تبليغاتX
مجموعه مقالات حسینی مدنی
 
 

در نوشته قبلی اینجانب با عنوان «وزيری که 400 مشاور دارد» که در هفته نامه پیام مجاهد نیز به نشر رسيد اين وزارت با ارسال مكتوبي با ادبياتي خشمگينانه، به دفترکار ما"پیام مجاهد" خواهان عذر خواهي ما يا ارائه شواهد نوشته هاي من براي آن وزارت گرديده است. به همين بهانه و براي زدوده شدن برخي ابهامات، سوالاتی را از جناب وزیر مطرح نموده و مجددا در آن هفته نامه  به این شرح به چاپ رسانیدم:

1 ـ داشتن 400 مشاور، ادعاي پيام مجاهد نيست؛ بلكه سخن صريح وزير معارف درجمع رسانه هاست كه «اينجانب بيشتر از 400 مشاور دارم» بايد از جناب وزير پرسيد كه اولاً: لزوم اين تعداد مشاور با دريافت معاشات بلند براي چيست؟ ثانياً: منابع تمويل اين تعداد مشاور با معاش دالري، كدام مرجع است؟ ثالثاً: از ميان اين 400 مشاور، تعداد زيادي از آنان، معاش دالري مي گيرند و تعدادي هم برحسب گلايه‌مندي هايي كه دارند معاش پائين دولتي دريافت مي دارند؛ تفكيك، جهت پرداخت معاش بين مشاورين بر چه اساسي انجام يافته است؟‌

2- جناب وزير معارف براي تأمين پول ومعاش مشاورين وكارمندان عاليرتبه خود پولهاي هنگفتي از مراجع خارجي به دست مي آورند؛ سئوال اينجاست كه چرا اين پول ها از طريق مجاري قانوني دريافت و مصرف نمي شوند بلكه اين پولها مستقيماً در اختيار وزير قرار مي گيرند. در زماني كه برخي افراد و گروهها متهم مي شوند كه از خارج پول مي گيرند و براي خارجي ها جاسوسي مي كنند، چرا در درون دولت، امثال جناب وزير معارف، مستقيماً از حلقات خارجي پول مي گيرند و هر آن طور كه مي‌خواهند مصرف مي كنند؟ آيا شايسته است كه حكومتي در درون حكومت مركزي، تشكيل داد؟ و آيا نمي توان پرسيد كه اين پول ها چرا به شخص وزير داده مي شود، نه به خزانة دولت، دليل اين علاقمندي سازمان هاي خارجي به جناب وزير چيست؟

3- در باره سطح تحصيلات جناب وزير معارف، آنچه اظهرمن الشمس مي باشد آن است كه جناب ايشان تاهنوز هم عليرغم تقاضاي وكلاي پارلمان، نتوانسته اند تا اسناد تحصيلي خود را ارائه بدارند. اين مسئله را پيام مجاهد چند سال قبل درجريان معرفي وي به حيث وزير هم گفته بود كه جناب ايشان به همراه چند نفر ديگر از وزرا از اين هفته نامه شكايت كرده بود كه هنوز هم شكايت ايشان به قــوت خــود باقي است؛ بجــاي اينكه آن وزير محترم، بانشريه پيام مجاهد در افتند، اسناد وسطح تحصيلات خود را ثابت نمايند؛ مشكل، حل خواهد شد.

4- جناب وزير معارف، اداره متمركز وزارت معارف را پراگنده ساخته اند، برخي از رياست هاي آن وزارت را در بخش هاي مختلف و دور از هم، درشهركابل منتقل ساخته اند، اين عمل به چه دليل صورت پذيرفته است؟ توجيه جناب ايشان از اين عمل كه باعث سرگرداني هاي زياد براي مراجعين ومعلمين عزيز گرديده است، چه مي باشد؟

5-  به گواهي بسياري از معلمين و آگاهان امور، وزارت معارف، برخي مامورين را به عنوان «ناظم» درمكاتب مختلف در مركز و ولايات، موظف ساخته و به آنان معاشات بالا مي پردازد؛ هدف از گماردن «ناظم» كه بسياري از مديران ومعلمان از آن ها، با عنوان «جاسوس» وزارت تعبير مي نمايند چيست؟

6- درحالي كه مصاحبه، تهيه گزارش و تصوير و... از تمامي افراد اعم از اساتيد دانشگاه، شخصيت هاي علمي وفرهنگي و... آزاد وبلامانع است، چرا جناب وزير معارف، تهيه گزارشات براي رسانه ها را از مدارس وساختار وزارت معارف، ممنوع قرار داده وچرا ايشان معلمين و مسئولين وزارت معارف را ممنوع المصاحبه نموده اند؟ سانسور وزارت معارف دركشور وحكومتي كه مدعي احترام به آزادي بيان مي باشد، چه معني دارد؟ آيا نبايد گفت كه شخص وزير در مخالفت با سياست هاي كلاني دولت عمل مي دارد؟ 

7- براساس گلايه مندي برخي از معلمان با سابقه، از جانب وزارت معارف براي معلمين، اعم از معلمان با سوابق بالا يا جديدالشمول، فرمه هايي جهت اخذ امتحان، توزيع شده كه اين عمل از جانب آن معلمين،  توهين تلقي شده و از امتحان دادن به وزارت، اجتناب نموده اند كه بعداً، آن وزارت، نوعيت فرمه ها را تغيير داده اند، هدف از امتحان گرفتن از معلماني كه بالاتر از ده سال تجربه و داراي مافوق رتبه مي باشند چيست؟

8- سابقه و تجربة جناب وزير معارف در سازمان استخباراتي است، جناب ايشان در چه مقطع و در كجا سابقه ايفاي وظيفه در سطح مديريت كلان در معارف افغانستان داشته اند؟ اگر ادعاي سپردن كار به اهل آن است و سخن برسرشايستگي است، جناب وزير چه سابقه و چه تجربياتي در معارف دارند؟

9-  معلمين كشور، در شرايطي كه افغانستان اشد نياز به اين قشر مظلوم و زحمت كش را دارد براي اولين بار در وزارت تحت رهبري آقاي اتمر مورد لت و كوب قرار گرفتند و عده اي هم به دليل مطرح ساختن خواستهاي مشروع شان به زندان انداخته شدند، آيا اين مسئله بيانگر آن نيست كه هنوز هم روحيه استخباراتي جناب وزير برافكارشان مسلط است؟

10- پارلمان افغانستان تصويب نمود كه از ابتداي سال 1387 معاش معلمين 1300 افغاني اضافه گردد، چرا افزودي معاشات در وزارت معارف، از ماه جوزا اجرا گرديد و چرا مبلغ 500 افغاني از معاش هر معلم در همان ماه كسر گرديد؟  اگر كمبود بودجه مطرح است، چرا از معاشات دالري مشاورين و نزديكان خود كسر نمي كنند كه از حقوق ناچيز معلمين مي زنند؟

11- همه مي خواهند بدانند كه جناب ايشان، پاي خود را در كجا از دست داده است،  در صنف درسي يا سنگر دفاع از قواي شوروي؟ كساني كه به پست‌هاي مهم دولتي تكيه مي‌زنند و سرنوشت كشور را بدست مي‌گيرند، مي‌بايد حرف‌هائي به گفتن داشته باشند و قادر به بيان زندگينامه‌ي خويش باشند.

 با وجود آنكه پيام مجاهد فقط پاسخگوي سرمقاله هاي خود مي باشد اما چنانچه به سئوالات فوق ازجانب وزارت محترم معارف، پاسخ داده شده و قناعت اين نشريه، حاصل آيد، قطعاً پيام مجاهد، از مسئولين آن وزارت عذر خواهي خواهد نمود. اما عجالتاً تقاضاي اين نشريه از وزارت معارف آن است كه در صورت فرستادن جوابيه، برعكس اخطاريه خود كه هفته قبل براي ما فرستاده بودند، آن را بدون اغلاط املايي به ادارة اين هفته نامه ارسال نمايند. ازجانب ديگر، درمكتوب ارسالي اين وزارت، گفته شده است كه «جريده وسايت اينترنتي شما آماج دروغ ها و افتراآت چند سياستمدار بي اصول قرار گرفته است و...» چنانچه دروغها و افتراآت وهمچنين بي اصول بودن ما را ثابت نسازيد، پيام مجاهد حق پيگيري اين توهين شما را از طريق مراجع قضايي براي خود محفوظ مي داند.

  نوشته شده در  ساعت   توسط حسینی مدنی  | 

محمد حنيف اتمر پس از آنكه يك دوره را با موفقيت به عنوان وزير احيا و انكشاف دهات سپري نمود، پاي در وزارت معارف افغانستان نهاد، اسناد تحصيلي او عليرغم ادعايش كه تاسطح ماستري ( فوق لیسانس) درس خوانده است، مورد تأیيد وزارت تحصیلات عالي قرار نگرفت و اگر شرايط قانون اساسي را مبني بر لزوم شرط تحصيلات عالي مدنظر آوريم، وي به صورت غير قانوني، مدتهاست كه بركرسي وزارت مهم و زيربنايی معارف، تكيه زده است. اگر ايشان نتواند اسناد تحصيلات عالي خود را به مراجع مربوط ارائه بدارد، در واقع فرد كم سوادي است كه سكان معارف كشور را به دست گرفته است، البته زبان انگلیسی فهمیدن٬ سوادی نیست که به درد وزارت بخورد.
آقاي اتمر، آنچنانكه گفته مي‌شود، دوران مكتب را بطور شبانه سپری نمود و به خدمت سربازی در آمد، سپس با گذراندن كورس كوتاه مدت استخباراتي٬ از رياست حوزه ششم خاد(سازمان جاسوسی دوران کمونیست ها) سر در آورد، بعد از مدتي مدير حوزه ششم امنيتي ولايت ننگرهار شد. در جنگ بر عليه مجاهدين، يك پاي خود را از دست داد، و به پیشاور وسپس به انگلستان رفت؛ در آنجا به آموزش كورس‌هاي كوتاه مدت پرداخت و در يكي از موسسات انجويي استخدام گرديد، ظاهراً اين وظيفه، در موسسه كمك هاي ناروي (نارويجن چرچ) بوده است.
برخي آگاهان مي‌گويند كه وزير معارف افغانستان، درسال 1386 مدرك دیپلم( فراغت صنف دوازده) خويش را توسط رئيس تدريسات ثانوي (آقاي دستگير منير) اخذ نموده است.
آقاي اتمر پس از اشغال كرسي وزارت معارف، برخلاف وظيفه‌اش در وزارت احيا و انكشاف دهات، اصلاً توفيقي نداشته است. با وجود آنكه به اعتراف صریح خود ايشان بيش از 400 مشاور دارد، در هر ولايت دو نفر به نام ناظم و سه نفر به عنوان مشاور؛ اما اولا: هيچ كار آمدي مثبت نداشته و ثانياً معلوم نيست كه هزينه و معاش اين همه مشاور را از كجا و از كدام منبع تأمين مي‌نمايد؟! با ذكر اين نكته كه تمامي اين مشاورين داراي معاش بلند دالري مي‌باشند و حقوق برخي از اين مشاورين بالغ برهزاران دالر مي‌باشد.
درچنين شرايطي است كه معلمين مكاتب سراسر كشور، به دليل عدم پرداخت به موقع معاشات خويش و نيز گلايه‌مندي از كمبود حقوق خود، ماهها يا حداقل، هفته ها دست به اعتصاب و بر پايي تظاهرات زدند.
برخي از معلمين، شاكي هستند كه وزارت معارف، بخاطر كنترل دقيق مكاتب، يك نفر ناظم (جاسوس) را بالاي سر هر مدير مكتب٬ مؤظف ساخته و وضعیت اختناق آوري را در مكاتب حاكم ساخته است.
برخي ديگر از آگاهان، خبر مي‌دهند كه جناب وزير، اداره‌اي به نام ديمو ايجاد كرده است كه بيش از يكصد معلم را تحت عنوان اصلاحات اداري در آن دفتر، مقرر نموده است؛ از اين مجموع، حدود سي نفر شان از ولايت لغمان (زادگاه آقاي وزير) مي‌باشند. اين منابع كه از افشاي نام شان هراس دارند؛ مي‌گويند كه دفتر ديمو برعلاوه مدير مكاتب حدود 250 نفر را با معاش بين يكهزار تا پنج هزار دالر مقرر نموده است. از جمله مشاورين و مامورين عاليرتبه جناب اتمر؛ فاروق بشر اتمر به عنوان مشاور حقوقي وزارت ، ماهانه 12 هزار دالر معاش دريافت مي‌دارد. واسع اتمر، مشاور حقوقي از لغمان 7 هزار دالر، رامين ولد واسع اتمر، 3500 دالر! همايون برادر واسع اتمر، 5 هزار دالر! مياجان از لغمان، 7 هزار دالر؛ قاري زاده از لغمان، 6 هزار دالر؛ حاجي يوسف، 6 هزار دالر! نورمحمد از لغمان و محمديوسف معاون انستيتوت قانونگذاري وزارت عدليه با معاش‌هاي دالري، از جمله نزديكان آقاي اتمر در آن‌وزارت مي‌باشند.
محمدشفيع مشاور امنيتي، 5 هزار دالر؛ ظهور افغان رئيس نشرات 3500 دالر؛ سوسن وردك سرپرست تربيت معلم 10 هزار دالر؛ آرين سرپرست رياست عمومي تاليف وترجمه 12 هزار دالر، عمرجان پسركاكاي وزير، معاون اداري تدريسات مسلكي – منير نگاه خويشاوند وزير، سليمان كاكر، عمر غرزي، خانم غرزي، نرگس نهان ومحمد زبير همگي از نزديكان وزير وداراي معاشات بلند دالري مي‌باشند.
ساختمان بزرگ و شش طبقه وزارت معارف، از ادارات اصلي معارف تخليه گرديده، بجز آقاي وزير، معینان محترم، سخنگوي، مشاورين، اسناد و ارتباط و محافظين ، ديگر دفتري براي اجراي كار مردم، در اين ساختمان وجود ندارد. مقر وزارت با ديوار هاي بلند و سيم هاي خاردار و محافظين مسلح احاطه شده اند كه بيشتر شبيه زندان مي ماند تا به وزارت معارف!
وزارت معارف، به چندين تكه، تقسيم گرديده است. مقر وزارت در ده افغانان، رياست معارف ولايت كابل در كلوله پشته، معارف شهر كابل در جوار زيارت شاه دوشمشيره، رياست هاي استخدام، تعليمات ثانوي، ابتدائي و ... در دامنه كوه افشار و ... در اين ميان٬ مردم و معلمين براي اجراي كار شان به مناطق مختلف و دور از هم سرگردان مي مانند.
در مجموع، گلايه مندي هاي زيادي از جانب معلمين و دانش آموزان، وجود دارد، برخي از كتابهاي درسي دانش آموزان، با گذشت بيش از سه ماه از آغاز سال تحصيلي، تازه در اختيار آنان قرار گرفته است، معلمان شكايت دارند كه از ترس برطرفي، جرات بر زبان راندن شكاياتشان را ندارند، برخي از مديران از اينكه تحت نظارت دست نشانده هاي وزير مي باشند ابراز نگراني مي كنند. وزیر معارف همچنین تهیه گزارش از مکاتب را ممنوع ساخته است.
فضاي معارف افغانستان فعلاً فضاي تاريكي است٬ جناب وزير معارف با وجود آنكه بدليل تحويل ندادن اسناد تحصيلي خود و يا عدم تاييد اسناد تحصيلي خود بصورت غير قانوني در مسند وزارت تكيه زده است با آن هم اجراآت غير اصولي و سياستهاي حساسيت برانگيز وي باعث نا راحتي هاي فراواني در بين اهالي معارف افغانستان گرديده است. او همچنین تهیه گزارش از بخشهای مختلف وزارت تحت امر خود را ممنوع قرار داده است.

  نوشته شده در  ساعت   توسط حسینی مدنی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM