عملي كاملاً غير اصولي و ناسنجيده بود چرا كه برعلاوه زير پا گذاشتن قانون، تداوم رياست آقاي كرزي را پس از ختم دورة قانوني حاكميت ايشان با عدم مشروعيت مواجه مي ساخت. جناب آقاي كرزي با وجود آنكه مشاوران بسيار زياد دارد اما ظاهراً متوجه خلا قانوني مسأله نشده بودند؛ برهمين اساس، هنگامي كه كارشناسان مسايل حقوقي و محافل سياسي با تمسك بر قانون اساسي برعدم مشروعيت حاكميت كرزي پس از اتمام دوران قانوني رياست ايشان، انگشت گذاشتند، آنگاه جناب ايشان به خبط موجود، پي بردند.
با پايان يافتن زمان قانوني رياست جمهوري در ماه جوزاي سال 1388، جناب آقاي كرزي، بهانهاي براي تداوم رياست خود ندارند. در چنين حالتي وقتي مسأله خلاء قدرت و حاكميت به ميان ميآيد، حالت اضطرار نمود پيدا مي كند. مطابق به حكم مواد قانون اساسي در چنين حالتي زمام امور از دست رئيس جمهور، خارج شده و به رئيس مشرانو جرگه و در غياب وي به رئيس مجلس نمايندگان و در نبود وي به وزير امور خارجه سپرده خواهد شد. يعني رئيس جمهور، قطعاً نمي تواند بر زمامداري خويش ادامه دهد.
اين مسأله، ظرف هفته هاي اخير بسيار جدي شده و مورد تأييد و تأكيد بسياري از شخصيت ها و محافل سياسي داخلي و خارجي قرار گرفته است.
در چنين اوضاعي، جناب آقاي كرزي هراسان و پريشان اقدام به برگزاري محافل مشورتي نموده است. از ظاهر قضيه چنين بر مي آيد كه جناب ايشان با پي بردن به عمق مسأله و زياني كه متوجه ايشان مي گردد اصرار فراوان دارند تا انتخابات رياست جمهوري در ماه ثور و به موقع آن، برگزار شود اما مشكلات جدي براين مسأله وجود دارد:
از يك طرف كميسيون موظف آقاي كرزي قبلاً به صراحت اعلام كرده بود كه برگزاري انتخابات در زمان قانوني آن، امكان پذير نيست و زمان قطعي را 29 اسد اعلام نموده بود و از جانب ديگر، برخي كشور هاي قدرتمند خارجي به شمول ايالات متحده، اكنون اصرار مي ورزند كه براساس تصميم كميسيون انتخابات، بايد در تاريخ 20 اگست انتخابات برگزار شود. آنان خواهان اعلام حالت اضطرار هستند. از اين لحاظ به طور طبيعي، صبغت الله مجددي، سرپرستي نهاد رياست جمهوري را بر عهده خواهد گرفت.
امكانات دولتي براي تبليغات و نفوذ از جناب آقاي كرزي سلب خواهد شد و در چنان شرايطي شانس پيروزي وي در انتخابات، به حد اقل كاهش خواهد يافت.
منتشره در پیام مجاهد
صد ها نفر بشمول مسئولين دولتي، وكلاي پارلمان، مسئولين رسانه هاي تصويري، شنيداري وچاپي و خبر نگاران،در محفلي كه به مناسبت اعلام موجوديت «مهر» در سالون هوتل پرويلا برگذار شده بود حضور بهم رسانيدند آقاي سيد زكريا راحل به عنوان گرداننده اين محفل بزرگ، در ابتداي جلسه به مسئوليت ها و فعاليت هاي رسانهاي در جهان مدرن اشاره نمود، افزود: مخاطب شناسي نه به معني انفصال بلكه به مفهوم ايجاد شاخصهاي است كه در آن تمام مشغله هاي فرهنگي تبارز نمايد .
سپس آقاي سيد عالم هاشمي مسئول نشراتي تلويزيون نورين و معاون مركز همستگي رسانه ها به صحبت پرداخته اشاره اي به چندگانگي فرهنگ در جوامع بشري نموده و نقش رسانه ها را در تقويت فرهنگ ديني و ملي ارزنده خواند.
آقاي مبارز راشدي معين نشراتي وزارت اطلاعات و فرهنگ سخنران ديگراين محفل بود . وي ضمن اشاره اي بر هم پيوستگي بشر گفت كه در تقويت اين مسئله رسانه ها نقش مهم داشته اند. راشدي اشاره اي به مدرنيت رسانه ها نموده، رسانه ها را هدف دار، وانمود ساخت افزود: هدف دار بودن رسانه ها اجتناب نا پذير است . هركس حرفي بگويد بدون شك هدفي دارد.
وي به اهميت رسانه ها در افغانستان گفت:
آنچه براي رسانه ها به عنوان هدف بلند مطرح است، خدمت گذاري به مردم افغانستان و رفع فقر فرهنگي مي باشد. و مي توان عامل زدودن اين همه را روشنگري پنداشت.معين وزارت و فرهنگ اشارهاي به چالش هاي فرا راه رسانه داشت آنرا مانع بزرگ براي رشد روشنگري در افغانستان تلقي كرد.
آقاي راشدي تأكيد نمود كه رسانه در افغانستان بايد نشان بدهند كه نگاه آنها به دين مردم افغانستان چگونه است.
آنچه مهم است قرائت روشنگري ا زدين ارايه گردد و تروريزم كه شكل افراط از دين را ارايه ميكند بنحوي زدوده شود .
سپس آقاي حسيني مدني، رئيس مركز همبستگي رسانه ها پيرامون چگونگي تاسيس و اهداف اين مركز به ايراد سخن پرداخته گفت:
رسانه هاي زيادي بعداز سقوط طالبان، به وجود آمدند و هر كدام حرف هاي زيادي براي گفتن داشتند اما اعتناي چنداني به رسانه ها صورت نگرفت . رسانه ها تأثيراتي كه بايد به افكار عمومي و عمل مسئولين مي داشتند بصورت ايده آل نداشته اند.
وي بر لزوم فرهنگ سازي رسانه ها و خود باوري فرهنگي در افغانستان تأكيدورزيده، افزودكه هم خودباوري فرهنگي و هم خود باختگي فرهنگي از مجراي رسانه ها مي توانند در بين مردم ترويج يابند، وظايف رسانه هاي ما ترويج فرهنگ ملي و ديني و تأكيد بر برادري ديني است .
مدني در بخش ديگري از صحبت هاي خود بر لزوم گسترش تفكر انتقادي در جامعه از جانب رسانه ها تأكيد ورزيده افزود كه تفكر انتقادي در تقابل تفكر احساسي، باعث افزايش درك مردم و منتج به مسئوليت پذيري آنان در مقابل رويداد هاي كشور و جهان خواهد شد .
حسيني مدني همچنين به مسئله پوشش دهي مناسب تري رسانهاي و يافتن مخاطبان بيشتر اشاره نمود و گفت: مركز همبستگي رسانه ها تا اكنون 48 عضو رسانهاي قدرتمند دارد و تعداد زيادي از رسانه هاي ديگر نيز متقاضي عضويت دراين مركز مي باشند . وي همچنين يكي از اهداف عمده «مهر » را تأثير گذار ي بر افكار عمومي و بر عملكرد مسئولين دانست و گفت : مركز همبستگي رسانه ها در تقابل با هيچ يك از اتحاديه ها و اصناف ژورناليستي نبوده و بل خواهان ايجاد تعاملات سازنده با تمامي رسانه ها و اتحاديه هاي ژورناليستي مي باشد. در اين محفل خانم مژگان مصطفوي و آقاي دكتر عصمت الهي اساتيد با تجربه دانشگاه كابل به نوبت پيرامون موضوع صحبت نموده و از تشكيل مركز همبستگي رسانه ها استقبال نموده ايجاد اين مركز را يك امر ضروري براي جامعه رسانهاي افغانستان عنوان نمودند. محفل با سخنراني و دعائيه مولوي عبدالعزيز مجاهد احمدزي از مسئولين هفته نامه تكبير خاتمه يافت.
گزارشگر: محمد هاشم«سروري»

آقاي كرزي به همان ميزان كه به زمان انتخابات رياست جمهوري نزديكتر مي شويم، تنها و تنها تر مي شود. دوستان ديروز آقاي كرزي كه در زمان اوج قدرت نمايي وي، گرداگرد او مي چرخيدند و مي لوليدند اكنون هر يك يا به گوشهاي مي خزند و يا هم در مقابل جناب ايشان، قد مي افرازند و ادعاي پادشاهي مي كنند. عده اي هم مواقف خود را رها مي سازند و شروع به معاملات و مكاتبات با ديگر شانس ها مي نمايند. اين روند، ظرف ماه هاي گذشته، تسريع يافته و تمامي ياران ديروز با وقوف به باخت بيش از پيش رئيس فعلي دولت به دور ديگران مي گردند. جدا از اين طيف، منتقدين سياسي كرزي نيز، با قوت و برنامه منظم تري به سوي انتخابات مي روند. از نظر آنان نيز كرزي مهرهاي تمام شده است و آنچنان كه گفته مي شود هيچ كدام از آنان حاضر به پذيرش آقاي كرزي حتي در مجموعه هاي سياسي خود نيز نمي باشند.
