تبليغاتX
مجموعه مقالات حسینی مدنی
 
 

این مصاحبه را در ایام محرم با آیت الله محسنی انجام داده بودم که قبلا در ماهنامه امین به نشر رسیده است.

با تشکر از شما جناب آیت الله که در این گفتگو حاضر شدید؛ به عنوان یکی از بنیانگذاران شورای اخوت اسلامی در افغانستان بفرمایید که مهم ترین مباحثی که تا حال در شورای اخوت مطرح شده و می شود حول چه محور هایی است؟

 شورای اخوت اسلامی ازچهار سال پیشتر به وجود آمده است. مهم ترین هدف این شورا و نقطه محوری اش دو چیز است:

حمایت از فرهنگ و ارزش های اسلامی و ترویج آنها به شکل منطقی برای مردم. در واقع فرهنگ اسلامی در کشور ما بسیار مهجور شده و برداشت مسلمانان از فرهنگ اسلامی خودشان ضعیف است و باید به شکل منطقی و معقول برای مردم تبیین شود و از ارزش های اسلامی هم حمایت شود.

 اتخاد بین پیروان مذاهب اسلامی که در افغانستان عمده فقه حنفی و جعفری است و به این معنا نیست که از سنی گری و شیعه گری خود دست بردارند یا به این فکر باشیم که مسلمان را آهسته آهسته به یک مذهب بیاوریم. این یک تجربۀ شکست خورده یی است که در طول تاریخ، زور جنگ و ستیز این کار ها شد که نتیجه نداد اگر می داد عبدالرحمن خان از همه موفق تر بود که یک طرفه کند ولی نتوانست و این کار اشتباهی است. ما اگر بنشینیم و منطقی صحبت کنیم در اصول دین صد در صد با هم متفق ایم. اصول دین یعنی توحید، نبوت و معاد همه قبول دارند. تا 95 درصد در فروعات موافق ایم. هم در خصوصیات معاد، هم در خصوصیات نبوت و توحید که مسایل جزیی کم می ماند که باعث اختلاف تفرقه یی شود. اما در فقه این اختلاف مربوط به شیعه و سنی نیست؛ مذاهب فقهی اهل اسنت خیلی زیاد است که الان چهار تای آن مشهور است و در فقه شیعه هم همین طور. شما به طور نمنه عروه الوثقی را بردارید اختلاف فقهای شیعه را ببینید. یک حدیث در صحیح بخاری است که از پیامبر اکرم (ص) نقل شده وقتی یک مجتهد می خواهد یک مطلب را اجتهاد کند، اگر نظرش به واقع رسید خدا به او دو اجر می دهد؛ یکی برای زحمت کشیدن و دیگر برای اینکه واقع را به دست آورده است؛ اما اگر فکرش اشتباه رفت و به واقع نرسید خدا برایش اجر زحمت کشیدن را می دهد. اختلاف کار بدی نیست و باعث تکامل فقه می شود. اگر این اختلاف فکری در بین فقها نمی بود. فقه اسلامی هم اینجا نمی رسید.

در چوکات قواعد یعنی اصول کلی اختلاف نظر دارد. این کدام مشکلی ندارد و اسلام هم از این جلوگیری نکرده است. چیزی که مایۀ تعجب است که این اختلاف به جنگ و عداوت و بدبینی کشانده شود. هیچ مجوز برای این وجود ندارد. امروز که اینترنت آمده است، کتابها زیاد چاپ شد و همه از حال هم باخبر شدند. در این روزگار هیچ مجوزی ندارد برای اینکه ما در بین خود بدبینی داشته باشیم و دیوار های موهوم را بین خود درست کنیم. منتها گاهی می شود که ابعد سیاسی در بین می آید. مسایلی که در پاکستان واقع می شود و رقابت هایی که بین دولت های خارجی به وجود می آید مسایلی که در عراق واقع شد. من به یکی از خبرنگاران غربی آمده بود عین همین سوال شما را داشت. گفت شما چکار کرده اید در حالی که در عراق جنگ است. گفتم جنگ را شما آورده اید سال های زیاد را در عراق بودم، بین شیعه و سنی هیچ جنگی نبود. آن وقت هم همین محرم و عاشورا بود. ختی امنیتی را که صدام ظالم گرفته بود شما گرفته نتوانستید. این تقصیر بر گردن شماست که یک کشور را اشغال می کنید ولی امنیت آن را گرفته نمی توانید. بعد می آیید سوال می کنید که چرا این ها در بین خود دعوا می کنند. بین شیعه و سنی گفتگو نیست. بعضی اوقات از خارج می آیند، پول می دهند، جنگهای مصنوعی را راه می اندازند. فضای کاذب را به وجود می آورند و الا بین شیعه و سنی اختلافی نیست. همان طور که در شورای علمای شیعه می نشینیم و بین خود صمیمانه صحبت می کنیم عین این صمیمیت را ما در شورای اخوت نیز حس می کنیم. همین علمای شیعه و سنی که با هم می نشینند بسیار با محبت و صمیمیت صحبت می کنند، تصمیمات زیادی گرفته شده است، جلسات مشترک زیادی داشتند. در میلاد النبی ما صحبت کردیم، دو سه سال است که میلاد النبی و نزول قرآن مجید را در ماه رمضان را مشترک تجلیل می کنیم. در همین جایی که شما نشسته اید همین امسال علمای اهل سنت آمدند و سخنرانی کردند. منتهی امسال چون اعلان شد و تبلیغ در مسجد ارک شد و این شورا شهرت پیدا کرد. سؤ تفاهمات کم کم بر طرف می شود. وضع الحمد ا... فعلاً خوب است.

