پس از آنكه درسال 1997 حزب اسلامگراي رفاه درتركيه منحل گرديد ونجم الدين اربكان رهبر مبارز اين حزب از نخست وزيري تركيه كنار رفته و از فعاليت هاي سياسي منع گرديد، تعدادي از نيروهاي جوان تحت رهبري وي، شاخه ديگري از يك حزب اسلامگرا بنام حزب عدالت وتوسعه را ايجاد كردند. آنان با تلاش دوامدار توانستند تا درانتخابات پارلماني سال 2001، 36 درصد از كرسي هاي پارلمان را از آن خود كنند ورجب طيب اردوغان را به سمت نخست وزيري برسانند.
نجم الدين اربكان مبارزات عملي خويش را حدوداً از سال 1959 آغاز كرد، در آن زمان هيچ حزب اسلامگرا وجود نداشت، مصطفي كمال پاشا (اتاتورك) توانسته بود تا نظام لائيك را توسط ارتش ولائيك هاي تندرو درسراسر كشور نوپاي تركيه بگستراند. اربكان جوان بامبارزات پيگير خود توانست تا اولين سازمان دائمي اسلامگرا درتركيه را بنا نهد. او چندين حزب سياسي اسلامي را تجربه نمود تا اينكه درسال 1996 درائتلاف با حزب تحت رهبري خانم تانسو چيللر حكومت تركيه را بدست گيرد.
شايد يكي از اشتباهات اربكان كاركشته آن بود كه بسيار زود تصميم به لغو ممنوعيت حجاب در دانشگاههاي تركيه گرفت و باعث نگراني سران ارتش اين كشور گرديد. مطابق به قانون اساسي تركيه، ارتش مدافع ارزش هاي سكولار دراين كشور مي باشد. از طرف ديگر نجم الدين اربكان، سياست هاي خارجي اين كشور را ازنزديكي با غرب بارويكردي به گروه دي هشت (D-8) كه مجموعه كشورهاي مسلمان بودند، تغيير داده اين عمل نگراني ايالات متحده آمريكا را برانگيخت. بعدها مشاور آقاي اربكان سندي را افشا ساخت كه بر اساس آن، وزارت خارجه وقت آمريكا طي دستوري به سفارت اين كشور در تركيه با اشاره به رويكرد اسلامي اربكان، به آن سفارت دستور داده بود كه بواسطه احتمال تبديل شدن اربكان به خطري به آمريكا راههاي حذف وي از قدرت را فراهم آورد.
همين دو عامل كافي بود تا اربكان از قدرت درتركيه حذف گردد.
اما شاگردان جوان اربكان همچون عبدالله گل و اردوغان از حوصله مندي فراواني كار گرفتند زماني كه لائيك ها در برابر رياست جمهوري عبدالله گل مقاومت كردند، حزب عدالت وتوسعه بدون درگير ساختن خود با سكولارها به آراي مردم مراجعه نمود و اين بار توانست 341 نامزد خود را به پارلمان فرستاده و 47 درصد پارلمان را از آن خود كند.
درچنين حالتي حزب عدالت وتوسعه مجبور نبودتا دولت ائتلافي تشكيل دهد. در واقع اين حزب اسلامگرا، آقاي گل را بازور آراء مردم به رياست جمهوري رساند. در شرايطي كه نخست وزير، رياست جمهوري وبخش اعظم پارلمان، در اختيار اسلامگراها بود آنان باتصويب پارلمان، قانون منع حجاب در دانشگاهها را لغو كردند، نوشيدن مشروبات الكولي در رستورانت هاي اين حزب را ممنوع ساختند و همين دلايل باعث آن شد تادادستان كل تركيه با استفاده از صلاحيت هاي قانوني خود با ارائه دادخواستي مفصل، به دادگاه قانون اساسي تركيه انحلال حزب عدالت وتوسعه ومنع فعاليت سياسي 70 نماينده پارلماني اين حزب را خواستار شود. مهمترين اتهام وارده در اين دادخواست آن است كه حزب حاكم، نظام سياسي تركيه را از نظام لائيك به نظام اسلامي تبديل خواهد ساخت وسپس شواهدي را ارائه نموده است.
در اينجا آنچه لازم به تذكر است؛ ساختار قدرت سياسي در تركيه بر دو نهاد استوار است:
1- شوراي امنيت ملي كه دررأس آن رئيس جمهور قرار دارد، نخست وزير، رئيس ارتش وتعدادي از عناصر نظامي عضو آن هستند.
2- دادگاه قانون اساسي كه متشكل از يازده نفر قضات عاليرتبه است، به عنوان قوه قضائيه تركيه مي باشد. اعضاي اين قوه را غالباً سكولارها تشكيل مي دهند. هفت نفر از اين مجموعه را احمد نجدت سزر رئيس جمهور سابق تركيه منصوب نموده كه بسيار افراطي مي باشند.
آنچه باعث نگراني حزب عدالت وتوسعه شده همين امر است. دادگاه قانون اساسي حتماً حزب حاكم را منحل خواهد ساخت و به احتمال زياد دادخواست رهبران آن حزب را نخواهد پذيرفت. بنابراين، همين مسئله حزب عدالت وتوسعه ومجموعه اسلامگراها در اين كشور را به تشويش انداخته و رويارويي اسلامگراها و سكولارها درتركيه ووضعيت سياسي اين كشور را در طول تاريخ اين سرزمين بي سابقه ساخته است.
«دادگاه قانون اساسي، ارتش تركيه ونمايندگان سكولار، يك طرف و رئيس جمهور، نخست وزير به شمول تعداد بسيار زياد وكلاي پارلمان در طرف مقابل»
آنچه كه به عنوان راهكارهاي حزب عدالت وتوسعه دراين مقطع مطرح است چند گزينه است:
1- همانطور كه رجب طيب اردوغان درجريان ديدار باخوزه مانوئل باروسو از رؤساي اتحاديه اروپاتصريح كرد؛ ممكن است كه آنان قانون اساسي تركيه را تغيير دهند، به نحوي كه دستگاه قضايي تركيه به راحتي نتواند تا به هر بهانه اي احزاب سياسي را منحل كند، كما اينكه تاكنون 20 حزب سياسي توسط اين نهاد درتركيه منحل گرديده اند.
2- ظن آن مي رود تا دستگاه حكومتي تركيه، جهت حل موضوع به رفراندوم يا همه پرسي از مردم روي آورد. اين احتمال از آنجا قوت مي گيرد كه اولاً حزب اسلامگراي حاكم به حمايت مردم اين كشور اميدوار است وثانياً در بن بست هاي سياسي، همه پرسي ها غالباً مطرح مي باشند.
3- باتوجه به اينكه از لحاظ قضايي پروسه پرونده انحلال حزب عدالت وتوسعه، ماهها به طول خواهد انجاميد فرصت براي رايزني ها بين طرفين وجود دارد.
احتال اينكه اسلامگراهاي حاكم، براي جلب اعتماد يا مطمئن ساختن سكولارها از عدم لائيك ستيزي شان؛ از برخي سياست هاي اسلامگرايانه خود دراين مقطع عدول نمايند وجود دارد و اين عاملي است كه مي تواند بحران فعلي را خاموش سازد.
درصورتيكه نهايتاً لائيك هاي تركيه با مداخله ارتش موفق به انحلال حزب حاكم اسلامگرا گردند، يقيناً حزب اسلامگراي جديدي از درون آن برخواهد خاست كه با قوت تر از عدالت و توسعه درقدرت سياسي تركيه ظاهر گردد. مگر همين حزب اردوغان از حزب رفاه آقاي اربكان بيرون نيامده بود؟
مردم تركيه با انتخاب 341 وكيل اسلامگرا درپارلمان وحمايت از آقاي اردوغان وعبدالله گل ثابت نمودند كه اولاً هنوز خواهان حاكميت ارزش هاي اسلامي درتركيه هستند و ثانياً به حزب عدالت وتوسعه وموفقيت هاي فراوان حكومت آنان سخت باورمند شده اند.
حزب اسلامگراي حاكم توانسته است تا تورم را كاهش دهد، اقتصاد تركيه را 10 درصد رشد دهد، ارزش ليره، (واحد پول اين كشور) را بالا ببرد، ميانگين درآمد سرانه را دوبرابر افزايش دهد، فضاي دموكراسي واقعي را تقويت كند، اين كشور را جهت پيوستن به اتحاديه اروپا نزديكتر سازد، به مردم حاشيه نشين وفقراي اجتماع وهمچنين به زنان محجبه توجه زياد كند و...
همين عوامل باعث افزايش محبوبيت حزب حاكم ورهبران آن يعني رجب طيب اردوغان وعبدالله گل گرديده اند.
از طرف ديگر اتحاديه اروپا نيز از حزب عدالت وتوسعه، پشتيباني ضمني خويش رااعلام داشته و به ارتش اين كشور جهت مداخله در امور سياسي، هوشدار داده است.
آنچه باعث اين حمايت گرديده است موفقيت هاي فوق العاده اين حزب درعرصه اقتصاد وبرقراري روابط نيك ومتوازن با كشورهاي غربي واسلامي بوده است.
حزب حاكم اسلامگرا، سنت ها را تمام وكمال نپذيرفت وتجدد كوركورانه را نيز رد كرد دموكراسي غربي را با لغو ممنوعيت حجاب، پشت سرگذاشت و مبارزه مسالمت آميز سياسي را به تمامي كشورها، خصوصاً كشورهاي اسلامي ياد داد. خصوصاً در جنجال انتخاب عبدالله گل به رياست جمهوري.
به هرحال، آنچه در اين بحث اهميت دارد، الگوي مبارزات سياسي يك حزب اسلامگرا در نظامي سكولار است.
نام ناتو در شش سال پسين، گره محكمي با افغانستان خورده است. افغانستان هرچند كه براي برخي كشورهاي غربي هزينه زيادي داشته ليكن اين حسن را براي آنان داشته است كه اين كشورها را بيش از پيش به هم پيوند زند. اعضاي ناتو به واسطه درگيري نظامي در خارج از قلمرو غرب، تعلقات خاصي نسبت به يكديگر پيدا كرده اند و چه بسا كه اين همكاري هاي نظامي باعث گسترش روابط در ساير زمينه ها نيز گرديده است. با اين وجود، در بسا موارد خصوصاً آن زمان كه نظاميان ناتو با چالش هاي فرا انتظار در افغانستان مواجه مي شوند نسبت به اعضاي مسؤوليت ناپذير خود زبان انتقاد مي گشايند.
به نظر مي آيد كه در سال هاي اخير به واسطهي زورمندي طالبان و سستي سربازان ناتو، كشورهاي عضو اين سازمان بامشكلات و اختلاف نظر هاي گستردهاي مواجه شده اند. در اين سال ها، نشست هاي سران و نمايندگان ناتو رو به فزوني گذاشته است. نشست دو روزه ناتو در پايتخت رومانيا در ادامهي سلسله نشست هاي اين سازمان در رابطه با افغانستان بود.
جنگ در افغانستان، ضمن آنكه براي كشورهاي عضو ناتو جنبهي آموزشي دارد و سرزمين افغانستان، مكان مناسبي براي مانورهاي نظامي اين سازمان و جنگجويان طالبان افزارهاي مناسبي براي تمرين جنگ براي سربازان ناتو است، اين مأمول را براي سران و گردانندگان ناتو خصوصاً انگلستان و امريكا فراهم مي آورد تا اين سازمان را همچنان در خدمت استراتيژي هاي بلند مدت خود حفظ نموده و صدالبته كه گسترش دهند؛ سازماني كه در مقابل پيمان ورشو يا بلوك شرق ايجاد شده بود، در حال گسترش به سمت شرق است و خواب را از چشمان وارثين امپراطوري شرق و به تعبير بهتر بلوك شرق پرانده است.
بر همين مبنا، روسيهي زير فرمان پوتين با عصبانيت، خواهان دست شستن غرب از اوكراين و گرجستان براي عضويت در ناتو گرديد. براي همين منظور، روسيه در جريان اجلاس بخارست به اين سازمان تعهد سپرد تا در قبال عدم پذيرش مستعمره هاي سابق شوروي، روسيه اجازه ارسال مواد اكمالاتي نيروهاي ناتو به افغانستان را از خاك خود بدهد.
زماني كه به سياست هاي دوگانهاي ناتو به ويژه كشورهاي ارباب منش اين سازمان در افغانستان چشم مي دوزيم، به اهداف اين سازمان براي حضور دوامدار در افغانستان پي مي بريم. اين سازمان چندان تمايلي به تقويت و تجهيز ارتش ملي افغانستان در طول سالهاي گذشته نداشته و حتي در آخرين اجلاس يعني در بخارست نيز بي تفاوت از كنار آن گذشته است.
سازمان ناتو درخواست افزايش ارتش ملي از هشتاد هزار نفر به يكصدو بيست هزار نفر توسط حامدكرزي را رد كرد. ارتش ملي تسليحات مدرن در اختيار ندارند، نيروهاي هوايي ارتش افغانستان عملاً فلج است. جنگنده هاي هوايي در افغانستان و حتي پايگاه هاي هوايي فقط در اختيار امريكا و انگليس است.
مقدار مصرف سازمان ناتو براي هر نظامي شان در افغانستان 60 تا 70 برابر مصارف يك سرباز افغان است و تلفات اين نيروها نيز در سال هاي اخير رو به فزوني نهاده است.
با اين وجود، پيمان ناتو بجاي پذيرش درخواست براي تقويت ارتش افغانستان، وعدهي اعزام نيروهاي بيشتري به افغانستان داده است. اين دقيقاً همان چيزي است كه امريكا مي خواهد؛ حضور پيوستهي كشورهاي غربي در كنار ايالات متحده، البته با تقبل هزينه هاي اقتصادي و انساني آن. اما گسترش و استمرار حضور ناتو و امريكا در افغانستان، بدون توجه به تقويت ساختارهاي دفاعي و امنيتي افغان ها، پيامدها و عواقب ناگواري براي مردم افغانستان دارد. چرا كه از يكطرف گروهك مردهي طالبان را با انگيزهي بيشتر احيا نموده و از طرف ديگر كشورهاي همسايه را بدون استثنا حساس تر مي كند.
شرايط براي امنيت افغانستان فوق العاده خطرناك است، به گواهي برخي از نمايندگان مردم ولايات جنوبي در پارلمان، نيروهاي ناتو تسليحات مورد نياز طالبان را براي آنان فراهم مي آورند. اين مسأله را وقتي از نورالحق علومي وكيل برجسته مردم قندهار در پارلمان و عضو جبههي ملي پرسيدم او با تعجب گفت: «مگر خبر نداري؟ مثل روز روشن است!! بسياري از مردم ديده اند كه نيروهاي ناتو كانتينرهاي حاوي مهمات نظامي را در مناطق زير كنترول طالبان توسط هليكوپتر، براي آنان انداخته اند».
با اين وجود، رئيس شوراي پارلماني ناتو مي گويد كه چالش بزرگ براي ناتو، ماموريت آنها در افغانستان است!!!
به هر حال، جنگجويان طالبان بنابر هر علت و انگيزهاي دوباره احيا شده اند؛ آنچه مشخص است در قد كشيدن مجدد طالبان، عوامل داخلي افغانستان نقش به مراتب كمتري نسبت به عوامل خارجي آن داشته اند. به تكرار گفته شده كه ايالات متحده امريكا و انگلستان كه بيشترين نيروها را در جنوب افغانستان و رو در روي طالبان دارند، با پديدهي طالبان بازي دوگانهاي داشته اند. اين درحالي است كه كشورهاي همسايه افغانستان نيز هر كدام به دلايل خاص خود سعي در استفاده از اهرم طالبان برعليه دولت و نيروهاي خارجي موجود در افغانستان داشته اند.
با اين اوضاع نبايد انتظار آن را داشت كه اوضاع امنيتي در افغانستان رو به بهبودي گذارد، اين خيالي كاملاً باطل است. امنيت را فقط مردم و جوانان افغانستان مي توانند به اين كشور بازگردانند. هر زماني كه قدرتمندان خارجي تصميم به تقويت ارتش ملي افغانستان در مقابل تروريستان بگيرند، و ارتش متكي بر توانمندي خود در مقابل دشمنان وطن بايستد آنگاه مي توان امنيت را انتظار داشت. با حضور كشورهاي متخاصم در افغانستان، غير عاقلانه است كه انتظار آرامش را داشته باشيم.
شعار «رجوع به راه حل هاي سياسي» كه از جانب كشورهاي عضو ناتو در بخارست مطرح شد و حتي از جانب حلقات سياسي افغانستان، فقط يك بازي سياسي و خودفريبي است.
تا وقتي كه غرب و كشورهاي عضو سازمان ناتو بدون توجه به ارتقاي ظرفيت هاي امنيتي و دفاعي افغانستان، بدون توجه به تجهيز ارتش و پوليس ملي، فقط نيروهاي خود را با هزينه هاي گزاف به افغانستان اعزام دارند، انتظار از ناتو كاملاً بيهوده و دستيابي به پيروزي و امنيت امري خيالي خواهد بود.
به تاريخ هشتم حمل فرد ناشناسي با ورود به آپارتمان محل سكونت رهنورد زرياب قبل از آنكه موفق به ترور وي گردد، توسط همسايه ها شناسايي گرديده و با داد و فرياد هاي يكي از زنان همسايه پا به فرار گذاشت. به گزارش پيمان ملي؛ خانم خليل يار مي گويد: پس از آنكه به مرد سياه چردهاي كه روي خود را با پتويي پيچيده بود وپشت دروازه استاد زرياب، واحد مسكوني او را مي پرسيد؛ به وي مشكوك شدم و با سرو صدا، همسايه ها را به كمك طلبيدم مرد مشكوك پا به فرار گذاشت اما من پتوي او را از سرش كشيدم و اسلحه و تعداد زيادي مرمي كه به كمرش بسته بود نمايان گرديد.
رهنورد زرياب اديب و داستان نويس برجستهي افغانستان كه داراي آثار برجستهاي همچون گلنار وآيينه، زيردرختان سنجد، و... مي باشد، پس از بازگشت از پاريس مدتي را به حيث مشاور وزارت اطلاعات و فرهنگ ايفاي وظيفه نمود و پس از در افتادن با وزير وقت اطلاعات و فرهنگ، راهي تلويزيون طلوع گرديد.
او با مصاحبه هاي تلويزيوني و مطبوعاتي، پيرامون فرهنگ و سياست هاي فرهنگي، خشم تعدادي از قومگرايان را برانگيخت به نحوي كه در شماره 93 جريدهي پلوشه، مضموني به قلم فرهنگپال به نشر رسيد كه در آن استاد زرياب به وضوح توسط وي تهديد شده بود.
رهنورد زرياب در مصاحبه خود با شماره 45 هفته نامه پيام مجاهد گفته بود كه «ما هيچگاه با زبان پشتو دشمني و خصومت نداريم، بلكه هدف ما، بهبود زبان دري است و ما بايد اين زبان را از سكتگي و ركود خارج سازيم.»
با اين حال، برخي افراد به تعبير عبدالحميد مبارز «ارتجاعي و متعصب» از فعاليت هاي روشنگرانه زرياب راضي نيستند و وي را گاه و بيگاه مورد تهديد قرار داده اند.
به تاريخ دوازدهم ماه حمل، اتحاديهي ملي ژورناليستان افغانستان از طريق كنفرانس مطبوعاتي طرح ترور و تهديد رهنورد زرياب را تقبيح نموده و با صدور اعلاميهاي از مراجع حكومتي و موسسات بين المللي خواستار تأمين امنيت فرهنگيان، نويسندگان و خبرنگاران شدند.
جامعه فرهنگي افغانستان، دانشمندان زيادي همچون زرياب را در خود جاي داده است. آنان اكنون در معرض تير تعصب افراد نا آگاه قرار دارند، دولت و مراجع امنيتي، مسئول حفظ امنيت زرياب ها هستند.
ريچارد هالبروك نماينده اسبق امريكا در سازمان ملل متحد و از سياستمدارن كاركشته امريكايي، پس از سفر به پاكستان و ديدار با پرويز مشرف اعلام نمود كه مشرف بواسطه مذاكره و تفاهم با جنگجويان قبايل سرحدي در اين كشور به خطا رفته است. او افزوده است كه پرويز مشرف، خودنيز به صراحت اعتراف نموده كه در اين راستا اشتباه كرده است.
به نظر مي رسد كه براي اعتراف نمودن به يك اشتباه بزرگ بسيار دير شده باشد، اين اشتباه باعث آن شد كه جنگجويان قبايلي بيدار شوند و بيش از پيش قوت بگيرند. آنان با سازماندهي نيروهاي پراكنده، ضربات مهلكي بر پيكر ارتش پاكستان وارد آوردند و منطقهاي خود مختار براي خويش ساخته و سپس به ريش مشرف و حاميان وي خنديدند؛ آنان فراتر از مناطق سرحدي، شهرهاي عمده پاكستان و سياستمداران برجسته اين كشور را آماج حملات تروريستي خويش قرار دادند و نا امني را در سراسر اين كشور گسترانيدند.
بن بست ارتش در مقابل اين جنگجويان باعث اختلافاتي بين فرمانده ارتش اين كشور كه از نزديكان مشرف بوده است با وي گرديده است. از جانب ديگر با اوج گرفتن اعتراضات مردم پاكستان نسبت به سياست هاي اشتباه پرويزخان و تشديد ناامني ها، وي با چالش هاي جديدي رو برو گرديده است. عمده ترين دليل رويگرداني مردم پاكستان از مشرف، نا امن شدن پاكستان وگسترش افراط گرايي در اين كشور مي باشد برهمين اساس مردم پاكستان در انتخابات پارلماني اين كشور، با رويكردي تازه به سمت حزب نسبتاً سكولار پيپل پارتي بوتو روي آوردند و اكثريت كرسي هاي پارلمان و شوراها را به اين حزب و همپيمانان آن سپردند.
اشتباهات مشرف، نه تنها مردم و سياستمداران پاكستاني را از وي دور ساخت، بلكه كشورهاي غربي و ايالات متحده را نيز به تشويش انداخت، برهمين اساس، غرب تلاش خود را در جهت ايجاد توازن سياسي بر حمايت از بوتو و تا حدي از نوازشريف متمركز ساخت.
اعتراف پرويز مشرف مبني براينكه از ميدان دادن به طالبان سرحدي مرتكب اشتباه شده است در حالي صورت مي پذيرد كه اكنون وي روزهاي پر از اضطراب خود را سپري مي كند، اضطراب از آيندهي تاريك سياسي براي خود. رشد افراطي گري دقيقاً پس از اشتباه مشرف آغاز شد و همين عامل زمينه ساز شكست او در سياست و تأمين امنيت در پاكستان گرديد.
با روي آوردن مردم به سمت سكولارها در پاكستان و ائتلاف مخالفين سياسي مشرف، آنان برعليه مشرف تصميم به انتقام گيري سياسي گرفته اند. پارلمان و رياست آن را ائتلاف ضد مشرف ازآن خود ساخته و براي نخست وزيري نيز، رئيس سابق پارلمان پاكستان «يوسف رضاگيلاني» تعيين شده است. فردي كه توسط مشرف سال ها در كنج زندان افتاده بود، اينك بايد حكومت پاكستان را تشكيل دهد. حكومت به شمول دستگاه هاي تقنين و قضا در دستان مخالفان سياسي رئيس جمهور مشرف قرار گرفته و خواهد گرفت تا روز هاي سياه او امتداد يابد. مخالفين رئيس جمهور كه تا ديروز ديكتاتور منشانه برپاكستان حكم مي راند اكنون يا او را مجبور به استعفا خواهند ساخت و يا حداقل صلاحيت هاي او را تقليل خواهند داد تا ديكتاتور ديروز را فقط در سايهاي نگهدارند. اينكه آينده يك خطاكار سياسي چگونه خواهد بود؛ موضوعي است كه در كشاكش وي و حاميان ضعيف او با بازيگران جديد در عرصه سياست و حكومت پاكستان روشن خواهد گشت.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|