از جانب ديگر، مخالفين مسلح دولت نيز به رغم دعوت هاي مكرر آقاي كرزي براي بازگشت به صلح و شراكت در مسئوليت ها، همواره دست رد بر سينه جناب ايشان كوبيده اند. حلقات و كشور هاي غربي نيز، همچون گذشته جناب آقاي كرزي را به ديدة احترام نمي نگرند و بر اين باور اند كه نه تنها جناب ايشان، رئيسي ناكام است بل، با ناكامي خود غرب را نيز در افغانستان، بدنام ساخته است.
در جريان هفته گذشته آقاي كرزي صراحتاً اعلام نمود كه باراك اوباما پس از آنكه به عنوان رئيس جمهور امريكا كار خود را آغاز نموده، حتي يك بارهم تماس تلفوني با وي نداشته و اين بدين معني است كه وي از دولت فعلي افغانستان حمايت نمي كند. شايد هم، چنين باشد چرا كه قبل از آن جورج بوش همواره در تماس مستقيم و رفت و آمدهاي مكرر به افغانستان بود و هميشه زير پر و بال آقاي كرزي را مي گرفت.
به نظر مي رسد كه سياست هاي غرب و امريكا در افغانستان تاحد بسيار زيادي نسبت به گذشته تغيير خواهد كرد و اين تغيير با آمدن ريچارد هالبروك آغاز يافته و با سخن صريح مقامات كاخ سفيد كه دولت امريكا تصميم دارد تا روابط خود را با مقامات محلي افغانستان عيار سازد، ادامه يافته است. امريكاييها قصد دارند تا با برقراري ارتباط بيشتر با والي ها و مقامات محلي و سرمايه گذاري مستقيم بر روي آنان، حكومت مركزي افغانستان و دولت فعلي را در حاشيه مديريت مناطق بحراني كشور قرار دهند.
در چنين احوالي، كشور هاي منطقه نيز چندان به حامدكرزي دل نبسته اند. چرخش جناب رئيس دولت از غرب به شرق لزوماً چراغ سبز كشورهاي منطقه را فرا روي ايشان روشن نخواهد ساخت.
اين كشورها از وابستگي و دلبستگي عميق آقاي كرزي به امريكا هنوز هم ناراض و به ثبات ايشان و مهمتر از همه به توانمندي رهبري ايشان مشكوك هستند. دولت تحت رهبري آقاي كرزي بارها از اعلاميه همكاري هاي استراتژيك با امريكا سخن گفته و حتي در آخرين مورد، در جريان سفر هالبروك به كابل، جناب كرزي توافق نمود، تا دولت افغانستان با سياست هاي كلي امريكا در منطقه، هماهنگ باشد. حال اين سياست هاي اگر مبارزه با تروريزم هم باشد آيا كشور هاي منطقه تعريف امريكا از تروريزم را مي پذيرند؟! براي مثال آيا ايران خواهد پذيرفت كه حزب الله لبنان و حماس فلسطين گروه هاي تروريستي اند؟ و آيا پاكستان احزاب افراطي خود را به عنوان عناصر تروريستي خواهد پذيرفت؟ آيا بايد افغانستان هميشه هماهنگ با امريكا باشد و يا بايد با حفظ استقلاليت و اقتدار خويش، غرب را با برنامه هاي خود هماهنگ سازد؟
به هر حال، آيا اشتباهات دوامدار آقاي كرزي، اميدي را براي موفقيت ايشان در انتخابات آينده باقي خواهد گذاشت؟
تيرگي روابط رئيس دولت با اطرافيان به حدي بالا گرفته كه در آخرين مورد آن، حملات تند لفظي در كابينه بين وي با معاون اول در گرفته، آن چنان كه ظرف چند سال گذشته سابقه نداشته است. جنگ لفظي رئيس دولت و معاون اول، آن هم در حضور اعضاي كابينه بيانگر اوج تنهايي و انزواي آقاي كرزي است. او حتي نتوانسته تا معاونين خود را نيز راضي نگهدارد و همسو با خود حفظ كند.
سردي روابط رئيس و معاون، اوج درماندگي و تنهايي آقاي كرزي را مي رساند؛ او از يكطرف در صدد به دست آوردن دل ناراضيان از خود است اما از جانب ديگر، داشته هاي خود را نيز يكي يكي از دست ميدهد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|