یکی از دستاورد های دولت فعلی این است که اختلافات و تفرقات مذهبی در افغانستان به حداقل خود رسیده است. شما پیش بینی می کنید که در آینده یک شرایطی به وجود بیاید که باز هم اختلافات و تعصبات مجدداً احیا شود؟

  وقت های جوانی ام یک موقع به موسی شفیق آخرین صدراعظم دورۀ شاهی دو چیز را گفتم: اینهایی که پشت میز های دانشگاه نشسته و می گویند که اسلام دیگر قابلیت تطبیق را ندارد ما سر منبر می گوییم  که اسلام 4=2X2 است. معلوم نیست که علمای دینی و مبلغان اسلام دروغ می گوید یا استادان دانشگاه دروغ می گویند که اسلام قابل تطبیق نیست. بیاید با هم بنشینیم و صحبت کنیم که اسلام قابل تطبیق است و یا اینکه دوره اش گذشته است. اگر ما اشتباه می کنیم که خود را اصلاح کنیم و اگر آنها هوایی می گویند که آنها باید غرور و تکبر را کنار بگذارند. شفیق گفت کار خوبی است. یک وعدۀ سیاسی داد، یعنی دروغ. سیاستمداران نوعاً دروغ می گویند. این را مکرر به والی قندهار می گفتم که بگذار در روز عاشورا اهل سنت بیایند صحبت کنند و به ما اجازه بدهید که ما هم آنجا برویم و در نماز های جمعه اهل سنت شرکت کرده صحبت کنیم تا همدیگر را بشناسیم. می گفت نه شما در حسینیه خود صحبت کنید و علمای اهل سنت در مساجد خود صحبت می کنند. فعلاً در این راستا کار نشده منتهی جلوگیری هم نشده و بنابر این نبوده که بین شیعه و سنی تفرقه ایجاد شود. چیزی که بیشتر شیعه و سنی را به هم چسپاند مسئله جهاد بود. در دوران جهاد خیلی تفاهمات بر طرف شد. دیدند که همان طوری که خون شیعه برای قرآن ریخته می شود خون سنی هم برای قرآن ریخته می شود. همان قسم که همۀ ما به فکر استقلال کشور خود و طرد تجاوز اجنبی بودیم. در سنگر ها بعضی اوقات شیعه و سنی یکجا بودند. ما با همۀ برادران اهل سنت که فعلاً در شورای اخوت حضور دارند هم سابقه معرفت از دوران جهاد داریم. الان مردم بیدارند اینکه می گوییم آیان در آینده کاری نمی شود هیچ کس گفته نمی تواند نه برای اینکه با منطق و روی اصول صحبت می کنیم؛ اما پول که می آید فوق منطق می شود و تأثیر خود را دارد. ولی ما باید از همین راهی که می رویم این راه باید قابل بازگشت برای ما نباشد این یک اساسی است ما همه می میریم اصل خطا باید باقی بماند که برادر شیعه و سنی نیز همان را خواسته است. 

شما در سخنرانی جود در مسجد عیدگاه گفتید: من ثابت می کنم که مردم شیعه خلفای راشدین را قبول دارند؛ باور های مردم و علمای شیعی به ارتباط خلفای راشدین چیست؟

  ما خلفای راشدین را قبول داریم. در روز نهم محرم امسال صبغت ا... مجددی گفت که ما محبت اهل و بیت را جزء ایمان خود می دانیم. من که صحبت کردم گفتم آقای مجددی تو که محبت اهل و بیت را جز ایمان خود می دانی ما هم به خلفای راشدین احترام قایلیم.

  معنای خلافت این است که اهل سنت می گویند که این سه خلیفه به توسط بیعت مردم به خلافت رسیده اند. ما می گوییم صد در صد درست است. این ها حقایق تاریخی اند مثل دو دو چهارند. یک نفر شیعه منکر خلافت ایشان نیست. بعضی اوقات محل بحث اشتباه می شود. آنچه که شیعه در بارۀ امامت می گوید آن است که علی امام اول است. این ها(امامان) انتصابی اند و همین قسم از طرف خدا نصب شده اند. ولی از طرف خدا نشود معنایش این نیست که حکومت هم با آن مبارزه کند. یا حسرتاً علی العباد ما.... هیچ پیغمبری نیامد که مورد استهزاء قرار نگرفت. پیغمبران معذور بودند، کم قوت بودند، زور نداشتند به پیغمبری آنها ضرر نرسیده است. مقام خلافت توسط بیعت عمومی مردم می آید. مردم با این سه خلیفه بیعت کردند و این از قطعیات تاریخ است. همان طور که برادران سنی ما هم قبول دارند، چیزی را که در بارۀ امام می گوییم غیر از خلافت است و با خانه نشینی هم تطبیق می کند. بنابر این در مورد خلافت هیچ نزاعی نیست. اشتباه صورت  می گیرد. در چند کتاب خود مفصل نوشته ام. یکی از آنها کتاب تصویری از حکومت اسلامی در افغانستان است که در آنجا در مورد خلافت نیز نوشته کرده ام. فقط در مورد خلافت و امامت خلط شده است که البته این دو، دو مقوله مجزا از هم می باشند.

  نوشته شده در  ساعت   توسط حسینی مدنی  | 

این مضمون توسط برادرم سید علی حسینی نوشته شده است.

مقدمه :

وحدت، مقوله ای است که ازدیر بازدرفرهنگ دینی کشورهای اسلامی وارد شده وبه مرورجایگاه ویژه ای یافته است.عالمان وروشنفکران دینی شیعه وسنی،خصوصا طی چند قرن گذشته با مشاهده دسیسه های گوناگون استعماردردامن زدن به آتش تفرقه وجدایی میان دولت ها وملت های اسلامی، بیش ازهرزمان کوشش خود رادراین زمینه مصروف داشته اند . اما به واقع هنوزنه ابعاد مختلف  تفرقه به عنوان تحدیدی جدی علیه اسلام مورد توجه قرار گرفته ونه مفهوم وحدت به عنوان مهمترین رازورمزگریزازاین خطر وتهدید عمیقا درک شده است .

   از اختلاف تا تفرقه میان شیعه وسنی

      در طول حیات پر برکت حضرت محمد(ص) ازاسلام تنها یک قرائت واحد وجود داشت که منشأ آن عبارت بود از قرآن وسیره پیامبر.اما ازهمان آغازین ساعات ارتحال آن حضرت، به سرعت دو جریان در میان امت اسلامی پدید آمد. جریان اول گروهی ازاصحاب بودند که در سقیفه بنی ساعده گردآمده بودند و به هر دلیل خلافت را مقوله ای دانستند که دردین از پیش برایش تکلیفی تعیین  نشده وانتخاب خلیفه به نظرمردم بستگی دارد. گروه دوم ازاصحاب نیز با تکیه بر دلایلی خلافت را تفسیردیگری نموده وامامت را ادامه رسالت ونبوت دانسته وحضرت علی (ع) را کسی دانسته اند که به تصریح حضرت محمد (ص) درماجرای غدیر خم به امامت وجانشینی بعد از ایشان منصوب شده اند. با این همه، وجود قرائت های مختلف ازدین،حتی در بحث امامت وخلافت فی نفسه نباید به تفرق وجدایی وخشونت منجرشود .

     سیره وروش حضرت علی (ع) درحوادث صدر اسلام وخلافت خلفای راشدین گواه بی بدیلی ،برای اثبات مدعای این مقاله درراه وحدت اسلامی است. آن حضرت به رغم اعتقاد به حقانیت خویش در امرجانشینی پیامبر (ص) وبیان مکررآن به عنوان دیدگاه اعتقادی، نه تنها در مقابل خلفا قرارنگرفتند .بلکه با اقداماتی همچون ارائه مشورت های فراوان در مقاطع گوناگون به خلفاء، ترغیب پیروان خویش به همکاری با آنها ، مشارکت در اموردیوانی، قضا یی وحتی جنگ های آن دوره ،پذیرش چند بارجانشینی خلیفه دوم درمدینه واداره این شهردرغیاب خلیفه،تلاش زاید الوصف در مقابل ناراضیان خلیفه سوم وپرهیز دادن آنها از کشتن ایشان،تا جایی که حسنین علیهما السلام را درآستان دارالخلافه برای حفاظت از ورود ناراضیان به آنجا گماشتند.همه وهمه گویای این نکته حساس وسرنوشت سازبوده که مبادا اختلافهای پیش آمده برسرجانشینی، به تفرقه وتضاد ودشمنی میان مسلمانان منجر شود.(1)

    سیره سایر امامان (صلوات الله علیهم اجمعین )نیز جز این نبود. آن بزرگواران ضمن بیان نظریات واعتقادات خود وتعلیم آن به شاگردان فراوانی که در طول حیات پر برکت خویش تربیت می فرمودند ، درحالیکه اعتقاداتشان با عقاید ونظریات دیگر عالمان مسلمان آن زمان ، اختلاف اساسی داشت ، همواره می کوشیدند که این اختلافها به تفرقه وشقاق میان مسلمانان منجر نشود. ما به هیچ وجه شیوه طعن ولعن وناسزا گویی را در شیوه این بزرگواران مشاهده نمی کنیم. عالمان روشن ضمیر،آگاه، زیرک ومعتقد به وحدت واقعی مسلمانا ن نیز در طول تاریخ اسلام همین سیره وروش را دنبال کرده اند . با اینهمه واقعیت تلخ این است که به رغم این تلاشها ، تفرقه میان شیعه وسنی در دنیای اسلام ، خصوصا در چند قرن اخیر، هم در میان عامه مردم وهم عالمان دینی، جو غالب بوده است والبته که حاکمان، هم ازاین شقاق نهایت استفاده را کرده اند.وبرای تحکیم پایه های حکومت خود، گاه به آن دامن زده وجنگ های خونینی به راه انداختند وچه بسا مسلمانانی بی گناه فقط برای مطامع حکام، قربانی شدند.(2)

 - قرائت دینی از وحدت اسلامی

      منظورما در این مقاله قرائتی دینی از وحدت اسلامی است. ما در طول تاریخ با عالمان مذهبی (اعم از شیعه وسنی) برخورد می کنیم که حقیقتا ازوحدت تفسیری«دینی» ونه«مذهبی» ارائه نموده و وجود مذاهب وقرائت ها ی مختلف در کنارهم دستیابی به وحدت را نه تنها با حفظ اعتقادات پیروان هرمذهب مغایر ندانسته اند ، بلکه وحدت را درحین کثرت دیده اند . ازجمله مرحوم آیت الله بروجردی (ره) که به رغم جو حاکم آن روز برحوزه های شیعه ، شجاعانه از تقریب مذاهب اسلامی سخن  به میان آورد ه وبه تأسیس دارالتقریب همت گماشتند، به این قرائت از وحدت معتقد بودند .درتأسیس و تقویت وحدت و تقریب شخصیت های بسیاری ازجمله بزرگانی چون: آیةالله محمد حسین آل کاشف الغطاءازمراجع نجف، آیة الله سید عبدالحسین شرف الدین ازعلمای بزرگ شیعه لبنان، مفتی اهل سنت عبد المجید سلیم مرجع بزرگ افتاءو فقاهت، شیخ حسن البناءموسس و رهبراخوان المسلمین و... درآن نقش داشتند. شعاردارالتقریب «ان هذه امتکم امه واحده وانا ربکم فاعبدون »بود.
به هر حال نتیجۀ تلاش های دارالتقریب به صدور فتوای معروف شیخ محمود شلتوت منجر گردید. دراین فتوای مرحوم شلتوت اعلام کرد: «پیروی از مذاهب امامیه، چه در عبادت و چه در معاملات عیناً مانند پیروی ازمذاهب چهارگانه تسنن برای مسلمین مجاز و مشروع است.» (3)
    مرحوم علامه شهید آیت الله مطهری نیز،ازمنظردینی به وحدت می نگریستند ، ونه تنها قائل به ادغام مذاهب در یکدیگر و وحدت آنها نبودند. بلکه به اینکه تفسیری ازوحدت ارائه شود که لازمه آن حفظ مشترکات تمامی مذاهب وکنارگذاشتن افتراقات آنها ودر نتیجه اختراع مذهب جدید باشد نیز معتقد نبودند. ایشان وحدت را وحدت پیروان مذاهب مختلف می دانند که در عین اختلاف اعتقادی ، فقهی، کلامی مذهبی ، با اعتصام به پرچم توحید ونبوت ومعاد وبسیاری از اشتراکات میان مذاهب اسلامی، دربرابرمشرکان، ید واحده می شوند ایشان حتی بحث واستدلال وگفت وگو در اصول وفروع را مانع وحدت مورد نظر نمی دانند ولی شیعه وسنی را به متانت  در برابر هم ، سب ولعن وشتم نکردن،دروغ نگفتن وتهمت نزدن، مسخره نکردن منطق یکدیگر،، وبلاخره جریحه دار نکردن عواطف یکدیگر وعدم خروج ازحدود منطق واستدلال دعوت می کنند.(4)

     كشورما نیز، درميان تمام كشورهاي اسلامي كه داراي مذاهب مختلف مي باشند. ازشرايط نسبتا مناسبی برخورداراست وتعصبات مذهبي تاحد زيادی كاهش يافته است.

امروزافغانستان درمیان تمام کشورهای اسلامی، الگو ونمونه ای برای وحدت وهمدلی بوده وخوشبختانه پیروان هردومذهب، به همت برخی از اندیشمندان دینی ،نظیرآیت ا... محسنی وبعضی ازعلمای شیعه وسنی، عملا بسوی تقریب مذاهب اسلامی، گام های موءثر برداشته اند،روابط حسنه میان پیروان دو مذهب در میان اقشارمختلف مردم،ایجاد شورای اخوت اسلامی، تدوین برنامه های مشترک دررسانه های کشوروتصویب قوانین ولوایح دردستگاه های دولتی وقانونگذاری کشوربه نفع هردومذهب وعدم عکس العمل هاوحساسیت های منفی علیه همدیگر و... از نمونه های بسیار برجسته، برای وحدت وهمسوی میان این دومذهب بزرگ اسلامی در کشوراست.

 نگاهی به برخی موانع آسیب زابه نگره وحدت دینی:

الف –موانع درونی وحدت در میان مسلمین:

    منظورازموانع درونی درایجاد وتقویت وحدت اسلامی، شناخت آسیب ها وآفاتی است که به لحاظ فکری ونظری از درون جامعه اسلامی ومسلمانان را دچار تفرقه، تشتت وپراکندگی نموده است. شناخت آسیب های مذکورازآنجا اهمیت دارد که مسأله وحدت امت اسلامی مسئله ای درون دینی است ومسلمانان خود باید برای درد خود چاره ای بیندیشند.موارد یاد شده در ذیل هرچند بدیهی است اما تا حدودی در ذهن مسلمین رسوخ کرده اند وشاید زمان لازم است تا مسلمانان به درک درست ازهمدیگربرسند.  

 1-  نگرش غلط به امر اختلاف در اندیشه ها

  اگر به خلقت موجودات نظری بیافکنیم به این نکته پی می بریم که تنوع واختلاف ، اصلی طبیعی در بین آفریده های الهی است. در میان آدمیان هم همین اصل جاری بوده است. اتفاقا قرآن کریم نیز به این اتفاق اشاره کرده است:«ولا یزالون مختلفین»(هود/118)؛آدمیان همیشه با هم اختلاف داشته اند ، به رسمیت شناختن اختلاف وطبیعی دانستن آن ،زمینه را برای به وجود آمدن تساهل ومدارای دینی نسبت به پیروان دین اسلام فراهم می سازد. باید توجه داشته باشیم که تعقل و خرد ورزی تعادل را به دنبال می آورد وما راازافتادن درورطه مطلق نگری می رهاند.

     ما باید درعرصه اندیشه دینی بسان مسافران کشتی باشیم که مسافران مختلفی دارد، ولی هر یک از آنها را درمقاصد خودشان پیاده می کنند وبا وجود اینهمه اختلاف، همه آنها در سالم نگه داشتن کشتی اتفاق نظر دارند وبه هیچ وجه به خاطرداشتن اختلاف، به کشتی تعرض نمی کنند، بلکه درحفظ وسلامت آن می کوشند. جالب اینجاست که صحابه بزرگوار پیامبر اسلام (ص) با وجود اختلاف شدیدی که با یکدیگرداشتند همواره یکدیگر را تحمل می کردند وهیچوقت در صدد وارد ساختن خدشه بر کیان اسلام وجامعه دینی بر نمی آمدند . در میان یاران پیامبر(ص)، علی(ع) وابوبکر وعثمان وابوذر وسلمان را یکجا جمع کنیم می بینیم که به لحاظ نظری اختلافات زیادی با هم داشتند، اما همه آنان در پیرامون شخصیت عظیم پیامبر حلقه می زدند.(5)

   به رسمیت نشناختن اختلاف وعدم تحمل مخالفان ازآفت های عظیمی است که همیشه اسلام را تهدید می کرده است. بنابراین باید نگرش مذاهب را درباره موضوعات مختلف به رسمیت بشناسیم وآنها را به سخره نگیریم .البته به رسمیت شناختن ،مساوی پذیرفتن اندیشه مخالف نیست بلکه مهیا ساختن زمینه برای حسن تعامل وگفتمان دینی است.درسایه چنین گفتمانی است که نقد مبتنی بر تعقل صورت می گیرد. بدون اینکه به احدی ازمسلمانان اهانتی بشود.از جمله موضوعاتی که میان شیعه وسنی اختلاف نظر وجود دارد،می توان به مواردی از قبیل نگرش آنان در مورد اصحاب پیامبر (ص)،تقیه ، امامت، عشره مبشره، بداء،رجعت وامام زمان (ع) اشاره کرد. البته اختلاف موجود میان شیعیان واهل سنت دراین زمینه هرگز به معنای طرد یکدیگر نیست.(6) بلکه هیچیک ازاین اختلافات، شیعیان ویا اهل سنت را ازدایره مسلمانی خارج نمی سازد،عالمان دینی هر دو مذهب می توانند با کمال احترام به طرف مقابل به ارائه نظریات خود بپردازندوحتی در صدد نقد یکدیگربرآیند.این روش نه تنها میان آنها اختلاف به وجود نمی آورد بلکه دلها رابه یکدیگر نزدیک می سازد. مگر فاصله یک شیعه با یک نفر سنی بیشترازفاصله یک نفرمسلمان با مسیحی یا یهودی است ؟ چگونه صحبت و گفتگوی احترام آمیزمیان اسلام ومسیحیت همیشه برقرار بوده است وحال چرا چنین گفتمانی میان مسلمانان که درحیطه یک دین قرار دارند انجام نپذیرد؟!

    با تاسف بایدگفت که در طول تاریخ ، دست هایی در کار بوده تا درمیان مسلمانان به لحاظ کلامی ،فقهی وسیاسی اختلاف را تشدید کند واین آفت وقتی آسیب ناکترمی شود که سیل تهمت واهانت نیز با مسائل ومطالب علمی آمیخته شود. باید بپذیریم که ممکن است شیعیان با اهل سنت نظر دیگری در رابطه با موضوعاتی از دین داشته باشند، به عنوان مثال وقتی می بینیم که شیعیان نگرش خاصی نسبت به اولاد حضرت ابا عبدالله (ع) دارند هیچ یک ازبرادران اهل سنت نباید این راعاملی برای تمسخر شیعیان قراردهند واز طرفی می دانیم که اهل سنت نسبت به برخی ازصحابه پیامبر،تقدس واحترام ویژه ای قایل اند . لذا هیچ یک از شیعیان نباید نگره اهل سنت در مورد صحابه فوق را به مسخره گیرد، بلکه با وجود محفوظ دانستن حق نقد برای هر دو طرف احترام برآن واجب ولازم است.

2- فراموش کردن اصل مدارا وتساهل دینی

  در قرآن کریم آمده است که :«محمد رسول الله والذین معه اشداه علی الکفار رحماء بینهم » محمد (ص) پیامبر خداست وکسانیکه با وی هستند، نسبت به کفار سخت گیر ونسبت به خودشان اهل رحمت وشفقت اند .»(فتح/29) دراین آیه سخت گیری تنها مخصوص کافران معاندی است که جز زبان زوروسختگیری نمی فهمند وغیرازآنان مستحق مدارای اسلامی اند و مومنان ومسلمانان مستوجب رفتاری رحمت گونه اند .

  بعلاوه،این مدارا به قدری گستره دارد که پیروان سایرادیان را هم شامل می شود چه رسد به مسلمانان وپیروان محمد (ص)، اصل مدارای انسانی در اسلام به هیچ وجه اجازه برخورد های غیر برادری را روا نمی دارد. اگراسلام توانسته در میان ملل گوناگون عالم برای خود جای پایی باز کند واینگونه قلل دینداری را فتح نمایددر سایه ومدارای اسلامی بوده است.

گوستاولوبون با اشاره به این نکته می نویسد :« این مطلب برای پیروان مسیح فوق العاده تأسف آور است که تساهل مذهبی که در میان همه اقوام ،جزء قانون مروت شمرده میشود، آن تساهل را مسلمانان به آنها آموخته اند ».(7)

 اما با تاسف باید گفت که علل وعواملی این مدارای اسلامی را به خشونت فرقه ای بدل ساخته  است ، به طوری که مسلمانان حاضر به همکاری وهمیاری با پیروان سایر ادیان هستند ولی تاب تحمل هم کیشان مسلمان خود را ندارند.

      ناگفته نماند که تساهل ومدارای اسلامی به هیچ وجه به معنای کم ارج نهادن به ارزشهای دینی ومذهبی وفرقه ای نیست بلکه به معنای آن است که دینداران به اندک بهانه ای باید افراد را وارد دین خود بدانند نه اینکه به اندک بهانه ای آنان را از دین خود خارج سازند . در سایه مدارا است که شیعه وسنی می توانند یکدیگر را تحمل کنند وتلاش خود را معطوف گسترش اسلام سازند.

 اگر مدارای اسلامی وجود می داشت هرگز شاهد مسلمان کشی در پاکستان نبودیم ولبنان وافغانستان سالیان متمادی در آتش درگیریهای داخلی نمی سوخت ومتاسفانه اگر.....

3- پرهیزازخشونت ورواج رحمت ورافت اسلامی :

     پیشتر متذکر شدیم که مسلمانان به دستور قرآن با اهل دین وایمان به رحمت ورأفت وتعامل رفتار نمایند نه با خشونت . براین اساس میان آنان باید رفتاری ناشی از ترحم جاری باشد.بی دلیل نیست که پیامبر اسلام (ص) «رحمة للعالمین » لقب گرفته است .این شعار مبنایی اسلام است که در صدد گسترش رحمت است نه انحصاری کردن آن به گروه یا مذهب خاصی . مبنایی که اسلام برای وحدت مطرح کرده ایمان به خداست ودر هر انسانی که چنین گوهری یافت شود ، چتر رحمت او را فرا میگیرد وباران رحمت نصیب او خواهد شد.

با تاسف باید گفت در طول تاریخ اسلام برخورد های فرقه ای خشونت باری رخ داده ودل مومنان را جریحه دار کرده است.دراسلام اساسا اجازه آغازخشونت با مومنان داده نشده است، چون خشونت ، خشونت می آورد. درواقع اسلام، خشونت ستیز است.چرا که با آمدن اسلام خشونت های طولانی اوس وخزرج به رحمت ومدارا بدل شد.

      در واقع شفقت دینی عامل پایداری وتسخیر قلوب مردمان است وهمین نسبت با دین وتعامل با دینداران است که مردمان را به یکدیگر نزدیک می کند و وحشت وخشونت را ازدل آنان می زداید. این رحمت ودلسوزی تنها اختصاص به مذهب وفرقه خاصی ندارد،بلکه همه دینداران اعم از شیعه وسنی را دربرمی گیرد. درحقیقت، اظهاررحمت وشفقت نسبت به مردمان باعث جلب آنان به دین می شود ونیز برخورد رحیمانه باعث اتحاد مسلمانان وخوشبینی آنان نسبت به یکدیگر می شود .مرحوم مطهری دراین زمینه براین باوراست که «پیغمبر از مردم ایمان می خواهد.... اسلام آمده است ایمان،عشق،شور ومحبت در دلها ایجاد کند.ایمان را که نمی شود به زوربه کسی تحمیل کرد. آیه «لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی و... ناظر بر این جهت است».(8) بنابراین کمال دین در دلربایی آن است نه در وحشت زایی آن . ومبنای اصلی وحدت هم همین رحمت ودلربایی است نه خشونت .

  4- پرهیز از قشری گرایی وظاهرپرستی  

     اگر اختلاف تشیع وتسنن را مورد بررسی قرار دهیم متوجه می شویم که غالب وحتی اکثر آنها فقهی وکلامی است . اگر گوهر دین را در دو عرصه فردی واجتماعی ، به ترتیب ، عبودیت وعدالت بدانیم ، توجه چندانی برای اختلاف ورزی وتاکید وپافشاری برای موارد اختلافی ، باقی نمی ماند.چه،مسائل واحکام فقهی برای تبیین مسائل عبادی وبرخی مسائل دیگر است. ومسائل کلامی به امورمعرفتی می پردازد. که به عنوان معرفت اهمیت دارند ودر مواردی نحوه عمل آدمیان را مشخص ومعین می کند.حال با توجه به مقدمه فوق ، مسلمانان می توانند با تاکید بر دو امرعبودیت وعدالت، ازمسائل جنبی وفردی بر حذر باشند.در واقع استمرار این دو اصل اساسی، روح دین ودینداری را تشکیل می دهد وترجیح ظاهربرباطن وفرع بر اصل ، با این روح سازگاری ندارد.

     باید پذیرفت که فقه شیعه واصل سنت برای حفظ وبقا بخشی به دو اصل مذبور، تکوین یافته است . حال اگراین پوسته را برآن مغزبرتری دهیم وبا اصراروابرام بر آنها وحدت اسلامی را خدشه دار کنیم واز اصول دین غفلت کنیم قطعا کار پسندیده ای انجام نداده ایم ازظواهر گذشتن وبرای حفظ گوهر وباطن دین وحدت را حفظ کردن عین دین داری است. اگر در امر عبادت و بندگی در برابر خدا مطرح است نه قالب های ظاهری، نمازخواندن با پیروان مذاهب وفرقه های دیگر نه تنها جایز بلکه درمواردی واجب هم می شود.(9)علما ومسلمانان شیعه وسنی باید توجه کنند که اختلاف در فروع را نباید به اختلاف در اصول تعمیم وتسری دهند واز اختلافات موجود در فقه واصول وکلام اختلاف در اصول را نتیجه بگیرند ودر مقام عمل آن را مبنا قرار داده ، وبه جان هم بیفتند .

 5) عدم بدگویی وناسزا نسبت به مقدسات همدیگر

      اسلام، به هیچ وجه فحش وناسزا نسبت به دیگران را روا نمی داند وآن را به شدت محکوم می کند .قرآن کریم این گونه برخورد را حتی نسبت به بتها (که کاملا مطرود قرآن ومحمد (ص) برای مبارزه با آنها مبعوث شده است ) نیز روا نمی دارد ودر این باره می فرماید «ولا تسبوالذین یدعون من دون الله فیسبواالله عدوا بغیرعلم...»(انعام 108).

    در نهج البلاغه نیزامیرمومنان پیروان خود را نسبت به این امر تذکر داده وفرموده است:«من برای شما نمی پسندم که دشنام دهید ولی اگر شما کارهای آنان را وصف کنید وحالشان را باز گویید ،درگفتار، درست تر ودر دوری تان از گناه رساتراست وبه جای دشنام به آنان، بگویید بارخدایا خونهای ما وآنان را حفظ کن ومیان ما وایشان صلح وآشتی برقرار کن وآنان را ازگمراهی به هدایت رسان».(10)

     ابن ابی الحدید در، شرح نهج البلاغه از علی (ع) پیرامون نهی از فحش وناسزا می نویسد : «علی (ع) یاران خود را از فحش دادن به اهل شام باز داشت ».(11)

البته برائت از اهل فتنه لازم است . ابن ابی الحدید درادامه می افزاید :«یاران علی(ع) فحش های بدی بر زبان جاری می کردند وحضرت آنان را از این کار منع می کرد.»(12)

اگر در این خطبه دقت کنیم، متوجه می شویم که حضرت تا چه اندازه اهل مدارا وسعه صدر است ومخالفت را ازفحاشی جدا نهی  می کند. دردیدگاه امیر مومنان، مخالف بودن وحتی دشمن خونی بودن مجوز فحش وبد زبانی نیست. لذا با وجود آنکه با اهل شام در جنگ جدال به سر می برد، هرگزازحدود اخلاق خارج نمی شد وبه اصطلاح هدفش را وسیله توجیه نمی کرد. دشمنی، مخالفت وجنگ درجای خود قوانین وقواعدی دارد واخلاق همچنان باید حفظ شود

       باید گفت، با وجود اختلافاتی که ممکن است برخی از مذاهب وفرقه های اسلامی داشته باشند ، این اختلافات هرگز مجوزی برای ناسزا گویی نیست وعلی رغم اختلاف ، باید به مقدسات وشخصیت های مذاهب دیگر احترام بگذاریم ، هر چند ممکن است تلقی دیگری نسبت به آنها داشته باشیم .

با وجود این مسائل که ذکر آن رفت متاسفانه در طول تاریخ بین شیعه وسنی این اتفاق هم افتاده ومردم برای اینکه تعصب خود را نسبت به عقایدشان نشان دهند ، به طرف مقابل فحش وناسزا می گفتند ، درحالی که اسلام به هیچ وجه با این روش موافق نبوده است.

    اگروضعیت جهان اسلام را درعصرحاضرمورد تحقیق وبررسی قراردهیم . متاسفانه شاهد پیدایش برخی گروه های خشن دراهل تسنن هستیم . در پاکستان سپاه صحابه را ودرافغانستان، طالبان والقاعده حضوردارند. اگربرای مثال فلسفه وجودی گروه خشونت طلب سپاه صحابه را مورد بررسی قراردهیم .می بینیم که این سپاه برای به اصطلاح دفاع از حیثیت وحرمت صحابه پیامبر (ص) به وجود آمده است. حال این پرسش مطرح است که اگراز طرف سایرمسلمانان هیچ گونه تعرض به این صحابه نمی شد آیا باز هم شاهد حضور این سپاه خشن می بودیم ؟.پس بهترین روش آن است که همچون برخی از علمای بزرگ شیعی وسنی گفتمان دینی را جایگزین برخورد های تند قرار دهیم تا وحدت به وجود آمده ، خدشه دار نشود ،

      رهبران مذهبی شیعه وسنی باید درک درستی از زمان خود داشته باشند وازاین آفات جدا جلوگیری کنند .اکنون جهان اسلام بیش از هرزمان دیگری نیاز مند وحدت،همدلی وتقریب است .

 موانع بیرونی:  

استعماروپیامد های تفرقه افکنانه :

     با مطالعه تاریخ اسلام ،شاهد دوری تدریجی از وحدتی هستیم که بعد از پیامبر درمدینه به دست آمده بود. حتی خلفای راشدین نیز با نیروهای تفرقه افکن از جمله قبیله گرایی روبرو بودند. در حالیکه امویان آخرین زمامدارانی بودند که بر کل جهان اسلام حکومت می کردند با این همه با نیروهای تفرقه افکن از قبیل قطب بندی بین سپاهیان شامی و خراسانی که نمایانگر رقابت های فارسی- عربی بود مواجه بودند.

      بعدها عباسیان در برابر امویان- عباسیان در برابر فاطمیون- حکام محلی دربرابرمرکزو عثمانیان در برابر صفویان. به همین شکل رویارویی ها و تفاوت های فقهی از تفاسیر سنی-شیعه از اصول مختلف اعتقادی تا تفاوت های بین مکاتب فقهی گسترش یافت.

نکته اساسی برای ما ذکراین نکته است که تضعیف تدریجی جهان اسلام و تحمیل استعمار غرب، باعث ایجاد شکاف بسیار بزرگتر و فقدان وحدت در جهان اسلام گردید و صورت هایی از تنوع را پدید آورد که تا امروز نیز پایدار است. سیطره غرب تا حد زیادی ارتباط  بین قسمت های دارالاسلام را ازبین برد. بسیاری از تحصیلکردگان مسلمان، فقط می توانند از طریق منابع غربی «چه روزنامه- نشریات یا تلویزیون» درباره جهان اسلام اطلاعات کسب کنند.

   استعمارملی گرایی به سبک غربی رابرای جهان اسلام  به ارمغان آورد که ازانقلاب فرانسه نشأت گرفت.این را نباید با هویت خواهی پیشین نسبت به سرزمین و دیار اشتباه گرفت که در حدیثی از پیامبر نقل می شود: «عشق به وطن از ایمان است» تاریخ اسلام گواه این است که هویت های ملی و محلی با کلیت های بزرگتری درهم آمیخت.

   با این حال نوعی جدید ازملی گرایی- مفهومی از دولت- ملت، بوجودآمد که با سنن اسلامی بیگانه بود. واقعیتی که تا به امروزازموانع اساسی ایجاد وحدت اسلامی است. این امر بخصوص ازاین بابت درست است که بسیاری ازکشورهای اسلامی که اکنون روی نقشه وجود دارند توسط کشورهای اروپایی و بر اساس منافع آنها و نه بر اساس تفاوت های قومی – تاریخی و طبیعی منطقه ای ایجاد شدند و البته هرگاه این مرزها همچنان در خدمت منافع قدرت های جهان باشند، مقدس و غیر قابل تغییر می شوند در حالیکه اگر تجاوز به آنها تهدیدی برای منافع آنها محسوب نشود اهمیتی ندارند.(13)

      نه فقط خود فرایند مدرنیزه شدن، بلکه شیوه ای که قدرت های استعماری با توسل به آن کشورهای مختلف اسلامی را مدرنیزه کردند ، یا این کشورها مسیر مدرنیزه شدن را پیمودند نیز تاثیر عمیقی بر نابودی بیشتر وحدت در جهان اسلام داشت و همچنان مانع عمده ای برای ایجاد وحدت بیشتر به شمار می رود    

      مسئله منفعت سیاسی واقتصادی قدرت خارجی ، درحفظ تفرقه درجهان اسلام وجلوگیری از تحقق وحدت اهمیت شایانی دارد، هرچند که مسلمانان نهایتا نمی توانند کسی را جز خود مقصر این واقعیت بدانند که امروزه درجهان اسلام این همه تفرقه وجود دارد. این امر را همه می دانند که قدرت های غربی کوشیدند تمام اختلافهایی را که می توانستند در میان مسلمانان تحت سیطره خود بیابند واستفاده کنند، تشدید وبرجسته کنند.

      حال یا این اختلافات ،اختلافهای تشیع وتسنن بود،یا رقابتهای عربی وترکی، ادعاهای مربوط به تبار ، اختلافات قبیله ای ویا هر چیز دیگری با ماهیت مشابه.

   هر گونه سخن ازموانع وحدت اسلامی نمی تواند به ارزیابی واقع گرایانه منابع بسیار قدرتمندی که دوست دارند ازچنین اتحادی جلوگیری کنند،بی توجه باشند.این گونه اتحاد را اغلب درغرب به عنوان خطرفزاینده اسلام به اصطلاح «بنیادگرا» درزمانی تصویرمی کنند که اروپا، مهد ملی گرایی نوین،به یک قطب اقتصادی،اگر نگوییم سیاسی ،«اتحادیه اروپا»تبدیل می شود.

      با این حال موانع بزرگ در راه وحدت اسلامی را نباید به عنوان بهانه ای جهت بی اعتنایی یا انفعال تعبیر کرد.اول ازهر چیز باید اقداماتی را جهت اتحاد فکر وروح مسلمانان ویکپارچگی مجدد داخلی آنان در پیش گرفت که از طریق بازگشت به سنت های فکری،هنری والبته دینی اسلامی و رد مفاهیم ، دست مایه ها والگوهای بیگانه کاملا ضد اسلامی که فضای فکری اسلامی را درخلال قرن گذشته آلوده کرده میسراست واین کاررا باید پیش ازهرچیز با اسلامی کردن مجدد آموزش در تمام سطوح در جهان اسلام انجام داد. دوم ضمن حفظ یکپارچگی مجدد واتحاد درونی دراین فرایند،باید برای رفع این موانع تلاش کرد. در روزگار امروز مسلمانان قدرت رفع آن را دارند مانند ایجاد تفاهم واحترام دوجانبه بیشتر بین سنی ها وشیعه ها واهل طریق یا صوفی ها، اعراب وترکها، فارسها واعراب،پشتوها، ازبکها وتاجیک ها وغیره.... با ایجاد تفاهم واحترام متقابل بیشتر از طریق کاملترین تفسیر پیام اسلام که در برگیرنده ی تمام اعضای امت است، دست کم این اختلافات که به راحتی بازیچه قدرت های موجود قرار می گیرد بسیارکاهش خواهد یافت،. با برطرف کردن این موانع داخلی، همچنین بیشترین کمک را به رفع آن موانع خارجی می کنیم که مانع تحقق جامعه اسلامی جهانی در بعد خارجی می شود،یعنی اتحادی که تحقق آن درتمام سطوح همان فلسفه وجودی وحی اسلامی است (14)

نتیجه گیری:

وحدت اسلامی مهمترین راهکار موفقیت مسلمانان در آینده :

     درشرایطی که غرب قابلیت های خود را درهدایت «انسان» درچارچوب رهاوردهای فرهنگی- اجتماعی ازدست داده وعصرپایان«ایسم هایی» که هر یک درتلاش برای جستجوو تجویز نظام کمال مطلوب خود با آزمون وخطای بسیاربه پایان خود نزدیک شده است وخلأ قانونمندی برای هدایت جامعه بشری به طورعام محسوس شده است.

    بسیاری از اندیشمندان غربی اکنون اذعان کرده اند که راه حل برون رفت از بحران های معنویت و چالش ها وبحران های اقتصادی، پیروی ازقوانین اقتصادی واخلاقی اسلام است. گرچه تنش وخشونت امروز میان برخی جناح های حاکم وگروه های دین گرا وجود دارد، اما این مبین ناتوانی دین در ارائه یک الگوی قانونمند برای راهبرد جامعه بشری نیست.ازاین رو با توجه به این قابلیت اسلام وخلآ حاکم بر جامعه بشری، شاید بزرگترین چالش مسلمانان برای قرن بیست ویکم، تبیین ساختارهای حیات بخش دین، برای جهانیان باشد که این امر محقق نخواهد شد جز در سایه یک عنصراساسی و بنیادین که همانا «وحدت» جوامع اسلامی است .

     بیان طرح ها ونظریاتی چون«پایان تاریخ» ازفرانسیس فوکویاما و نظریه« برخورد تمدن های» ساموئل هانتیگتون با تاکید براین که اکنون پدیده کشورملت به عنوان واحد تحلیل بین المللی رنگ باخته است و تعارضات در آینده نه برسرخاک وایدئولوژی بلکه جنگ تمدنی خواهد بود و تمدن های برتر یعنی اسلام ومسیحیت در برابر یکدیگرقرارخواهند گرفت.اینها همه حکایت از آغاز حملات فرهنگی دشمن دارد. آنها به خوبی پی به عظمت

اسلام به عنوان دینی فراگیر برده اند. این موضوع مسلمانان را در برابرحوادث تازه ای قرارمی دهد که جز درسایه همدلی، همراهی و پرهیزازخشونت وتنش برآورده نخواهد شد.لذا رویکرد جهان اسلام در این عصر، تبیین منطقی نقش وجایگاه اسلام وامت اسلامی در تحولات آینده و به منظوردست یابی به آینده مطمئن برای یک چهارم جمعیت جهان است .

پی نوشت ها :

1- اسماعیل،دانش ،تعامل امام علی باخلفا در جهت وحدت اسلامی،اندیشه تقریب،سال اول،شماره چهارم- ومحمدی،سعید،وحدت اسلامی یاوفاق تشیع وتسنن،نهج البلاغه،ش15

2- مسعودی ،رضا،دوقرائت از وحدت اسلامی،مشارکت 18

3- محقق،محمد ،وحدت وتقریب مذاهب اسلامی یک ضرورت عقلی –شرعی،سایت آریانا سیتی

4-  پیشین،محمدی ،سعید

5-  واعظ خراسانی،مجموعه مقالات وحدت کلمه،هاشمی رفسنجانی،ص69

6- تسخیری،محمد علی، تعدد مذاهب ومساله تقریب ووحدت اسلامی،رسالت 5/2/84

7- بی آزارشیرازی،عبدالکریم،توحید کلمه،دفتر نشرفرهنگ اسلامی،ص31

8- مطهری مرتضی،پیرامون جمهوری اسلامی،دفترنشرفرهنگ اسلامی،ص118و119

9- پیشین،وحدت کلمه،مقاله آیت ا...مشکینی ص41

10- نهج البلاغه ،ابن ابی الحدید،ج11ص23،به نقل ازقنبری بخشعلی،آسیب شناسی وحدت ،اطلاعات،5/8/1377

11- همان نهج البلاغه،ج11ص22

12- همان،ص23

13- نصر،حسین،موانع اندیشه وحدت درجهان اسلام،مترجم وحید رضا نعیمی ،همشهری5/3/1381

14- همان

  نوشته شده در  ساعت   توسط حسینی مدنی  | 
دومین جلسه٬ برای ایجاد ائتلاف بزرگی از رسانه ها به تاریخ بیست و ششم قوس در کابل برگذار شد.

هدف از ایجاد چنین مجموعه بزرگی٬ نزدیکی و همسویی رسانه های ارزش گرا به منظور بازیابی و تقویت نقش رسانه ها و تاثیر گذاری مطبوعات ارزشی بر افکار عمومی و عمل دولتمردان و ... می باشد.

تاکنون چهل و هشت رسانه از ولایت های کابل٬ هرات٬ مزار شریف٬ کاپیسا٬ غزنی و... به این مجموعه پیوسته اند.

در مجلس فوق الذکر تصمیم گرفته شد تا اساسنامه این مرکز تهیه و ترتیب شده و در جلسه آینده برای بررسی مسئولین رسانه ها ارائه شده و پس از تعدیلات احتمالی به تصویب عمومی برسد. 

در این جلسه کمیسیونی برای تهیه اساسنامه مرکز هماهنگی رسانه ها که احتمال تغییر نام آن به "خانه مطبوعات" ویا ... می رود با ترکیب ذیل انتخاب گردید:

۱- حسینی مزاری( مسئول خبرگذاری صدای افغان)

۲- رحمت الله بیگانه (مسئول رادیو آموزگار)

۳- ضیاء دانش (مدیر مسئول گزیده رسانه ها)

۴- زکریا راحل (مدیر مسئول صحیفه و نماینده تلویزیون تمدن)

۵- سناتور محمد علم ایزدیار (مدیر مسئول هفته نامه قله آرزو)

۶- سید رضا میثم (معاون ماهنامه امین)

۷- حسینی مدنی (سردبیر پیام مجاهد)

در جلسه آینده که احتمالا هفته آینده دایر خواهد شد٬ مسئولین تمامی رسانه های عضو شرکت خواهند ورزید.

  نوشته شده در  ساعت   توسط حسینی مدنی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM