در تاريخ روابط افغانستان و بريتانيا، هيچگاه اين روابط، طبيعي و نرمال نبوده است. صرف نظر از جنگهاي افغان و انگليس و تحميل مرز ديورند از جانب بريتانيا و محروميت افغانستان از آبهاي آزاد كه همواره نتايج مشقت باري براي مردم افغانستان به همراه داشته است، طي يكي دو دهه اخير نيز، انگلستان حد اقل با كمك به ايجاد و تقويت طالبان، مصائب فراواني را بر افغانستان، تحميل نمود. سخن صريح بي نظيربوتو، صدراعظم اسبق پاكستان را همگان شنيده اند كه او باري گفته بود: طالبان بر اساس طرح انگلستان، حمايت آمريكا و سرمايه عربستان بوجود آمد و پاكستان آنرا اجرا نمود.
از جانب ديگر، بريتانيا برخلاف روابط عملي خود با افغانستان، غالباً با پاكستان روابط حسنه اي داشته است. انگليس صرف نظر از كمك هاي شايان توجه در دوران جهاد مردم افغانستان به پاكستان؛ با ايجاد طالبان، اين امكان را به پاكستاني ها داد تا با استفاده ازعناصر افراطي و پرورش آنان، در مقابل ديگر همسايگان و رقباي منطقوي خويش به عنوان يك ژاندارم مطرح گردد؛ حتي پاكستان از اين عناصر بار ها برعليه امريكا نيز بهره برده كه قتل ديپلماتهاي برجسته امريكايي در كراچي ودر جريان حمله به سفارت امريكا تنها نمونه اي از آن است. زماني كه مقامات امريكا و پاكستان در سال 2000ميلادي يكديگر را متهم به حمايت از تروريسم مي كردند، انگلستان با زيركي دركنار پاكستان روابط نيك خود را با اين كشور حفظ نمود.
در آن سال خانم مادلين آلبرايت وزير خارجه امريكا، صراحتاً اعلام نمود كه پاكستان، سرچشمه تروريسم است و در مقابل، نصيرا... بابر وزير داخله پاكستان نيز گفته بود كه اين سازمان استخباراتي امريكا(سيا)است كه تروريسم را در جهان، گسترش مي دهد.
بعد از حادثه 11 سپتامبر و لشكر كشي امريكا و غرب به افغانستان، بريتانيا به عنوان يك كشور عمده و اثر گذار دركنار امريكا به افغانستان آمد و پس از عقب راندن طالبان، ولايت هلمند در جنوب را براي استقرار سربازان خويش، انتخاب نمود.
با وجود آنكه انگليسي ها كمپ وسيع و محكمي در منطقه شوراب، ايجاد نمود هو نزديك به هشت هزار نفر را در آنجا مستقر نمودند اما با فاصله زماني اندكي، بطور كاملاً مشكوكي طالبان شكست خورده كه هيچ جاي امن تري از غارهاي تورابورا براي خويش نمي يافتند، در اطراف ولسوالي هاي هلمند به گشت و گذار آغاز نمودند.
در همان ابتداي امر، هماهنگي هاي غير ملموسي بين انگليس، پاكستان و طالبان به وجود آمد. به مرورزمان نا امني ها درولايت هاي جنوب واخصاً در هلمند آغاز شد. بعد از يكي دو سال، كشت و قاچاق مواد مخدر نيز در اين ولايت روبه فزوني نهاد و هلمند تحت حاكميت انگليس، تبديل به عمده ترين توليد كننده مواد مخدر گرديد. به مرور زمان، طالبان فراري به ترميم ساختارهاي خود پرداختند، تسليحات مدرني به دست آوردند، پول وهزينه هاي زياد دريافت نمودند و ساحه فعاليت خود را از كوهها به آبادي ها گسترش دادند.
احياي مجدد طالبان، در اطراف سربازان انگليس بسيار بحث برانگيز بود، خصوصاً آنكه آنان بيشترين قوت رااز ولايت هلمند گرفتند و بيشترين نا امني را نيز در همين استان، خلق كردند. بر همين اساس انگليسي ها در اقدامي عجيب در تعامل با تروريستان! ولسوالي مهم و پهناور موسي قلعه را به آنان سپردند. در چنين شرايطي بود كه اختلافات بين امريكا و انگليس و به تبع آن، افغانستان وانگليس نيز سر، بازنمود.
انگليس و امريكا ظاهراً بر سر نحوة نابودي مزارع خشخاش، شيوه مبارزه باتروريسم، نحوه تعامل با پاكستان ومهمتر از همه بر سرمنابع و ذخاير اورانيوم موجود در بخش هايي از جنوب افغانستان خصوصاً در ولايت هلمند با يكديگر اختلافات عمده اي پيدا كردند.
اين اختلافات، دولت افغانستان را نيز بر آن داشت تا با تبعيت از دستورات ايالات متحده امريكاعرصه را بر انگليس تنگتر نمايد.بر همين مبنا، در جريان ديد و واديدهاي جسورانه مايكل سمپل وماروين پترسون ديپلماتهاي بريتانيايي تبار اتحاديه اروپا با طالبان، آن دو نفر را بازداشت و از افغانستان اخراج نمود. بافاصله اندكي افغانستان از پذيرفتن پدي اشداون ديپلمات كهنه كار انگليسي نيز به عنوان مامور ويژه سازمان ملل خودداري ورزيد.
با تمام اينها، هر چند كه روابط افغانستان و انگليس در ظل حاكميت آقاي كرزي در مقطع كوتاهي به تيرگي گراييد، ليكن مقامات انگليس با زيركي تمام عرصه را خالي نگذاشتند و اكنون پس از گذشت فقط چندين ماه، اين انگلستان است كه دولت فعلي و رئيس آن را در بغل كشيده است. پس از آنكه سايه سردي بر روابط آقاي كرزي و مقامات امريكا افتاد؛ انگليسي ها رابطه خود را با جناب ايشان مستحكم ساختند. اكنون آقاي كرزي از حمايت امريكا در انتخابات آينده از جناب خودش، مأيوس و دل به حمايتهاي دولت براون بسته است.
به نظر مي رسد كه سفر هاي متواتر مقامات انگليسي به افغانستان از چند جهت داراي اهميت باشد:
1- روابط سردي بين افغانستان و پاكستان وجود دارد؛ پاكستان دوست بسيار نزديك انگليس است كه اين روزها دچار بحران هاي متعددي است. صرف نظر از مشكلات داخلي، از يك طرف با هند، از طرفي با آمريكا دموكرات و از جانبي هم با افغانستان درگير اختلافات فراوان است. مقامات بريتانيادر صدد كاهش فشارهاي متعدد بر پاكستان مي باشند.
2- انگليس بر خلاف سالهاي قبل، با ايالات متحده امريكا اختلافات عمده اي پيدا كرده و اشتراك منافع اين دو كشور تبديل به تضاد منافع شده است. مقامات بريتانيا در صدد احياي مجدد موقعيت از دست رفته خود در افغانستان و پشت سر گذاشتن آمريكا در منطقه مي باشند. بعد از عصب نيت دولتمردان افغان از سياستهاي شيطنت آميز انگلستان در قبال تروريزم و طالبان و مواد مخدر و... و اتكاي فراوان آنان به آمريكا، مقامات انگليس ظاهراً در صدد تغيير سياستهاي خويش بر آمده اند.
3- با قدرت گرفتن طالبان، نيروهاي انگليسي دچار مشكلات فراوان و پرداخت هزينه هاي زياد شده اند. صرف نظر از افزايش قتل سربازان بريتانيايي، آنها مجبورند تا باج زيادي به طالبان بپردازند. به گفته آگاهان امور، انگليس براي رساندن كاميون ها و كانتيزهاي حامل مواد غذايي، مواد سوختي و... كه از راه زمين به سربازان خود، در قبال هر كاميون مبالغي بيشتر از 1000 دالر به طالبان پرداخت مي نمايند.
در چنين حالتي كه از يك طرف، عنان طالبان از دست انگليس خارج مي شود و از طرف ديگر مصارف اين كشور رو به ازدياد مي نهد، مقامات انگليس با تشويش بيشتري تعاملات دو گانه خود با طالبان وبا دولت افغانستان را پيگيري مي نمايند، انگلستان تنها كشور عضو ناتو است كه همواره خواهان گفتگوي دولت افغانستان و نيروهاي خارجي با طالبان بوده است اما سخنان اخير مقامات اين كشور مبني بر اينكه انگليس با تروريستاني كه سربازان ما را مي كشند هرگز مذاكره نخواهد كرد، مبين آن است كه انگلستان در صدد روي آوردن به بازي جديدي در افغانستان مي باشد.
4- بانزديكتر شدن به زمان انتخابات آينده رياست جمهوري افغانستان، انگلستان با استفاده از تيرگي روابط كرزي و آمريكا در صدد بدست آوردن وي مي باشد. با ترميم مناسبات گذشته بين طرفين آقاي كرزي و دولت فعلي، گزينه مناسبي براي انگليس جهت نفوذ هر چه بيشتر در افغانستان مي باشند. با اين وجود، اين نزديكي را نبايد تصميم حتمي و نهايي انگلستان در حمايت از كرزي دانست، اما كمك 10 مليون دالري انگليس به انتخابات آينده افغانستان در جريان سفر براون به كابل را بايد علاقمندي بريتانيا به سرنوشت انتخابات آينده دانست.
با تمام آنچه در بالا ذكر شد، سفر آقاي براون به افغانستان و سخنان وي مبني بر عزم انگليس در تقويت پوليس و ارگانهاي امنيتي، مبارزه با فساد اداري و ... را بايد به ديده ترديد نگريست. افزايش سربازان اين كشور هم در جنوب افغانستان، نه تنها تاثيري بر تامين امنيت نخواهد داشت بلكه نا امني و حملات انتحاري را تقويت خواهد نمود.
دولت، يك روز را به مناسبت عيدسعيد قربان تعطيلي رسمي اعلام كرده است، اما من مجبورم فقط دو روز از عيد را به دفتر كارم نروم. بسياري كارهاي هفته نامه پيام مجاهد با من است؛ مضامين هر شماره و نوعيت گزارش ها و اخبار ... را به عنوان سردبيربايد مرور نمايم.
دوشنبه عيد است، بر خلاف سالهاي قبل تصميم مي گيرم تا براي اولين بار در يك عيد به ديدن سران و شخصيت هاي سرشناس بروم، اين با ميل و رغبت من سازگار نيست، معمولاً اعياد فقط به ديدن تعدادي از خويشاوندان خود مي روم و البته تعدادي از دوستان هم سراغ مرا مي گيرند.
چهار نفر با دو عراده موتر به راه مي رفتيم؛ رئيس موسسه ژئوتكنيك، معاون مالي و اداري موسسه تحصيلات عالي خاتم النبيين و مسئول سايت بنياد امين، همراهان من در ديد و واديدهاي امسال هستند.
ديدن را از غرب كابل آغاز مي كنيم، به هيچكس براي رفتن به منزلش اطلاع نمي دهيم؛ عالمي بلخي درحال خروج از منزل است؛ براي رفتن به مسافرت، عازم ميدان هوايي مي باشد. با اكراه به منزل باز مي گردد تا چند دقيقه اي مصاحبت اجباري با ما را از سر بگذراند. ده پانزده دقيقه اي صحبت مي كنيم، بيشتر از پارلمان است؛ مي گويم: چرا بدليل ناكامي و بدقولي هاي مكرر از جانب وزير انرژي و آب (اسماعيل خان) او را استيضاح نمي كنيد؟
مي گويد: براي ناكامي خود دلايل منطقي را به پارلمان ارائه مي كند، ما هم مجبوريم كه قبول كنيم! مي گويم: عيب شما وكلا اين است كه بسيار زود قانع مي شويد!! در ادامه بعد از كمي شوخي و مزاح، منزل آقاي بلخي را ترك مي كنيم. در راه سري به آقاي محمد هادي هادي و فكوري بهشتي وكيل باميان هم مي زنيم و سپس به سراغ آيت الله محسني در مدرسه خاتم النبيين مي رويم. غباري از سفيدي بر محاسن ايشان نشسته است، با عصايي در دست در حال خروج از مهمانخانه خود است. ايستاده چند كلامي بعد از تبريكي صحبت مي كنيم؛ فقط مي گويد: بعضي مصاحبه هاي شما را از تلويزيونها مي بينم. و سپس خدا حافظي مي كند و عصا زنان به منزل شخصي خود كه در گوشه اي از حوزه و موسسه تحصيلات عالي خاتم النبيين احداث شده است، مي رود.
بي اعتنا به تعارفات مهمانداران مدرسه، سوار بر ماشين ها به سمت وزير اكبر خان و خانه استاد رباني به راه مي رفتيم. آقاي رباني مهماني ها و جلسات خود خصوصاً جلسات شواري رهبري جبهه ملي را در زير زمين منزلش مي گيرد. مطابق معمول در صدر مجلس به مبلي تكيه زده و اطرافش عده اي نشسته اند. از جاي خود بلند مي شود، مصافحه مي كنيم و تبريكات متقابل. كنار ايشان، جنرال جرات نشسته است و در گوشه اي هم معلم نعيم غياثي، معين سابق وزارت مهاجرين. نزديك استاد رباني مي نشينم و مطابق عرف ديدار با بزرگان و تعارفاتي تكراري، مي گويد: دير است كه نديده ايم؛ اما نوشته هاي شما را مي خوانم... بسيار زود خدا حافظي مي كنيم و به سمت قلعه فتح الله خان و منزل آقاي انوري به راه مي رفتيم. تازه از هرات آمده و اطرافش تعدادي نشسته اند. بعد از روبوسي مي نشينيم و سر صحبت را از هرات آغاز مي كنم. آقا صاحب! با جنجالهاي هرات چطوريد؟ شنيده ايم كه وزير مي شويد و رئیس اداره امور مي شويد! .. بالاخره كدامش صحيح است؟
مي گويد: خودم هم خبر ندارم! كرزي پيشنهاد هاي داد؛ گفتم: بسيار خسته ام و مي خواهم مدتي استراحت كنم...
بعداز چند دقيقه اي مهمانان مي روند و تنهاتر مي شويم، مفصلاً از انتخابات آينده و برنامه هاي افراد صحبت مي كنيم. از جبهه ملي مي پرسد و از برنامه هاي جلالي و آمدن خليل زاد و...
سخن از عقب ماندگي و آلودگي كابل به ميان مي آيد. آقاي انوري برخي رهبران جهادي را نام مي گيرد و با انتقاد، تمام تقصيرها را به گردن آنان مي اندازد كه با سرنوشت ملت معامله كردند و با هم جنگيدند و باعث بيچارگي مردم شدند.
بعداز يك ساعت حرف زدن خدا حافظي مي كنيم و سراغ آقاي قانوني را در خيرخانه مي گيريم. آقاي قانوني را ماههاست نديده ام؛ به حاج ابراهيم برادر ايشان تماس مي گيرم؛ مي گويد: جناب قانوني به سفر خارج رفته اند و من در منزل پدري منتظر شما هستم.
ساعت از يك بعد از ظهر هم گذشته است. به آقاي منصور، رئيس پيام مجاهد تماس مي گيرم. درخانه داكتر محي الدين مهدي است؛ به آنجا مي رويم داكتر مهدي، منصور و فضل الكريم ايماق، نشسته اند. بسيار زود سفره پهن مي شود و گوشت قرباني بر سفره گذاشته مي شود. بعد از نان چاشت، ايماق و منصور با ما خارج مي شوند تا به خانه آنان برويم، با وجود آنكه سالهاست با منصور همكارم، ليكن تا به حال خانه ايشان نرفته بودم. خانه اي فرهنگي است، برخلاف ديگر خانه ها كتاب زياد ديده مي شود، از مبل و فرنيچر هم خبري نيست،اما سفره عيدي مجللي دارد. به هر نفر كتابي هديه مي دهد. راهي منزل سيد منصور نادري مي شويم اما از پشت دروازه باز مي گرديم، چون او هم به سفر رفته است.
مقصد بعدي، منزل مارشال فهيم است، عده اي در منزل او نشسته اند اما او خود درميان نيست، داكتر گلبدين همراه آقاي فهيم مي گويد كه وي به آلمان رفته است.
ساعت از سه عصر گذشته، با اصرار دوستان به ديدن آقاي خليلي معاون دوم رئيس جمهور مي رويم. دفتر مجللي در كارته چهار دارد. گمان مي كنم كه وي اولين فردي باشد كه مرا نمي شناسد، وارد سالن بزرگي مي شويم، چندين نفر به استقبال، ايستاده اند. آقاي خليلي دم دروازه از جاي خود بلند مي شود، نگاهي طولاني به من مي كند، نميدانم كه از من چه تصوري دارد؟ دورتادور اتاق بزرگ، تعدادي از مراجعين مؤدبانه نشسته اند. كسي حرف نمي زند. آقاي خليلي، خيره به من مي نگرد، يكي از دوستان كناري من، اشاره مي كند كه با استاد چيزي بگو! اما قبل از آنكه من حرفي بزنم آقاي خليلي از مسافرتهاي اخير خود مي گويد؛"به خارج رفته بودم براي معاينه قلب خود، بعد از آن به سفر هاي ولايتي رفتم، مردم مناطق مركزي بسيار در رنج هستند، مقدار زيادي گندم را براي فصل سرما و گرسنگي به مناطق مركزي اختصاص داده ايم...
صحبت استاد را قطع مي كنم:
- مثلاً چه مقدار؟
- بر هر ولايت فرق مي كند. اما ما زياد اختصاص داده ايم؛ مثلاً به ولايت ... 9هزارتن گندم اما گمان نمي كنم بيشتر از 2 هزار تن به مردم برسد!
- چرا؟
- چون راهها خراب است، از اين به بعد هوا سرد مي شود و...
- استاد در طول هفت سال گذشته چرا تا به حال راههاي مناطق مركزي را آباد نكرديد؟
- خب، بودجه نيست؟
- يعني در هفت سال گذشته آنقدر بودجه نبوده كه راه كابل- باميان را آسفالت كنيد؟
- نه! حتماً نبوده ديگه! كشورهاي خارجي به ما پول نمي دهند!
- يك سوال خصوصي استاد! برنامه شما در انتخابات آينده رياست جمهوري چيست؟
- همين سوال را غربي ها هم از من كردند و من به آنان هم گفتم كه فعلاً زود است كه تصميم بگيرم.
- يعني شما براي آينده خود، هيچ برنامه اي نداريد؟
- خوب، بعداً به وقتش تصميم مي گيرم!
- چه فكر مي كنيد؛ آقاي كرزي چقدر شانس دارد؟
- به نظر من هنوز هم آقاي كرزي، بيشترين شانس را دارد!
- پس شما تا هنوز هم به آقاي كرزي خوشبين هستيد!!
- خب آقاي كرزي، آلترناتيو قدرتمند ديگري ندارد!
- اما اگر يك ائتلاف بزرگ و قدرتمند بوجود بيايد، مي تواند آلترناتيو قدرتمندي مطرح شود، آلترناتيو تنها يك فرد نمي تواند باشد.
- اگر منظور شما جبهه ملي است، من جبهه را خوب مي شناسم! ...
و بعد جناب آقاي خليلي از جاي خود برخاسته و مي گويد: آقا صاحبا بسيار خوش آمديد! و سپس خود، به سرعت از منزل خارج مي شود. تمامي مهمانان براي خروج از جا برمي خيزند. وقت خارج شدن، جناب آقاي خليلي منتظر خروج، دم دروازه سالن ايستاده است. خداحافظي مي كنيم و خارج مي شويم. ماشين هاي آقاي خليلي نيز با محافظين ايشان با سرعت از دفتر خارج شده و دور مي شوند...
دوستانم از صحبت هاي من با آقاي خليلي بسيار عصباني هستند و تا مدتي با من حرفي نمي زنند. روز عيد به اتمام رسيد. با تعدادي از دوستان و اشخاص، متقابلاً از طريق تماس هاي تلفني به عرض تبريكات پرداختيم؛ محمد نعيم فراهي، صديق برمك، عنايت الله نظري، صديق الله توحيدي، عتيق الله بريالي، عبدالحكيم تورسن، سيد نويد زيوري، مياگل خالد، زكريا راحل، خواجه بشير احمد انصاري (كه به تازگي آمده است)، واقف حكيمي، استاد زرياب و...
روز بعد هم تصميم بر آن شد تا تعدادي ديگر از رجال را ببينيم؛ به ديدن آقاي سانچاركي سخنگوي جبهه ملي رفتيم. تازگي ها زياد فرق كرده، بسيار رسمي شده و صحبت هاي دوستانه ايشان هم بسيار سياسي مي نمايند.
به عيادت سيد زكريا راحل مي رويم كه از سرماخوردگي رنج مي برد... عموزاده دانشمندي به نام سيد جمال دارد، انسان پر مطالعه و با معلوماتي است، سخنان شيرين او ما را بيش تر از يك ساعت در خانه سيد زكريا ميخكوب مي كند. با اصرار، جناب راحل را هم با خود همراه سازيم تا در گشت و گذار امروز، رفيق راه مان باشد. به دفتر آقاي استاد اكبري مي رويم، با خوش رويي به استقبال مان مي آيد. يادم مي آيد كه مصاحبه اي جنجالي از او گرفته بودم كه باعث دردسرهاي زيادي براي او شده بود.
ايشان اينك هفته نامه اي به نام صحیفه را منتشر مي نمايند كه تا اكنون سه شماره از آن، چاپ شده است. مدير مسئولي آن، با آقاي راحل است، به همين دليل، نشريه خوبي از چاپ، بر آمده است. بعد از چندكلامي، راهي منزل جنرال دين محمد جرات مي شويم؛ حرفهاي زيادي راجع به تصاميم شخصيت ها براي انتخابات آينده دارد، از ماجراي وي و عبدالجبار ثابت هم مي پرسيم، حرفهاي جالبي دارد. خاطرات شيريني هم از دوران جهاد و مقاومت نقل مي دارد. به ما اجازه خروج نمي دهد، سفره چاشت پهن مي شود و ناهار را با هم صرف مي كنيم. از من مي خواهد تا شبي مهمانش شوم تا مفصلاً باهم گپ بزنيم. از منزل جنرال، راهي منزل عبدالستار خواصي منشي مجلس نمايندگان مي شويم؛ خانه اي در محدوده خوشحال خان!
مطابق معمول، سرزده به دروازه اش مي رسيم، با راهنمايي جواناني وارد منزل مي شويم. عده زيادي مهمان، باريش هاي بلند نشسته اند، خواصي چشمش به ما مي افتد و لبخند زنان، بغل مي گشايد تا عيد مباركي كنيم. مي گويد كه نماز عيد را در"ارگ" خوانده است. حرف جالبي كه مي گويد آن است كه رئيس جمهور مبلغ يكصد ميليون دالر را كه خارج از حساب بودجه دولتي، براي مصارف نهاد رياست جمهوري، در اختيار گرفته است. و بعد مي پرسد: آقاي كرزي اين مبلغ هنگفت را در ظرف مدت كوتاهي كه از رياست ايشان باقي مانده براي چه امري مي خواهد؟ آيا احتمال آن وجود ندارد كه اين مبلغ گزاف را براي تبليغات انتخاباتي خود مصرف نمايد؟. آقاي خواصي انسان مسلمان خوشروي و با شخصيت و مؤدبي است. ما را تا بيرون حياط خود همراهي مي كند و تا نرفتن ما مي ايستد.
مقصد بعدي، منزل استاد سياف است. در زير زمين منزل مجلل خويش كه محوطه وسيعي است بالاتر از همه نشسته است. تعداد زيادي هم مهمان دارد، محاسن بلند او زبانزد خاص و عام است. صورت تراشيده خود را بر محاسن او نزديك مي نمايم، قد بلندي همانند قامت خودم دارد. پهلوي او مي نشينم. در روز كنفرانس بين المللي اخوت اسلامي، سخنراني بسيار زيبايي در تقريب مذاهب اسلامي بيان داشته بود. از آن سخنراني يادي كردم و بعد از كمي صحبت پيشنهاد گفتگويي مطبوعاتي با ايشان را دادم. پذيرفتند تا يك هفته بعد، گفتگويي رسانه اي داشته باشيم. مي گويد: به شيخ (آيت الله محسني) گفتم كه يك خانه در مدرسه خاتم النبيين به من بده تا من هم در آنجا براي طلاب، درس بگويم؛ شيخ وعده كرده اما هنوز به من خانه نداده!
دوستم كه معاون مالي و اداري موسسه تحصيلات عالي خاتم النبيين است مي گويد: استاد شما اول تشريف بياوريد، تدريس را آغاز كنيد تا بعد آقاي محسني به شما خانه اي بدهند! سياف باخنده مي گويد: در آن صورت كه به قول ملا ها اعتباري نيست!! استاد سياف شماره تلفن خود را در اختيار من مي گذارد و سپس با مصافحه مجدد از منزل ايشان خارج مي شويم. و بعد به ديدن ديگر شخصيت هاي اين چنيني ادامه مي دهيم!
امسال هيچكدام از اقوام خود را در عيد نديدم. نه به منزل شان رفتم و نه هم خودم در منزل بودم تا آنان را در جاي خود ببينم. خداوند مرا ببخشد!
رؤساي جمهور دو كشور افغانستان و پاكستان، بازهم با ميانجي گري تركيه در استانبول، رو به روي هم نشستند تا احياناً به تفاهمات بيشتر براي مبارزه با تروريسم و نزديكي دو كشور دست يابند.
سردي روابط دو همسايه، بر كسي پوشيده نيست. افغانستان، سالياني است كه مورد تاخت و تاز پاكستان قرار مي گيرد. تروريستان زيادي با آسودگي از خاك پاكستان به كشور شمالي مي آيند و حتي به اذعان بسياري از عناصر طالبان، آنان مورد تجهيز، تمويل وآموزش سازمان آي.اس.آي قرار مي گيرند و براي جهاد برعليه كفار! به درون افغانستان، اعزام مي شوند.
ظرف چندين سال بعد از سقوط طالبان، هم دولت افغانستان به اين معضل توجه زياد نكرد و هم نيروهاي بين المللي، چشم خود را براين معضله بستند.
دولت افغانستان با اهمال كاري، فكري به حال ارتقاي ظرفيت هاي امنيتي، تقويت ارتش، استقلال عمل ارگان هاي نظامي و انتظامي خود در مبارزه با تروريزم و نحوة تعامل با سربازان خارجي نكرد، هر آنچه ضربه خورد بازهم اتكاي بيشتري به عساكر ترسوي خارجي كرد و دولت آقاي كرزي مدام تمناي افزايش نظاميان غربي را مطرح مي ساخت. سربازان غربي نيز كه تحت فرماندهي امريكا و انگليس و به بهانه مبارزه با تروريزم به افغانستان آمده بودند، با وجود اطلاع كامل از شرارت هاي پاكستان و آموزش و اعزام عناصر تروريست به خاك افغانستان، زماني چشم خود را گشودند كه اندك اندك خود را در محاصره مي ديدند و جنازه هاي زيادي از همراهان خود را بردوش خويش مي كشيدند. بناءً افغانستان به داد و فرياد روي آورد و چون تواني براي پاسخگويي به شرارت هاي همسايه را نداشت به مظلوم نمايي پرداخت و البته گاهي هم با ترشرويي به تهديد پرداخت و امريكا نيز از سر ناچاري در آخرين ماه هاي رياست بوش به حملاتي به مناطق مرزي پاكستان دست يازيد. اما آنچه مهم است با وجود آنكه غرب و افغانستان در كنارهم قرار دارند ليكن هر كدام به تنهايي فكري دارند و آرزويي! امريكا هيچگاه با افغانستان هماهنگ نيست و متأسفانه، اين افغانستان است كه بايد خود را با سياست هاي امريكا و غرب، هماهنگ سازد؛ پس افغانستان نيز هيچگاه امريكا را در عمل، شريك خوبي براي خود نيافته است. چرا كه به همان ميزان كه افغانستان، دوست امريكا است، پاكستان نيز هست. به همان ميزان كه افغانستان براي امريكا اهميت دارد، پاكستان نيز. با توجه به قدرت و امكانات پاكستان، اين كشور حتي مي تواند مورد عنايت و اهميت بيشتري براي امريكا قرار بگيرد. اين نكتهاي است كه سردمداران افغانستان توجه زيادي به آن نكرده اند و صرفاً به واسطه اين كه سربازان غربي در افغانستان حضور دارند و گاهي به طالبان و گاهي مردم اين كشور تيري مي زنند، گمان مي برند كه حتماً آن سربازان غربي، با ما هستند. در هر حال، هر دو دوست مشترك امريكا و دشمن يكديگر با پا درمياني تركيه براي دومين بار سر يك ميز نشستند تا باشد كه به صلح و صفا دست يابند.
تركيه كشور مسلمان و سكولار است، عضو پيمان ناتو مي باشد و در صدد پيوستن به اتحاديه اروپا است. اين كشور جهت تثبيت جايگاه منطقوي خود قبلاً نيز بين افغانستان و پاكستان نشسته بود، يكبار هم بين اسرائيل و سوريه ميانجيگري كرد. اين كشور همچنين تلاش مي ورزد تا حتي بين ايران و امريكا نيز پا درمياني نمايد. اما به راستي آيا (گل و اردوغان) اسلام گرايان ترك در سرزمين لائيك ها، مي توانند آشتي به مفهوم واقعي آن را بين افغانستان و پاكستان برقرار سازند؟!
آيا مشكل افغانستان و پاكستان با رو در رو نشستن و تعارفات و دست دادن و عكس يادگاري گرفتن حل خواهد شد؟ يقيناً خير! با وجود آنكه منازعات دو كشور از حد جدال هاي لفظي فراتر نمي رود اما از ابعاد سياسي، تاريخي، جغرافيايي و تركيب جمعيتي مشكلاتي وجود دارد كه دست يافتن به صلح واقعي و همكاري هاي سالم و سازنده را بين طرفين با مشكل مواجه مي سازد. از يك طرف در افغانستان، دولتي ملي كه تمامي ساكنان اين سرزمين به آن اعتماد داشته باشند و از آن حمايت ورزند، وجود ندارد؛ سربازان زيادي از ده ها كشور خارجي و عمدتاً غربي در آن مشغول امر و نهي مي باشند. هماهنگي مطلوب و منطقي بين اراكين و نهادهاي دولتي وجود ندارد. دستگاه ديپلوماسي با رئيس دولت، رئيس دولت با شوراي وزيران و كابينه در مجموع با يكديگر، ارتباط منطقي و هماهنگ ندارند. گويا هر عضو از چشمهاي آب مي نوشند.
در معضلات منطقوي و معادلات بين المللي و موضعگيري هاي سياسي، اين مسأله بسيار مضحك و تأسف آور است. پاكستان گاه با عصبانيت بعنوان منبع تروريزم و سرچشمه ناامني در افغانستان ياد مي گردد و گاه بلافاصله بعنوان كشور دوست و برادر خطاب مي شود! سخن وزير خارجه در ارتباط پاكستان چيزي است، گفتار رئيس دولت چيزي ديگر و فيصله شوراي وزيران، تصميم ديگر!
ارتباط منطقي و معقول بين دولت افغانستان و نيروهايي كه ظاهراً با تروريزم مي جنگند هم وجود ندارد. افغانستان با وجود دارا بودن فاكتورهاي مثبت و قوي متأسفانه هماره در موضع ضعف قرار دارد و اگر نباشد چشم غره هاي گاه وبيگاه عناصر غربي؛ آي.اس.آي و منتبع آن سرزمين تحت حاكميت كرزي را خواهند بلعيد. در چنين حالتي كه حاكميت ملي با چالش مواجه هست، اعتماد ملي وجود ندارد، توانمندي هاي دفاعي و امنيتي در حد نازلي قرار دارد، استقلال عمل افغانستان زير سوال است، مطرح ساختن موضوعات مرزي در چنين شرايطي پاشيدن نفت بر روي آتش است.
پاكستان با وجود آنكه يك كشور شرور مي باشد ليكن خود نيز بامشكلات بسيار زياد و چالش هاي عديدهاي روبرو است. پاكستان از نزديكي پشتون هاي دو طرف مرز كه تناسب جمعيتي قابل ملاحظهاي را تشكيل مي دهند و ارتباطات قومي، زباني، فرهنگي و نژادي زيادي دارند مي هراسد. پاكستان از تأسيس سرزمين مستقل پشتونستان در بيم است. رابطه پشتون هاي پاكستان با دولت مركزي اين كشور، چندان مطلوب نمي باشد، همچنان كه بلوچ هاي پاكستان در مبارزه با دولت مركزي هستند و حكومت اين كشور از تشكيل بلوچستان آزاد مي ترسند.
پاكستان همچنين به دليل خصومت ديرينه با هندوستان، از نفوذ اين رقيب قدرتمند خود در افغانستان به شدت در هراس است. ظرف سال هاي گذشته هندي ها در برخي ولايات جنوبي دفاتر ديپلوماتيك احداث كرده اند و در افغانستان، خصوصاً در فرصت هاي بازسازي اين كشور فعال هستند. اشتراك هند در پروژه هاي اقتصادي و بازسازي افغانستان، يقيناً پاكستان را به شدت مي آزارد.
حضور غرب در افغانستان با وجود آنكه فرصت هاي بسياري را از پاكستان مي گيرد، اهميت پاكستان راكاهش مي دهد، موقعيت جيوپولتيك اين كشور را كمرنگ مي سازد، اما براي كشوري كه شيطنت هاي فراواني را تحت حاكميت نظاميان و سيستم استخباراتي خويش آموخته است، فرصت هايي را نيز فراهم مي آورد كه اين فرصت ها از طريق اعمال برخي سياست ها، به امكانات خوبي براي آنان مبدل مي گردد. اين سياست ها همان شيطنت هايي هستندكه در افغانستان روي دست گرفته اند و تربيت و تقويت همان طالب ها و جنگجوياني است كه غرب براي نابودي آنان به منطقه پاي گذاشته است.
پاكستان با سياست هايي كه منتج به تباهي افغانستان و نابودي سرمايه هاي فراوان مي گردد، باج فراوني از غرب مي گيرد. آيا اين كشور به راحتي حاضر خواهد شد تا با ديدي باز و مدارا گونه به نزديكي اقوام دو طرف مرز بنگرد؟ آيا از گرفتن امكانات فراوان براي مشاركت با غرب جهت مبارزه با تروريزم! دست خواهد شست!؟ آيا حكومت فعلي افغانستان را با ادعاي بطلان ديورند، به حال خود رها خواهد كرد؟
اصلاً آيا پاكستان قدرت مهار طالبان دست آموز خود را (كه كنترول شان را از كف داده اند) دارد؟. به هر حال در وضعيت بحراني فعلي در افغانستان و منطقه، اضلاع مثلث پاكستان، دولت افغانستان و غرب به سركردگي امريكا متهم هستند. در چنين وضعيتي نشست سه جانبه بين افغانستان، تركيه و پاكستان (كه ايالات متحده براي برگزاري آن بدون تأثير نمي تواند باشد) بيشتر براي گريز از اتهامات است تا دست يافتن به نتيجه اثر بخش و درازمدت!
دولت افغانستان، ناتوان در تأمين امنيت خود، در آرزوي خلاصي از چنگال پاكستان است. پاكستان به اين نيت است كه خود را در امر مبارزه با تروريزم مطيع غرب نشان دهد و وانمود سازد كه گويا با امريكا همنوا مي باشد. در چنين وضعيتي پاكستان با زيركي، خود را از جنجال سازي ها تبرئه مي سازد و توپ را به زمين افغانستان پرتاب مي كند و ايالات متحده امريكا نيز براي فرار از شكست خود در مبارزه صوري با تروريزم وسرپوش گذاشتن به افتضاح بزرگي كه از نتيجه شكست عايد حالش شده است از نشست هاي دو كشور، استقبال مي نمايد. در پايان بايد مجدداً تاكيد ورزيد كه مشكلات بين دو كشور همسايه پاكستان و افغانستان آنچنان وسيع است كه با گفتگوهاي صوري راه به جايي نخواهد برد. بايد زمينه ها و بستر هاي بحران را مورد ملاحظه قرار داد و عوامل بحران آفرين را از بنياد بركند.هيأت حقيقت ياب ملل متحد متشكل از نمايندگان كشور هاي عضو شوراي امنيت به كابل آمدند تا پيشرفت ها و ناكامي هاي افغانستان را از نزديك ببينند تا احتمالاً در آينده، متوليان امور تصاميم جديدي در قبال افغانستان اتخاذ نمايند.
به نظر مي رسد كه اين سفر تبليغاتي در راستاي تأمين خواست قدرت هاي مؤثر در شوراي امنيت، وجهه و نتيجه اي كاملاً صوري داشته باشد، ورنه بخش عظيمي از حقايق موجود در افغانستان، از عوامل شكست ها و پيروزي ها، پيشرفت ها و پس گشت ها، كاملاً عريان و برهنه است.
اشتباهات، از بن آغاز شد. در كنفرانس مهم بن، تمامي طرفهاي مطرح داخلي در قضيه افغانستان در تصاميم شريك نشدند، آن زمان گردانندگان، از اين امر مهم، چشم پوشي كردند اما اكنون گويا تصميم بر اين است كه بايد طرفهاي غايب را نيز سهيم سازند. در قسمت مجاهدين هم هرچند آنان را بواسطه نياز، در چوكات تشكيل دولت وقت گنجانيدند اما به اصول و برنامه هاي آنان اعتنايي نكردند و اهداف و ارزش هاي جهاد را ناديده گرفتند.
پس از كنفرانس بن در اشتباهي ديگر، غرب با سياست و بينشي پاي به افغانستان نهاد كه بر مبناي آن، هيچ اهميتي براي كشور هاي اسلامي، كشور هاي منطقه و همسايگان افغانستان قايل نشده بودند؛ با همسايه هم پيمان خود (پاكستان) روابط نيك گرفتند و چشم خويش را بر زياده خواهي ها و مداخلات آن كشور پوشاندند اما هيچ اعتنايي به نياز افغانستان بر تأمين روابط نيك و نياز اين كشور به امكانات و سرمايه و همكاري هاي ديگر ممالك اسلامي و منطقه اي نكردند.
دهها میليارد دالر را به افغانستان سرازير كردند اما برنامه مشخصی براي بازسازي و آباداني اين سرزمين و مصرف بجاي آن نداشتند.
دستگاه حاكمه، فرصت نفس كشيدن و ميدان رقابت را باناديده گرفتن خواسته هاي گروههاي سياسي و نهاد هاي مدني از آنان گرفت و به شكل مطلق العنان به تاخت و تاز پرداخت و به بازي هاي كودكانه روي آورد.
رئيس دولت هم كه اين روزها،خود را سخت منتقد و مخالف غرب نشان ميدهد تا به اكنون، بجز مهره اي براي غرب نبوده و خود چون مومي در دستان قدرتهاي غربي قرار داشته است.
با اين حال برخي كشور هاي غربي خود در افغانستان در بسا موارد سرچشمه واپس گرايي و نا امني و تشنج بوده اند.
بازي هاي دوگانه غرب با تروريسم بركسي پوشيده نيست. كشور هاي غربي تا بحال هيچگونه تمايلي به تمويل و تجهيز ارتش و نيروهاي امنيتي افغانستان از خود نشان نداده اند و از طرفي در بسا موارد مداخلات انگشت نماي خويش در امور داخلي افغانستان؛ مردم و حتي دولتمردان افغان را به ستوه آورده اند.
هيأت حقيقت ياب ملل متحد، در كنار بررسي عوامل داخلي پس گشت افغانستان، بايد عوامل و دلايل خارجي آن را نيز مورد توجه قرار دهند. آيا در رابطه با مبارزه علیه تروريسم بين شركاي غربي، نظر واحد وجود دارد؟ اختلاف امريكا و انگلستان به عنوان دو همپيمان قديمي و استراتيژيك بر سر اين مسأله چيست؟ چرا آنان گاه در شيوه مبارزه با طالبان با همديگر به نزاع مي خيزند و گاه بر امداد رساني به تروريستان گوي سبقت را از يكديگر مي ربايند؟ چرا در هر منطقه اي كه نيروهاي غربي است؛ جنگ است؟! ترياك است؟نا امني است؟ و معامله است؟ مگر نه آن است كه غربي ها به بهانه مبارزه با تروريسم به افغانستان آمده اند؟ اين مسأله هم بايد مورد بررسي مجدد قرار بگيرد كه منشأ وضعيت نابهنجار فعلي در كجا ها، داخلي است و در كجاها خارجي؟
از طرف ديگر، يكي از مهمترين چالش هاي فعلي خلاء اعتماد بين ملت و دولت است، مسؤول اين بي اعتمادي كيست؟ مردم افغانستان در بدو تشكيل دولت جديد با سرو جان به دولت پيوستند، از آن حمايت كردند، اسلحه خود را تحويل دولت دادند، به پاي صندوق هاي راي رفتند، هر چه شنيدند پذيرفتند؛ اما اينك چنين نيست! براستي كاستي از كيست؟ مردم، دولت يا خارجي ها؟
آنچه در افغانستان مي گذرد، بر همگان روشن است؛ فساد اداري در اوج است، نا امني بسيار است، مواد مخدر فراوان است، نارضايتي به كمال رسيده است،گرسنگي و بيكاري وجود دارد، مكتب و شفاخانه و راه و كارخانه و توليد و... نيست. آنچه نمي خواهيم داريم و آنچه مي خواهيم نمي يابيم.
حقيقت هاي سربه مهرو يا نيمه عرياني هم هستند كه بايد روشن شوند؛ هيأت حقيقت ياب به كابل و هرات آمد، اما تمام حقايق موجود در هرات و كابل نيست!
بخش اعظم حقيقت، در جنوب خوابيده است، جايي كه امريكا سايه افگنده و انگلستان چتري گسترانيده است. حقيقت در مزارع خشخاش جنوب آرميده و در پايگاه حصار گرفته شوراب، خفته است. بخشي از حقيقت را سالها پيش خليل زاد در بكس هاي خود بست و برد و اينك دوباره در قالب هيأت حقيقت ياب باز آمده است! همو كه در ناكامي ها و ارائه تزهاي اشتباه شريك است؛او آمده است تا ثمرة بخشي از طرحهايش را از نزديك ببيند.
اين روزها سخت در تلاش و هماهنگي بين رسانه هاي ارزشگرا هستيم. فهرستي از اين رسانه ها را تهيه كرديم، نشريات بسيار خوبي در يك جهت و به صورت هدفمند كار مي كنند ليكن متأسفانه تا به حال هماهنگي مطلوبي بين اين رسانه ها كه تعداد شان كم هم نيست وجود نداشته است.
با چند نفر از دوستان رسانهاي در اين مورد صحبت مي كنيم، آنان واقعاً از اين طرح استقبال مي كنند. تصميم مي گيريم تا تمامي رسانه ها به شمول تعداد زيادي از نويسندگان برجسته، اعم از ژورناليستان آزاد و وبلاگ نويسان را نيز در اين جريان سهيم سازيم. خوشبختانه تعداد زيادي از رسانه ها اعم از تلويزيون ها، خبرگزاري ها، روزنامه ها، هفته نامه ها و مجلات و سايت هاي اینترنتي كه علاقمند به فرهنگ ملي و اسلامي و داراي بينش وسيع و اهداف بلند مي باشند به همديگر مي پيوندند تا هركدام ضمن حفظ استقلال عمل خويش با مشورت هاي جمعي دوشادوش هم و با اتكاي به يكديگر به فعاليت هاي فرهنگي و ژورناليستي خويش تداوم بخشند.
قرار است تا اولين جلسه هماهنگي به زودي در كابل برگزار شود. و نمايندگاني از رسانه هاي فعال در هرات، كاپيسا، مزارشريف و... نيز در اولين محفل آن اشتراك نمايند.
هنوز اساسنامهاي تنظيم نشده و ساختار تشكيلاتي و مديريتي آن مورد بررسي قرار نگرفته است. گذاشته ايم تا اينها و ديگر موارد ضروري را مسئولين رسانه ها و اعضاي اين مجموعه يا ائتلاف، تصميم بگيرند و تعيين كنند. از پيوستن نويسندگاني كه داراي بينش هاي ملي و ديني باشند در اين مجموعه بزرگ استقبال مي شود.
شماره تماس: 0799594466 مدني
رئيس دولت افغانستان با اظهارات غير مترقبهي خويش گاه گاهي به رسانه ها خوراك خبري خوبي تهيه مي دارد، در همين راستا در واپسين اظهارات خويش آقاي كرزي با لحن غير عادي براي رهبر طالبان به منظور مذاكره تضمين امنيتي داد.
ملاعمر كه به دليل همدستي با گروه القاعده در لیست سياه شوراي امنيت ملل متحد جای دارد، و حامدكرزي تا حدي به عمق اين مسأله آگاه است از اين رو در نشستی خبري اظهار داشت: "اگر جامعهي جهاني اين موضوع را نپذيرد يا مرا بركنار نمايند و يا خود نيروهاي خويش را از افغانستان بيرون سازند."
براي اهالي مطبوعات و كارشناسان امور افغانستان هر سه نكتهي اين سخنان مهم بوده است:
اصرار و پافشاري بر مذاكره با ملاعمر؛ با كسي كه خود كرزي را بيش از دست نشاندهاي نمي شناسد و به تضمين امنيتي وي احساس نياز نمي دارد.
كنار زدنش به وسيلهي جامعهي جهاني كه خود بارها از انتخابات توسط مردم و انتخابي بودنش حرف مي زد و بعنوان يك زعيم ملي در صحنه حاضر ميشد، به يكبارگي همهي آن پوشش ها فرو ريخت و با اين اظهارات، خود را گماشتهي دست بيگانه وانمود گردانيد. پهلوي ديگر اين حرف، توهين و تحقير مردم افغانستان با عريان ترين كلمات است؛ بگونه اي كه زعيم شان بيش از گماشته اي نيست، كه به دستور خارجيها روي صحنه آمده و به دستور آن ها كنار مي رود.
آقاي كرزي، در گذشته به وجود نيروهاي خارجي مباهات مي ورزيد، آنها را عامل صلح و امنيت در افغانستان ميخواند و حمايت آن ها را از جمله امتيازات خويش برمي شمرد و آن امتياز را بر رخ همگان مي كشيد. چه شد، كه اين مايه ي مباهات و دوستي، به رشتهي دشمني و تنفر مبدل گرديد؟
سخنان حامد كرزي از عدم هماهنگي ميان وي و ايالات متحده ي امريكاپرده بر مي دارد،اين ناهماهنگي در حدي است كه آقاي كرزي در ملأ عام از آن سخن مي راند و گفتگو با ملاعمر را نسبت به حضور نيروهاي امريكايي ترجيح مي دهد. اين گفته، آشكارا به مخالفان مسلح دولت افغانستان اين پيام را مي رساند، كه بايد دلخوش باشند؛ زيرا وجود شکاف در جبهه ي مقابل، براي آن ها يك پيروزي خوب به حساب می آید. اين سخنان در سطح خارجي براي حاميان طالبان دلگرم كننده است و به ميزان پشتيباني آن ها از طالبان بدون ترديد ميافزايد.
كرزي خوب مي داند، كه حذف نام ملاعمر از لیست سياه در اختيار يك يا دو كشور نيست، براي حذف آن، اجماع اعضاي شوراي امنيت نياز است؛ كاري كه دستيابي به آن آسان و ساده نيست؛ اما رئيس دولت افغانستان از اين سخن، قصد آن را دارد تا از يكسو در جريان گفتگوها با طالبان خود را نزديك و همنوا نشان دهد، از سوي ديگر دولت جديد امريكا را زير فشار قرار دهد.
تلاش هايي كه كرزي از چندي بدينسو در سطح منطقه و جهان به راه انداخته، گوياي اين امر است كه مي كوشد، تا امريكا را در تنگنا قرار دهد و سر انجام مجبور به تاييد از خود سازد. مذاكراتي كه با كشور هاي منطقه داشته، گشايش باب مذاكره با طالبان به وساطت سعودي و دولت انگليس، حذف مشرف در پاكستان، گام هايي است كه آقای کرزی به سود خويش تاكنون برداشته است.
ضعف و ناتواني كرزي براي كشور هاي منطقه يك امتياز است و از آمدن يك چهره ي توانا و مصمم مي تواند، موانعي بر سر راه آن ها ايجاد نمايد. از سوي ديگر در صورت همدستي پاكستان، عربستان سعودي و انگليس به طرفداري از كرزي، امريكا در وضعيت دشوار قرار مي گيرد و براي امريكا جدا كردن راه خود از متحدان خويش بسيار دشوار خواهد بود. علاوه بر آن لابي هاي كرزي در درون دستگاه امريكا بويژه گروه جمهوريخواهان براي عقيم ساختن برنامه هاي اوباما در منطقه از همين حالا فعال خواهند بود. بدين ترتيب، موضعگيري توأم با جسارت آقاي كرزي بسيار ناحساب شده نيست اما آخرين حربه اي است كه دردسترس دارد. و آقاي كرزي با توجه به انديشه و رفتاري كه دارد، بخود حق مي دهد تا براي بقاي خويش از هر ابزاري بهره ببرد. از اين رو اظهارات رئيس دولت افغانستان، پيش از آن كه تلاشي براي مذاكره و پايان دادن به جنگ و نا امني در كشور بوده باشد، چانه زني هايي است كه براي بقاي خويش، به كار برده است. بعيد بنظر مي رسد،كه آقای كرزي با اين تهديد بتواند جامعه ي جهاني را تابع خويش سازد و وجود خود را برآن ها تحميل نمايد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|