تبليغاتX
مجموعه مقالات حسینی مدنی
 
 

نام جنرال ملك در مقطعي بسيار سر زبان ها بود،  او مدعي بود كه در زمان حاكميت طالبان بيش از ده هزار نفر از آنان را در دشت ليلي مزار به قتل رسانده است. وقتي به گفتگوي او رفتيم گلايه مندي هاي زيادي داشت؛

پس از حدود سي دقيقه مصاحبه متوجه شديم كه صداي او اصلاً ضبط نشده است. دوباره با سوالات ديگري شروع كرديم.

 خودشما جنرال عبدالملك را چه طور معرفي مي نمائيد؟‌

نام من عبدالملك؛ درولايت فارياب درسال 1342 متولد شده‌ام پدرم از بيگ‌هاي ولايت فارياب است؛‌ من از يك خون مشترك به دنيا آمده ام. پدرم ازبك ومادرم پشتون است، تعليمات ابتدايي‌ام درفيض آباد وعالي را درليسه ظهير فاريابي پيش برده وفارغ شدم، بعداً شامل فاكولته ادبيات شدم كه با تأسف، جنگ ها به وقوع پيوست وجهاد برمردم ما فرض گرديد، درتنظيم جهادي مولوي صاحب محمدنبي محمدي، حركت انقلاب اسلامي افغانستان، عضو بودم. در راه جهاد دو برادر، پدرم وخواهرم شهيد شده اند. بعد ازخروج قشون سرخ شوروي وقت از افغانستان به حيث افسر اردو معرفي شدم. وبعد از پيروزي انقلاب اسلامي دوباره ملكي شدم وبه صفت رئيس ارتباط خارجه جنبش اسلامي افغانستان درصفحات شمال ودر دولت پروفيسور استاد رباني وزير خارجه افغانستان درحكومتي كه آمرصاحب شهيد به صفت وزير دفاع، آقاي محقق وزير داخله وخودم به حيث وزير خارجه به نمايندگي از قوم ازبك حضور داشتم. مدت يكسال ونيم به حيث والي فارياب نيز اجراي وظيفه نموده ام.

در دورة‌حكومت ببرك كارمل زنداني شدم، آغاز فعاليت هاي سياسي ازهمان زمان مي‌باشد، زندگي شخصي ام طوريست كه يك خانم دارم چهار پسر وسه دختر دارم وبيشتر درمزارشريف زندگي دارم. بعد از اختلاف هايي كه درسال 1376 ميان من وآقاي جنرال دوستم به وجود آمد. دراصل جنبش ملي اسلامي را درسال 1371تاسيس كرديم درسال 76 پلنوم آن را برگزار كرديم. وتاسالي كه قانون احزاب به وجود آمد من در رأس آن فعاليت مي كردم.     

بعد از تصويب قانون احزاب؛ حزب آزادي را با تغيير اساسنامة حزب؛ ثبت وراجستر كرديم. فعلاً به حيث رهبر اين حزب فعاليت مي كنم. دردوران مقاومت به عنوان اولين مقاومتگر درولايات فارياب كوهستانات سرپل وكوهستانات فارياب وغور حضور داشتيم، بيشتر طرفداران ما درتالقان ولايت تخار تحت امر فرمانده كل مقاومت آمرصاحب قرار داشتند، وخودم هميشه دررفت وآمد به تالقان وپنجشير با شهيد احمدشاه مسعود در رفت وآمد بوديم. بعداز شكست وسقوط طالبها درافغانستان ازهمان آوان تا اكنون مشغول فعاليت هاي سياسي وكارهاي شخصي خود هستم.

شما فعلاً نسبت به بسياري شخصيت هاي ديگر درانزوا هستيد.

من مانند ساير مخالفين، عاشق چوكي ومقام نيستم. ماجهاد ومقاومت كرديم، كشور را ازاشغال وبدبختي نجات داديم، همين كه دوستان خودرا درچوكي وقدرت مي بينم، كفايت مي‌كند.

تاحال ميان شما وآقاي كرزي گفتگويي دربارة‌ سهم گيري درقدرت صورت نگرفته؟

من بارها گفته‌ام كه خواستار يك حكومت قوي مركزي دركشور مي باشم، چندين بار روي اين مسايل با آقاي كرزي صحبت كرده‌ام، ولي علاقمند حضور در دولت نمي‌باشم؛ براي اين كه آنچه خواست ملت ومردم است دولت نتوانسته به آن مسير حركت كند. بناءً ما هم نمي خواهيم خلاف خواسته هاي ملت ومردم در آن مسير حركت كنيم، همان قسمي كه درحكومت نيستم درجبهة ملي هم نيستم. ما درتلاش هستيم كه ازمجموع احزاب سياسي، ازمجموع روشنفكران بي طرف -خط سوم- عملكردهاي مثبت هر دو طرف را انتقاد بكنيم.

روابط شما درحال حاضر با جنرال صاحب دوستم چگونه است؟

آنها مشغول وظيفة‌ دولتي شان وياشايد هم مصروف وظايف سياسي شان باشند وما با هم هيچگونه روابطي نداريم.

آيا به اين فكر نيستيد كه مانند سالهاي نه چندان دور، دركنارهم باشيد و يكجا باهم مبارزه كنيد؟

اين بستگي دارد به شرايط وطن! براي فعلاً ماچنين ضرورتي احساس نمي كنيم.

چرا سران ازبك تبار اين قدر با هم بي اتفاق هستند؟

فرمودة شما درست است، اما يك تعداد بزرگان قوم ازبك، بين شان اتفاق واتحاد وجود دارد، يك تعداد كشمكش هايي كه بين ما وجنرال دوستم وبين اكبرباي وجنرال دوستم، جنرال دوستم وقاضي صاحب كبير وجود دارد منحصر به فرد است، قوم ازبك درافغانستان يك قوم متحد است وسليقه هاي شخصي نمي تواند كه درپارچه پارچه شدن يك قوم تاثير داشته باشد. اختلاف هاي سياسي، سليقوي وشخصي درهرقوم، اعم ازپشتون‌ها، هزاره‌ها وتاجك‌ها وجود دارد، اين طور نيست كه ديگر اقوام‌هم باهم بسيار متحد باشند، واين را هم نمي توانيم بگوييم كه قوم ازبك بسيار جدا و از هم پاشيده است. خواهي نخواهي مشكلاتي وجود دارد. شايد يكي از دلايل، آن باشد كه باسواد كمتر دارد؛ شايد يكي از دلايل هم اين بوده كه قوم ازبك محروم بوده وابزار وآله دست اقوام ديگر قرار گرفته است.

مهمترين ويژگي وخصلت قوم ازبك چيست؟

قوم ازبك هم مانند ساير اقوام بزرگ دركشور مي باشد، مانند تاجك، پشتون، هزاره، عرب، نورستاني... اقليت كوچكي كه به نام اهل هنود داريم هم ازجمله قوم افغانستان هستند. اگر بگويم كه نژاد ازبك يك تاريخ طولاني دارد يك بحث جدا است، هرقوم براي خود داراي ويژگي هاي به خصوص وارزش هاي خاص خود را دارد. نمي توانم منحيث يك كاركن سياسي بالاي قوم مشخص بحث كنم.

غالباً به برخي شخصيت هاي ازبك، صفت وپسوند «پهلوان» اطلاق مي شود.

ببينيد، كلمه پهلواني چند معني دارد كه عياري يك معني آن است. روشنفكري معني ديگر، كاكه معني ديگر.

حضرت پيامبر«ص» هم بالاي اين موضوع بحث كرده اند. پهلوان به فردي مي گويند كه درهرعرصه مرد ميدان باشد.

پهلوان به كسي مي‌گويند كه قوي هيكل باشد، كشتي گيري، اسب سواري، ازمهارتهاي ورزشي برخوردار بوده باشد، بزرگ يك قوم ، قبيله ويك قريه باشد، به اقوام پشتون بيشتر كلمه خان مسمي است به تاجك ها بيشتر كلمه آقا مسمي است وهر قوم درميان شان اسمائي دارند، كه بزرگان خويش را به آن مسمي نموده اند.

مي آييم دوباره برسر مسايل سياسي روز، شما بين جنرال دوستم وآقاي كرزي كدام يك را ترجيح مي دهيد؟

عملكرد مثبت هر كدام كه بيشتر به نفع ملت ووطن باشد.

عملكردهاي شش ساله حامد كرزي راچطور مي بينيد؟

آنچه كه ملت انتظار آن را داشته به آن پيمانه نبوده است.

ضعف هاي حكومت بيشتر دركجاها بوده؟

اگر ضعف هاي حكومت را بشمارم شايد ازحوصله شما هم بيرون باشد، ولي ضعفهايي وجود دارد؛ شما عملاً مي بينيد امنيت دركشور نيست. كار وجود ندارد، آبادي وبازسازي دركشور نيست، فساد اداري فراوان وجود دارد، ترور، جنگ، اختطاف و... وجود دارد. براي اولين بار و در طول تاريخ؛ افغانستان يك بارچانس بسيار طلايي پيداكرد، كه تمام دنيا از افغانستان حمايت كردند. درگذشته ها قطب هاي مختلف بودند كه يكي حمايت مي كرده وديگري مخالفت. ولي اولين بار است كه تمام جهان به طرف افغانستان حسن نيت نشان داد. با تأسف كه حكومت آقاي كرزي ودولتمردان حكومت نتوانستند از اين فرصت هاي به وجود آمده استفاده معقول به نفع ملت ومردم افغانستان نمايند، شايد براي شخص خود استفاده هاي خوبتري كرده باشند.

ضعف حكومت فعلي را چطور تحليل مي كنيد؟

اگر به جاي حكومت كرزي جامعة جهاني يا 38 كشور دنيا از حكومت داكتر نجيب الله حمايت مي‌كرد ويا ازحكومت استاد رباني، يا ملاعمر حمايت مي‌كرد، شايد به مراتب بهتر از حكومت ضعيف فعلي مي بود. باموجوديت قواي ائتلاف دركشور وپشتيباني سياسي واقتصادي فراوان نتوانسته كاري انجام دهد. حكومت فعلي ضعيف ترين حكومت درتاريخ افغانستان مي باشد. 

با همين رويكرد ازحادثه پانزدهم عقرب بغلان بگوئيد.

ببينيد حكومت ضعف هاي زيادي داشته است، من به خانواده هايي كه فرزندان شان را از دست دادند، به خانواده آقاي كاظمي، آقاي صبغت الله ذكي، انجنير عبدالمتين، وساير خانواده هاي شهداي بغلان از آدرس رهبري حزب آزادي تسليت عرض مي دارم. من بيشتر حكومت را دراين قضيه مقصر مي دانم؛ چون مسئول تأمين امنيت حكومت بوده، اين ضعفهاي حكومت است. مگر حكومت نمي توانست براي شخصيت‌ها ووكيل صاحبان 10 نفر يا 20 نفر محافظ مي داد معاش مي داد تا آنها به اين حادثه خونبار مواجه نمي شدند. اين را حكومت نكرده ولي زمينه ساز اين گپ ها بوده.

ازنظر شما حادثه بغلان چطور بايد بررسي شود؟

نظر شخصي ام اين است كه هيأت بي طرف يعني كي؟ اگر هيأت ازحكومت باشد كه خود حكومت ملامت است، اگر از پارلمان است پارلمان فعلاً خودش درگير است، ما راه ديگري بايد ازسازمان ملل متحد، نيروهاي ائتلاف وآيساف كه داراي وسايل تخنيكي پيشرفته هستند تحقيق را پيش ببرند ويا هم مردم افغانستان خود يك هيأت بي طرف را انتخاب نمايند.

درمورد نقاط قوت حكومت ديدگاه خود را بگوئيد؟

نقطة قوت؛ همين بس كه آقاي حامد كرزي رئيس جمهور كشور است!! وقتي قوت نباشد كه كسي رئيس جمهور نمي شود.

كاركردها ونقاط مثبت حكومت را نام بگيريد.

بلي! نمي شودكه هيچ كاركردهاي حكومت مثبت نباشد، مثلاً ايجاد پارلمان، يك سلسله بازسازي ونوسازي هاي محدود، فروش كارخانه هاي توليدي، فروش معادن و... به افراد شايد، نقطه هايي هستند كه مثبت ارزيابي بكنيم.

بازهم مي آيم به مسايل شخصي شما؛ به چه سرگرمي هاي بيشتر علاقمند هستيد؟

 من درست نفهميدم كه منظور شما از سرگرمي چه است؟

 مثلاً بزكشي واسب سواري ومطالعه و...

به بُزكشي واسب سواري بسيار علاقمند هستم. دربُز كشي ها هميشه اشتراك مي كنم. ولي نه به صفت يك چاپ انداز صرف تماشا بين مي باشم، همچنان به مالداري ومسايل فرهنگي، مطالعه كتاب، به موسيقي كلاسيك افغانستان هم علاقمند مي باشم.

آيا اهل كشتي گرفتن هستيد؟

نخير! تا به حال ازگريبان هيچ كس نگرفته ام. من اسب سوار هستم، وكشتي گير نيستم.

اما بعضاً به شما پهلوان خطاب مي شود!

به من هيچ كسي تا به حال پهلوان خطاب نكرده است، من پهلوان نبوده‌ام بيشتر پدرم را پهلوان مي‌گفتند كه ازخوانين ازبك بوده از بزرگان ازبك بوده ودرضمن ورزشكار بسيار خوبي بوده است. اسب سوار بوده كه چندين سال درمسابقات المپيك دراستديوم ورزشي كابل اشتراك ورزيده بود. وكپ هاي قهرماني نيز دريافت كرده بود. وبرادر بزرگم مرحوم شهيد رسول پهلوان اسب سوار بود، ورزشكار بود. همان طوري كه درميدان نبرد پهلوان بود درميدان ورزش هم پهلوان واسب سوار بود. ولي خودم صرف به عنوان سرگرمي وتفريح رفع خستگي به اسب سواري مي پردازم وعلاقه دارم.

درجريان فعاليت هاي سياسي، كسي به شما نيرنگ زده است؟ 

 به من  بسيار نيرنگ زده اند، نزديكترين دوستانم به من نيرنگ زده اند.

آيا خود شما هم حقه زده ايد؟

من از سياست تعبير ديگري دارم، نخواسته ام به كسي نيرنگ بزنم.

اگر گفتني هايي مانده باشد، درخدمت هستيم!

از وضعيت موجوده كشور نگران هستم، خواهش من از رهبري حكومت اين است كه درجلوگيري ازبحران وكشمكش هاي سمتي وقومي، براي جلوگيري ازمشكلها وجلوگيري ازبيكاري مردم دست به كار شوند؛ اين چانس هاي طلايي را بار ديگر كشورما بدست آورده نمي‌تواند. پيام من به آقاي كرزي اين است كه درسياست هاي خود تجديد نظر كند.                       تشكر

  نوشته شده در  ساعت   توسط حسینی مدنی  | 

 

حادثه پانزدهم عقرب دربغلان به گواهي شاهدين حادثه وبرخي مسئولين محلي بيش از يكصد كشته وبيشتر از آن زخمي به همراه داشته است. هرچند كه گمانه زني هاي زيادي در رابطه به عوامل حادثه همچون مافياي اقتصادي، گروه القاعده، آي،اس،آي، طالبان، حزب اسلامي و... مطرح شده است اما تعيين هيئت هاي تحقيق ازجانب چندين مرجع ونتيجه تحقيقات، اين عوامل را روشن خواهند نمود.

جبهه ملي در طي جلسات اضطراري خويش هيئتي را موظف به تحقيق به طور مستقل نموده واين هيئت كار خويش را درسفري به بغلان آغاز نموده است. پارلمان افغانستان هم هيئتي به سرپرستي حاجي فريد نماينده ولايت كاپيسا در مجلس نمايندگان را به روز بيست وچهارم عقرب روانه بغلان نمود كه به شمول خود وي دوتن ديگر از اين هيئت نيز سابق عضويت حزب اسلامي را داشته اند. وهيئت سوم هم از جانب حكومت وارگانهاي امنيتي قضيه را به بررسي گرفته اند. حكومت وارگانهاي امنيتي تلاش فراوان دارند تا تعداد كشته وزخمي ها را بسيار كمتر از آنچه بوده جلوه دهند وازجانب ديگر سعي بر آن دارند تامنكر قتل وزخمي شدن مردم توسط گلوله شوند.

مسئولين شفاخانه بغلان مي گويند كه به آنان دستور داده شده كه ازوجود مرمي دربدن مقتولين وزخمي ها انكار ورزند وبگويند كه قتل وجراحت توسط اصابت چره ها بوده است.

ازجانب ديگر برخي افراد موظف شده اند تا پوكه هاي مرمي را ازساحه محل حادثه جمع آوري نمايند. باوجود آنكه بسياري از مجروحين به شمول خانم شكريه عيسي خيل نماينده پارلمان اذعان مي دارند كه بر بدن شان مرمي كلاشينكوف اصابت نموده است اما مسئولين امنيتي آنرا رد نموده وبراصابت چره هاي ماين اصرار مي دارند. اين اصرار مسئولين امر جاي ترديد ها وسؤالات فراواني را برجاي مي گذارد.

مجلس نمايندگان چند روز قبل خواهان تعليق والي بغلان، قوماندان امنيه وبرخي ديگر از مسئولين امنيتي واداري بغلان ازوظيفه شان شده بود تا تحقيقات، روند طبيعي خويش را پيدا نمايند.

 

  نوشته شده در  ساعت   توسط حسینی مدنی  | 

تصویر حسینی مدنی

 

مدتي است كه او را نديده ام، به موبايلش تماس مي گيرم؛

 -سلام كاظمي صاحب! مدني هستم

- اُ... مدني صاحب كجا هستي؟!!  توهم كد اي مصاحبه هايت همه را به جان هم انداخته اي!  بلا مي كني!

-كاظمي صاحب! دهمي كوچه هاي پرخاك كابل هستم، گاهي دفتر پيام مجاهد مي رم، گاهي دفتر جبهه ملي هستم، مشتاق ديدار شما مي باشم.

- همي وقتا كم ذره جنجال داريم، گپ هاي جبهه است، يك سفر هم در پيش داريم. باز مي شود كه ببينيم.

- خوب است كاظمي صاحب، به فرصت خدمت مي رسم. خدا حافظ1

با خود مي گويم: آدم خوبي است. براي مردم ما غنتيمتي است.

او را بسيار دير دير مي بينم، مصروفيت ها واقعاً زياد هستند. خيلي وقت است كه مي خواهم اورا ببينم و با او چيزي بگويم. احساس مي كنم از من كمي آزرده است.

او از من دعوت كرده بود كه با نشريه اقتدار ملي همكاري كنم. من به او قول همكاري داده بودم، فقط يك ماه از او مهلت خواستم تا از خانواده ام در ايران، احوال بگيرم. هنگام برگشتن از ايران يكي از مسؤولين اقتدار ملي با من تماس گرفت كه اگر بخاطر نشريه اقتدار به كابل مي آيي؛ نيا!

 بسيار آزرده شدم كه چرا آقاي كاظمي از دعوت خويش منصرف شده بود؟!

من هيچگاه به دفتر اقتدار ملي و ديدن آقاي كاظمي نرفتم، اما بعدها فهميدم كه آقاي كاظمي از پيغام تلفوني مسؤول جريده اقتدار ملي اصلاً آگاهي نداشته است. او پيش يكي از دوستان از من گلايه كرده بود كه فلاني وعده خلافي كرده!! البته در آن زمان، محمد يونس قانوني رئيس پارلمان، مسؤوليت نشريه افغانستان نوين را به من سپرده بود. او از من مي خواست كه هفته نامه رابه روزنامه اي تبديل كنم. البته اين زماني بود كه جناب آقاي قانوني مي خواست به رياست پارلمان دست پيدا كند. هدف ما اين بود كه هر طور شده، قانوني در مقابل استاد سياف پيروز ميدان شود، آقاي كاظمي هم سخت از جناب قانوني حمايت مي كرد. در اين مقطع و بعد از آن هر زمان آقاي كاظمي را مي ديدم، ترجيح مي دادم تا به ارتباط پيغام همكاران وي چيزي به او نگويم.

حتي هنگامي كه براي فاتحه فوت مادرش به منزل ايشان رفتم با وجود آنكه مدت نسبتاً زيادي تنهايي صحبت كرديم، ليكن بازهم از موضوع يادآور نشدم.

او را بارها در پارلمان مي ديدم آن زمان به پيشنهاد رئيس پارلمان؛ مي خواستم مسؤول وب سايت پارلمان شوم. با وجود آنكه روابط خوبي داشتيم اما

مطمئن بودم كه او از من دلگير است. اين روزها تصميم داشتم تا به او بگويم كه من آدم بد قولي نيستم. به همين دليل با او تماس گرفتم و منتظر بازگشتش از سفر بودم اما او هيچگاه باز نگشت ودر حادثه تروريستي بغلان، جان به جان آفرين سپرد.

 من در ذهن او همان وعده خلاف  باقي ماندم.
  نوشته شده در  ساعت   توسط حسینی مدنی  | 

 

پس از حادثه مرگبار بغلان وقتي كه اعضاي جبهه ملي سراسيمه و با تأثر خاص در منزل مارشال محمد قسيم فهيم جمع آمده بودند مارشال؛ سخن جالبي گفت: "هر ميوه اي كه به قدر كافي پخته شود، از درخت مي افتد و كاظمي صاحب واقعاً بسيار به پختگي رسيده بود."

جبهة ملي افغانستان كه شخصيت هاي برجسته زيادي را در خود گرد آورده است در طول يك سال گذشته با تمام فراز و نشيب ها توانسته تا در معادلات سياسي جاري نقش برجسته اي ايفا نمايد. لااقل از لحاظ كمي و كيفي سايه سنگيني داشته است.

در اين ميان، مرحوم كاظمي به عنوان رئيس كميته سياسي و سخنگوي جبهه ملي بيش از هر زمان ديگري، اوج گرفت و بيشتر از ديگر رهبران جبهه به چشم آمد.

او رابطه بسيار خوبي با رسانه ها برقرار نمود و توانست تا مواضع جبهه ملي را با ادبيات و لهجه اي نيكو و در فرصت هاي موجود بيان دارد.

برعلاوه آنكه خود سخن مي گفت، ارگان نشراتي حزب خود "هفته نامه اقتدار ملي" را نيز تحت فرمان جبهه ملي در آورد. اين جبهه از توانمندي كاظمي بيشتر اوج گرفت و خود آن شهيد هم از آدرس جبهه ملي بيشتر رشد كرده و پخته تر گرديد.

در مقطعي كه به قول مرحوم كاظمي؛ جبهه ملي توانمندي و امكانات مالي چنداني در اختيار نداشته و ندارد موضعگيري ها، كنفرانسها و مصاحبه‌هاي وي توانسته بود، تا اين نقيصه را به نحوي پوشش دهد.

جبهه ملي با توجه به وزن سياسي بالاي خود بسيار زود مورد اتهام مخالفين خود قرار گرفته بود.

برخي از فعالان سياسي وقتي سخنگوي توانمند جبهه ملي را در كنار سخنگوي دولت و ديگر مراجــع به مقايسه مي گرفتند، اهميت كار يك سخنگوي مجرب را بهتر درك مي نمودند. او واقعاً اين وظيفه مهم را توانست به درستي تعريف نمايد.

با آنكه جبهه ملي، يك حزب واحد سياسي نمي باشد و مجموعه اي از شخصيت هاي كلان و احزاب قدرتمند دور هم آمده اند، ليكن آقاي كاظمي با درايتي كه داشت توانسته بود به عنوان يك عضو مبتكر و سازنده با فعاليت هاي شبانه روزي خويش انگيزه و تحرك در ميان سايرين ايجاد نمايد.

كاظمي به گواهي بسياري از اهالي مطبوعات، رابطه اي نيك با رسانه ها داشته و هميشه به عنوان سخنگوي جبهه ملي اوقات خويش را در اختيار آنان مي گذاشت، عملي كه غالباً سران نامدار از آن گريزان هستند.

با تمام اين اوصاف، اكنون جبهه ملي چنين شخصيت فعال و سخنگوي هوشمند را در اختيار ندارد. هر چند كه اعضا و سران جبهه ملي هنوز هم در سوگ خبر شهادت سيد مصطفي كاظمي به سر مي برند اما عمده ترين سوال و دغدغه فعلي آنان قطعاً اين خواهد بود كه خلاء جناب كاظمي را به چه نحو پر سازند.

به اعتراف بسياري از سران جبهه، فقدان سخنگوي جبهه ملي ضايعه اي جبران ناپذير براي آنان است و اين روزها يكي از اساسي ترين سوال ها در ذهن آنان.

هرچند كه جبهه ملي؛ بخش اجرايي و چندين كميته را در خود جاي داده است اما به جرأت بايد گفت باري را كه كاظمي مي كشيد ديگران را ياراي برداشتن آن نيست.

اما آينده جبهه بعد از كاظمي چه خواهد بود؟

با توجه به آنچه ذكر شد يكي از نقاط قوت جبهه ملي آن است كه هر عضو اين جبهه داراي جايگاه و وزن سياسي خاص خود مي باشد. آقاي كاظمي با تمام نقش فعال خويش، بازهم يك نفر از يك مجموعه بود.

آنچه از روحيه فعلي اعضا بر مي آيد، همگي متفق شده اند تا حتي منسجم تر از گذشته كار خويش را دنبال نمايند،‌ وقتي در لابلاي سخنان اعضاي عاليرتبه جبهه دقيق مي شويم، تاكيد همگان آن است كه شهادت كاظمي نبايد عزم جبهه ملي را سست نمايد.

اما جبهة ملي پس از كاظمي؛ غير از يكي دو گزينه احتمالي سخنگويي بــه تــوانايي او نخــواهد يافت.

ضمن آنكه آقاي كاظمي يكي از سياستمداران طراز اول شيعي بود و جبهه؛ در يارگيري هاي آينده خويش شايد آن را مطمح نظر قرار بدهد.

در جلسة سران جبهه، يك نگاه غالباً به طرفي بود كه مرحوم كاظمي نشسته بود. ايشان همچنين رياست كميته سياسي را نيز به عهده داشت. اما با وجود حذف سيدمصطفي كاظمي؛ جبهه ملي قطعاً سست نخواهد شد.

ضمن آنكه حادثه مشكوك بغلان؛ زمزمه هاي حذف فيزيكي شخصيت هاي كلان را بلند ساخته وممكن است همين عامل باعث نزديكي هرچه بيشتر اعضاي جبهه شود.

جبهه ملي در چنين مقطعي يقيناً منسجم تر خواهد شد.

1- اين جبهه شخصيت هــاي كـلاني را دورهم جمع ساخته كه قبل بـــرآن، براي هيچ فــرد و گروهي مقدور نبوده است.

2- هر شخص عضو، خصوصاً اعضاي شوراي رهبري جبهه در مسايل مختلف سياسي، اقتصادي، امنيتي و فرهنگي داراي طرح و تئوري هستند، لذا در صورت انسجام هرچه بيشتر؛ آنان توانمندي فوق‌العاده اي خواهند يافت.

3- هر شخص عضو جبهه از نيروهاي انساني فراواني برخوردار مي باشند آنان داراي پايگاه اجتماعي قوي سراسري هستند.

4- بيش از يكسال از تأسيس جبهه مي‌گذرد آنان در طول سال گذشته به خوبي توانسته اند تا جايگاه و اعتبار ويژه خويش را تثبيت نمايند.

مجامع بين المللي نيز اينك اين مجموعه را به عنوان اپوزيسيون حكومت مي شناسند و قدرت آن را به خوبي دريافته اند.

در صورتي كه اين جبهه بتواند برخي ضعف هاي گذشته خويش را ترميم نمايد، به كارهاي اجرايي خويش شدت عمل بيشتري به خرج دهد، طرح هاي سياسي، امنيتي و فرهنگي خود را با شفافيت و جرأت بيشتري عملي سازد قطعاً بيش از پيش، ميدان دار رقابت هاي سياسي خواهد بود.
  نوشته شده در  ساعت   توسط حسینی مدنی  | 

 اين گفتگو چند ماه قبل با مرحوم سيدمصطفي كاظمي انجام شده است.25 سرطان 1386

به نظرشما آقاي كاظمي چگونه انساني است؟‌

انسان رابطه اش باخودش دوگانه مي باشد، يكي به صورت رابطه طبيعي است كه عبارت از حكم ذات مي باشد، بناءً ازاين جهت، هم خوبي ها دارم وهم مشكلاتي باخود دارم.

شما يكي ازمجاهدين برجسته بوديد، ولي در دورة فعلي يك اقتصاد دان برجسته شديد، ظاهراً كه تحصيلات هم دراين رشته نداريد...

من ازابتداي جواني، كنجكاو بودم، به مطالعه ومضامين مختلف علاقه مند بودم گاه منظم وگاه پراكنده ودرعين حال، وقتي كه بحث وزارت تجارت مطرح شد، رشته تحصيل، ومطالعات من اقتصاد نبود.

اما پشتوانه فكري نسبي كه داشتم ازيك طرف وازطرفي تجربه متعدد مديريتي دركارهاي فرهنگي، وسياسي به مدد من آمد تا ازاين دوعنصر استفاده كنم، با اهل فن واهل دانش وتجربه به مشوره نشستم.

جايگاه خود را مي دانستم به اين معني كه علاوه براينكه وزارت يك پست سياسي است پس بايد به نيروي مجرب وتحصيل كرده بها بدهيم ونظرات خود را با آنها شريك نماييم.

 از مجموعه سه بخش، يعني پشتوانه فكري خــود، توان مديريت ومشوره با اهل فن وهمچنين تجـــربه خود استفاده كردم.

                                  

شما تجربة خوبي به حيث وزير تجارت داشتيد، اما به حيث وزير تجارت ابقا نشديد، مايل به اين بوديد كه رئيس اتاق تجارت شويد، بعداً تمايل داشتيد كه رئيس آيسا شويد اما هيچكدام نشديد چرا؟

بحث وزارت تجارت براي من يك انتخاب نبوده، درجريان پروسه بن شايد من تنها كسي بودم كه هم كانديداي مجموعه روم بودم به عنوان وزير مخابرات، هم كانديداي جبهة متحد بودم به عنوان وزير تجارت، بالاخره آن روز به عنوان وزير تجارت انتخاب شدم. اما من وعلاقه داشتم كه به چوكي وزارت به عنوان يك ژست ومقام نگاه نكنم. به ياددارم اولين كاري كه كردم دروزارت تجارت، يك شعار را درهمه دفاتر نصب كردم كه «يك لحظه تأخير دركار مردم خيانت به اقتصاد مردم». خود را نمي خواستم تحقير بسازم، ازانرژي خوداستفاده كردم به عنوان يك مجاهد، چون برداشت من تنها از جهاد، سنگر نيست، بلكه سنگر ما عوض شده، جهاد به معني خدمتگذاري است، به اين خاطر اهل ريا نبودم.

وقتي كه دورة‌ وزارت تجارت تمام شد ورئيس جمهور تصميم تازه گرفتند، پيشنهاد نكرد كه كجابروم، بازهم فكر كردم كه سنگر عوض شده است ولي موضوع اتاق هاي تجارت را هيچ وقت مطرح نكردم كه بايد مسووليت داشته باشم وموضوع آيسا هم هيچگاه مطرح نبوده. اما چند بار رئيس جمهور اصرار كرد كه بايد از تجارب شما استفاده شود. به هرحال اصرار شد كه بايد در يك جاي باشي.

سكتورخصوصي ازمن تقاضا كردند، اما من گفتم حاضر هستم رياست عالي سرمايه گذاري را به عهده بگيرم، كميسيون عالي سرمايه گذاري دررأس هفت وزارت خانه، وآيسا، ارگان اجرايي باشد. من درآنجا كار كنم، وقتي كه دراين مورد، حكومت موفق نشد كانديداي پارلمان شدم وفعلاً هم دركميسيون اقتصادي پارلمان رئيس هستم.

زماني شما بخاطر پيروزي آقاي كرزي تلاش وسرمايه گذاري كرده بوديد، باوجود آن هم كرزي درواقع به شما پشت پا زد، دراين ارتباط چه گفتني داريد؟

بحث حمايت آقاي كرزي بسيار پيچيده است، من فقط همين قدر مي گويم كه شخصاً بسيار تند وداغ به دنبال كمپاين نبودم. منتها، وسيعاً يك نيرويي مي خواستند كه آقاي كرزي رئيس جمهور شود. چرا كه متأسفانه درآن روز، دربرابر كرزي دوستان ديگري كه كانديدا كردند، آنها خودشان مشكل داشتند. به تعبير روشن تر اينكه، برنامه نداشتند، اكثراً عكس العملي بودند. واقعاً خودشان هم باور نداشتند كه آنها رئيس جمهور شوند. ولي من برداشتم ايده آل هم نبود اما درحدي بود كه از ديگران برجسته تر باشد.

شمامجموعه مصاحبه هاي مرا اگر ملاحظه داشته باشيد، حرف شخصي خودم هميشه حالت اعتدال را داشته است.

اما اينكه چرا آقاي كرزي  مرا حمايت نكرد، تنها اشتباه آقاي كرزي درمورد من نبوده، بلكه درعرصه هاي مختلف اشتباهات داشته است. برخورد با من شايد يكي از اشتباهات جزيي آقاي كرزي بود. آقاي كرزي چون سابقه كار سياسي عميق نداشت، ودرگذشته صاحب حزب وجريان هاي سياسي نبوده، بناءً حتي رسم ائتلاف واخلاق ائتلاف وهماهنگي ها راچندان آشنا نبود. به همين خاطر دچار اشتباهات شد.

بعدازاين كه از موقف تان كنار زده شديد تامدت ها مي گفتيد كه نمي خواهم درمقابل حكومت مانند احزاب وشخصيت هاي ديگر جنجال سازي كنم ولي فعلاً دررأس هياهوها قرار گرفته ايد؛ دليلش چيست؟

به همان دليل كه ديدم رسم بازي سياسي را جناب آقاي كرزي بلد نيست وهمچنان اشتباه مي‌رود. تصميمي كه شخصاً گرفتم وهمچنان با اعضاي حزب ودوستان مشوره كردم، به اين نتيجه رسيديم كه به دلايلي نبايد پرچم مخالفت را بلند كرد. چند دليل داشت، اول اينكه، نبايد يك انتباه به مردم داده شود كه وقتي آقاي كاظمي دركابينه نبود شروع مي كنند به مخالفت وفرهنگ منفي بافي را تبارز مي دهد. دوم، از ابتداي كار، برداشت ما اين بود كه كرزي به شكست مواجه مي شود ولي تعبير من درميان نخبه گان فكري اين بود كه آقاي كرزي فرهنگ ضعيف پروري را درپيش گرفته اما با كارش به جايي نمي رسد. وسوم اينكه ما رسم‌بازي را بلد بوديم وعجله هم نداشتيم كه همه كاسه وكوزه را به هم بريزيم ولذا منتظر زمان بوديم. چهارم ما يك بديل هم نمي ديديم دربرابر اين طرح، به همين دليل، تااين زمان ها صبر كرديم. تااينكه درپارلمان رفتم، درپارلمان هم به پاي خود رفتم، نه به پاي آقاي كرزي، خليلي ومحقق وديگران... درپارلمان هم كه رفتم با آقاي كرزي رفيق بودم، وحالاهم ايشان رفيق شخصي من است. اما ازنگاه سياسي با ايشان مشكل دارم. مشكل ما ازاينحا آغاز شد كه درپارلمان به ما چهار نفر اختيار دادند، كه دررابطه به رياست پارلمان مي‌توانيد مشوره بدهيد. وقتي ما رفتيم مشوره داديم به مشوره ما توجه نكرد ومشوره ما را حمايت نكرد. بعد ازآن من گفتم كه ديگر ازلحاظ اخلاقي وسياسي ورفاقتي وازهرنگاه، بين كار سياسي ما، همين جا «خط برگ» گذاشته شود وراه خود را بايد جدا كنيم. وقتي جدا شديم قوي رفتيم يعني تا امروزهم ما نمي خواهيم مذبذب عمل كنيم، به اين خاطر شما مي گوييد دررأس مخالف ها، دررأس نيستم اما بطور قوي يك حركت را تعقيب ميكنم.

مهمترين تعريفي كه شما مي توانيد ازآقاي كرزي داشته باشيد، چيست؟

درگذشته با آقاي كرزي يك رفاقت شخصي داشته ام، اما ازنگاه سياسي وفرهنگي نمي خواهم ايشان را تعريف كنم.

حاضر هستيد ازكرزي ومشاورين شان مقداري تمجيد كنيد؟

نه خير، به هيچ وجه... بخاطر اينكه بحث شخصي آقاي كرزي، يك چيزي است ومصالح مملكت چيزي ديگر. ومن صريحاً به رئيس جمهور پيشنهاد هم مي كنم كه اگر از شخص من مشكلي ديدند برايم صريحاً بگويند ومن هم بايد به صراحت بگويم. فروپاشي مجموعه آرمانها وآرزوهاي كشور درحال حاضر نشان دهندة مشكلي است كه متأسفانه درنحوه عملكرد رئيس جمهور وهمكاران او است.

مهمترين ضعفي كه فعلاً مي توانيد به جناب رئيس جمهور گوشزد كنيد چيست؟

شما آرام آرام مراپس به ناحيه قضاوت كردن مي كشانيد ومن كمي بايد احتياط كنم اما به هرحال عمده ترين حرفي كه به جناب آقاي كرزي پيشنهاد مي كنم اين است كه اهل مشوره باشند. درمشوره، پاي بند باشند ومصالح جمعي كشور را نسبت به ذوق وسليقه خود ترجيح بدهند. پل هاي شكسته اعتماد را درسطوح مختلف جامعه ترميم كنند. ونشان بدهند كه رئيس جمهور افغانستان هستند ونه رئيس جمهوريك طبقه.

حاضر هستيد به رئيس جمهور پيشنهاد كنيد كه مشاورين خارجي را رها كنند وكم كم روي بياورند به مشاورين داخلي؟

مشوره باخارجي وداخلي بدنيست، من فرق نمي بينم دراين ميان كه هم باخارجي مشوره شود هم با داخلي، امامشوره بايد تعريف شود كه چه وقت ودرچه رابطه است ومشاورهم تعريف شود كه چه كسي وچگونه است؟‌

مهم ترين ضعف پروسه اقتصادي دولت دركجا است؟

درعدم مديريت آن. درمجموع پروگرام اقتصادي افغانستان مديريت وجود ندارد، تاحال، كارها پراكنده است وهم اين كارها بسيار نمادين وسمبوليك بوده است، اما مجموعاً يك استراتژي واحد را طي نكرده است، واستراتژي را هم كه ساختند خارجي ها ساختند بنام انكشاف ملي كه خود افغانها هضم هم كرده نمي توانند وقدرت تطبيق آن راهم ندارند وزمان راهم درك كرده نمي توانند، اصلاً افغانها حرفي را مي زنند كه دردوسيه ها است نه درمتن جامعه.

شما حاضر هستيد كه جبهه ملي را رها كنيد؟

هروقت كه احساس كنم جبهه ملي باكارنامه هاي مردم افغانستان مخالف است وبه ضرر مردم است، طبعاً جبهه براي من يك دين ويك آيين نيست. واگر احساس كنم به نفع مردم است جدي حمايت مي كنم. اما ازآدمهاي مذبذب نيستم. طبيعي است، مادامي كه به نفع مردم ووطن پيش مي رويم، جبهه يك آدرس براي همه مردم است. اگر احساس كنم كه كج مي رويم رهايش مي كنم. چون ديگران هم حق دارند ما هم حق داريم. ما نمي توانيم رجز خواني هاي دروغين كنيم.

فكرمي كنيد تا چه زماني جبهه ملي دوام پيدا كند؟

به نظر من جبهه اين بار، طولاني دوام مي‌كند. البته نه به خاطر پخته گي خود ما، بلكه بخاطر خامي رقباي ما، وبدليل خطري كه كشور را تهديد مي كند. اين مسئله توأم با تجاربي كه كم وبيش احزاب پيدا كرده اند، عواملي هستند كه سبب بقاي جبهه مي شوند.

 چند مورد از ضعف هاي جبهه ملي را افشا كنيد

يكي ازضعف هاي عمده اش اين است كه امكانات ندارد. برغم هياهو ونامردي ها وبي انصافي هايي كه برخي افراد ومجموعه ها برمتهم ساختن جبهه مي كنند، فعلاً توان ساختن يك نشريه را نداريم. ومشكل دوم جبهه، اين است كه به عنوان يك اپوزيسيون عمل نمي‌كند. بين اپوزيسيون وبين حكومتي بودن حركت مي كند. كه اين باعث شده، حكومتي ها هم فريادشان برآيد كه چرا صف خودتان را معلوم نمي كنيد كه چوكي ها را به ماتخليه كنيد وهم براي يك تعداد شلاق خورده گان ازاين حكومت كه از دست حكومت، رنج كشيده اند، اين وضعيت خسته كننده است. مردم مي خواهند كه بياييد درميان مردم ايستاد شويد، حكومت يك فحش داد شما ده فحش بدهيد. حكومت يك رد كرد شما ده رد كنيد از اين حالت بيرون شويد كه چهار نفر آدم مفت خور شما را توهين كند. عملاً ازما تقاضا شده است. اين خط وسط نگهداشتن براي ما خيلي سخت است. ما ناچار شده ايم كه خود را به همين حالت حفظ كنيم. اين هم يك مصلحت است. بناءً جبهه درحالتي خود را نگاه داشته كه خيلي ضعف آن را نشان مي‌دهد.

شما به عنوان سخنگو بسيار موفق هستيد اگر درسخن گفتن مقايسه اي كنيم ميان شما وآقاي كرزي، آنها درصحبت كردن كمي ضعف دارند...

جناب آقاي كرزي، رئيس جمهورما است وكار رئيس جمهور تنها سخنراني نسيت، وآنها دريك جايگاه حقوقي قراردارند كه صحبت كردن بخشي ازكارشان است. بلكه كارشان اداره ومديريت افغانستان است وبه نظر من سخنران خيلي خوب هم هستند، كه برعلاوه از دري، هم به زبان انگليسي خوب گپ مي زنند وهم به زبان پشتو.

ازجمله تخصص هاي آقاي كرزي، يكي هم اين را مي گويند كه مهارت بسيار خوبي دارد كه شخصيت هاي كلان را زود بازي بدهد اين موضوع را تفسير كنيد.

اين تعبير البته مي تواند به يك شكل ديگري هم مطرح شود وآن اينكه آيا به تعهدات خود عمل مي كند، يانه؟‌ چندبار با رئيس جمهور، اين بحث را مطرح كرديم كه يك كمي با استراتژي عمل كنيم نسبت به قضايا، آدم سعي كند كه نقاط مورد قبول را شناسايي كند، وخيلي دقت شود براي تاييد كردن ونفي كردن. دربحث رد وقبول قاطعيت به كار است. فكر مي كنم كه آقاي كرزي وقتي كه درحمايت ها و رد كردن هاي خود مصلحت هاي شخصي خود را درنظر مي گيرد، باچنين سوالات برمي خوريم كه شمامطرح كرديد.

من اين طور استنباط كردم كه آقاي كرزي بيشتر يك شخصيت مصلحت انديش است تا واقعيت نگر، صحيح است؟

بله، مصالح را درنظر مي گيرد اما يك نكته را بايد درنظرداشت كه مصلحت هم بايد تعريف شودكه مصلحت درچه است وتشخيص مصلحت هم كاري مهم است. اما درمديريت هاي كلان انسانها چاره اي ندارند كه مصلحت ها را درنظر نگيرند، ليكن بايد مصلحت ها، واقعاً مصلحت باشند برخي مصلحت هايي كه رئيس جمهور درنظر گرفته، مصلحت نبوده است.

  چراموضعگيري جبهه ملي دررابطه به جنجال كوچي‌ها بامردم مناطق مركزي بسيارضعيف بود؟

برعكس؛ موضع جبهه ملي بسيار روشن بود اين موضوع درسطح شوراي رهبري جبهه مطرح شد. كه بسيار مسؤلانه وملي برخورد كرد. صرف نظر ازعلايق قومي، برخورد بسيار جدي كردند وبعد مايك پرس كنفرانس گرفتيم، وبه اطلاع همه رساندم. برعلاوه باسفراي كشورهاي مختلف موثر درفغانستان وباملل متحد، با مردم وناتو صحبت كرديم ونهايتاً مجلس مشتركي را بين بزرگان ونمايندگان مردم بهسود وداي ميرداد وبين بخشي ازكوچي ها داير كرديم، ودراين مجلس ازملل متحد نماينده خواستيم. بالاخره يك جبهه به همين اندازه تلاش مي كند. وروي يك مكانيزم توافق كرديم كه 50 نفر نمايندگان كوچي و50 نفر ازمردم هزاره با حمايت UN مستقيم درساحه بروند ويك مذاكره هم صورت بگيرد. وقتي كه تلاش هاي جبهه فشرده شد، حكومت متوجه ضعف هاي خود شد وتلاش كرد كه ازقافله عقب نماند. وتلاش كرد كه ضعف هاي خودرا پنهان كند وبه تلاش هاي خودسرعت داد.

حاضر هستيد كه با شوراي متحد ملي ائتلاف كنيد؟

صريح بايد بگويم كه جبهه ملي يك جبهه ايديالوژيك نيست كه همه به اساس ارزش هاي فكري به هم جمع شده باشند. يك جبهه سياسي است كه سر وجوه مشترك سياسي صورت ميگيرد كه ازيك درصد شروع مي شود تاصد درصد، شوراي متحد درداخل افغانستان يك واقعيت است وبيشتر هم مشخصه آنها اين است كه مجموعه جوانان پرانرژي دردرون شورا وجود دارد. بناءً ما مي توانيم بادرنظرداشت وجه مشتركي كه داريم درآينده باهم تفاهم، وهمكاري داشته باشيم كه امروز هم روابط داريم. ما تماميت خواه نيستيم. ما به رئيس جمهور هم بارها پيام داديم كه براي مصالحه مملكت بسيار مهم است. يعني داشتن جبهه به معني دشمني نيست بلكه ما مي خواهيم فرهنگ سازي كنيم. مجموع اعمال وگفتار ما را اززماني كه جبهه تشكل شده اگر در نظر بگيرند، بارها ما سعي كرديم كه فرهنگ بسازيم. مابا كسي مقاطعه نمي كنيم. كرزي تاسال 2009 رئيس جمهور است وما كوشش كرديم كه نظام سبوتاژ نشود. بناءً جبهه ملي باهمة جريانات سياسي روابط نيك داشته ودارد.     

                    تشكر

  نوشته شده در  ساعت   توسط حسینی مدنی  | 

براثر يك انفجار مهيب در ولايت بغلان بیش ازصدنفر جان خود را از دست دادند، كه درآن ميان تعداد زیادی از شاگردان مکاتب و شش تن از اعضاي مجلس نمايندگان نيز شامل مي باشند.

اعضاي شوراي ملي كه در اين حادثه به شهادت رسيدند، عبارتند از:

سيدمصطفي كاظمي سخنگوی جبهه ملی (پروان)

انجنير عبدالمتين (هلمند)

صاحب الرحمن همت (كنر)

محمد عارف ظريف (كابل)

نازكمير سرفراز (كندز)

صبغت الله ذكي (تخار)

جبهة ملي افغانستان در نخستين واكنش خود، برنامه امنيتي دولت را به نقد گرفت و اتهام وارد كرد، كه مسؤولين امنيتي به وظايف خويش عمل نكرده اند.

برهان الدين رباني رئيس جبهة ملي افغانستان در جمع روزنامه نگاران گفت: دولت در موارد امنيتي به چشم يك تماشابين مي نگرد، و هر روز ما شاهد سقوط ولسوالي ها بدست مخالفين مي باشيم.

شوراي متحد ملي كه خود را نهاد اپوزيسيون مي داند، در اعلاميه يي كه به نشر سپرده، از اين واقعه به "جنگ قدرت" تعبير نموده و از آن بعنوان "به صدا در آمدن زنگ خطر براي دموكراسي و آزادي فعاليت هاي سياسي" خوانده است.

حزب اقتدار ملي كه رياست آن را آقاي مصطفي كاظمي بعهده داشت، شك و ترديد خويش را در اين مورد با اين پيشنهاد كه قضيه ا سوي كميسيون بين المللي به بررسي گرفته شود، ابراز داشته است. همچنان آقاي سانچاركي رئيس دفتر سياسي اين حزب در گفتگويي با خبرنگاران براي بررسي عادلانه قضيه خواستار آن شد، تا مسؤولين اداري و امنيتي ولايت بغلان به حالت تعليق در آيند.

همچنان رئيس جبهة ملي گفته است، تا اجساد شهدأ به طب عدلي سپرده شوند، زيرا گزارشاتي وجود دارد، كه پس از حملة انتحاري، فيرهاي زيادي به سوي جمعيت مردم صورت گرفته است.

دكتر پيكان حيدري عضو شوراي ولايتي بغلان كه اجساد را در بيمارستان پلخمري از نزديك ديده است، مي گويد، بيش از چهار تا پنج مرمي بر بدن سيدمصطفي كاظمي اصابت كرده است.

اين حادثه موجب شد، تا آقاي كرزي نيز نتواند سهل انگاري مسؤولين امنيتي را توجيه نمايد. موصوف سه روز را بدين مناسبت "عزاي ملي" اعلان داشت.

موضعگيري طالبان در اين مورد تازه است، اين گروه چند مرتبه از قبول مسؤولين اين حادثه سرباز زدند و اين خود پرسش هايي را ايجاد نموده است و جانب دولت بيشتر مورد سؤظن قرار گيرد.

  نوشته شده در  ساعت   توسط حسینی مدنی  | 

پس از 60 سال استقلال پاكستان، اين روزها دشوار ترين روزهاي حيات سياسي اين كشور مي باشد.

مراكز طالبان از مناطق قبايلي به ساير مناطق اين كشور گسترش يافته و ناامني ها به اوج خود رسيده اند. پس از حادثه لال مسجد اسلام آباد بيش از 40 حمله انتحاري در پاكستان ثبت شده است و صدها نفر به قتل رسيده اند.

در مناطق وزيرستان، ارتش پاكستان با طيارات جنگي و اسلحه سنگين به پيشواز جنگي تمام عيار رفته است. به باور بسياري از كارشناسان اكنون اگر پاكستان 500 هزار نيروي نظامي خويش را نيز به كار بگيرد، توان مهار ساختن تروريسم طالب و القاعده را نخواهد داشت، روحيه ارتش اين كشور كاملاً از بين رفته است و به كرات ديده شده كه آنها در گروه هاي بيش از صدنفري تسليم طالبان مناطق قبايلي شده اند.

اين روزها بحران اعتماد در پاكستان به اوج رسيده است، سياستمداران به هم بي باور شده اند، مردم نسبت به حكومت هيچ اعتمادي ندارند، بين حكومت و سازمان استخبارات پاكستان اختلاف موجود است، بين نهادهاي دولتي هيچ هماهنگي موجود نيست، حتي پرويز مشرف به خود نيز بي باور شده است. بين سياستمداران و نظاميان نيز كشمكش هاي فراوان و اختلافات زيادي هماره موجود بوده است. بناءً بادرنظرداشت تمامي مشكلات پاكستان، اعلام وضعيت اضطراري از طرف مشرف خود بيانگر وخامت اوضاع در اين كشور مي باشد. و دستگير نمودن ها و محبوس ساختن ها و جار وجنجال هاي پس از آن در چنين شرايطي صورت مي پذيرد.

اما اوضاع فعلي، به يقين وخيم تر از آنچه هست خواهد شد. پاكستان در حال انفجار است و آينده اين كشور غير قابل پيشبيني است. متأسفانه تحولات پاكستان هميشه تاثيرات مستقيمي بر افغانستان داشته است با انفجار اين بمب خطرناك، قطعاً پوكه ها يا چره هايي از آن، نصيب افغانستان خواهد شد.

عده اي افغانها كه به دليل رذالت هاي پاكستاني ها و مداخلات اين كشور در افغانستان با ديده خشم به اين كشور مي نگرند از آتش كنوني كه دامن خود پاكستاني ها را گرفته چندان ناخوشنود نمي باشند، اما عده اي واقع نگرانه تر انديشيده و پيامد هاي منطقوي اين ناآرامي را نيز به تحليل مي گيرند، هم چنان كه جامعه جهاني نيز با دقت خاصي متوجه تحولات دروني پاكستان گشته اند.

سياستمداران نظامي پاكستاني برعلاوه اينكه در افغانستان به بازي خطرناكي دست زدند، حاميان غربي خويش را نيز به سُخره گرفتند يعني لقمه اي بزرگتر از دهان خود برداشتند كه اكنون گلوي آنان را سد نموده است.

آنان از يك طرف ظرف چهار سال گذشته در حدود 15 مليارد دالر تنها از امريكا در قبال جنگ با تروريسم گرفتند و از جانب ديگر با سياستي احمقانه به تقويه و تجهيز طالبان پرداختند. كشورهاي غربي برخلاف افغانستان، خواهان تداوم بحران در پاكستان نمي باشند چرا كه پاكستان مهد افراط گرايي ديني و مركز آموزش تروريسم است. غربي ها از آن مي ترسند كه با اوج گرفتن گروه هاي تند رو مذهبي، آنان به منابع تسليحاتي اتمي پاكستان دست يابند كه در آن صورت، وضعيت براي غربي ها بسيار دشوار خواهد بود، همچنانكه آينده امنيت و تماميت ارضي افغانستان در هاله اي از ابهام قرار خواهد گرفت. بناءً لازم است كه در يك اجماع عمومي به فكر راه حل خروج از بحران پاكستان بود.

با وجود آنكه قدرت و حكومت هميشه در بين دو گروه سياستمداران و نظاميان در پاكستان، سرگردان بوده است اما آن زمان كه نظاميان، خصوصاً باكودتا در اين كشور مستقر گشته اند كشورهاي منطقه در مجموع به تشويش افتاده اند بناءً بايسته است تا جامعه جهاني اكنون بيش از هر زمان ديگر متوجه پاكستان باشد.

اين كشور بيش از همه نيازمند دموكراسي است، با وجود آنكه پاكستان حكومت هاي زيادي را تجربه كرده، ليكن تاكنون، هرگز موفق به ساخت و توسعه يك حكومت دموكراتيك نشده است. رئيس جمهور فعلي اين كشور اكنون مبدل به يك ديكتاتور تمام عيار گشته و ارگان هاي ديگر دولتي حالتي فرماليته يافته اند. بناءً تحليلگران سياسي براين باور اند كه نظاميان مي بايد سياست و قدرت را رها نموده يا حداقل قدرت رابا ديگر سياستمداران پاكستاني تقسيم نمايند.

راه حل مهمي كه براي عدم تكرار بحران فعلي مطرح مي گردد آن است كه سياستمداران پاكستاني در سياست هاي اشتباه خود تغيير بياورند. آنان از يك طرف رابطه اي نزديك با امريكا و غرب برقرار ساخته و در حمله امريكا بر مواضع طالبان در افغانستان در كنار آنان همكاري نمودند و باعث خشم افراطيون مذهبي شدند و از طرف ديگر به تقويت و تجهيز طالبان و گروه هاي افراطي برعليه قرار گرفته و اين همان لقمه گلوگيري بود كه اكنون در حال خفه ساختن آنان است. لذا مي طلبد تا سران پاكستان در مواضع خويش نسبت به طالبان و عناصر افراطي شدت عمل بيشتري به خرچ دهند و از طرفي در ميزان مناسبات خويش نسبت به غرب بازبيني بيشتري نمايد چرا كه پاكستان مهد افراط گرايي مذهبي است و افراطيون مذهبي را ياراي پذيرش رابطه اي تنگاتنگ با غرب نمي باشد.

نكته مهم ديگر در اين جا،‌ نقش و تاثير انكار ناپذير سازمان استخباراتي پاكستان، در بحران موجود و نيز در ايجاد بحران هاي منطقوي است. اين سازمان در ميزان قدرت و نفوذ در حكومت و سياست، نوسان داشته است. آي.اس.آي وامدار جنرال ضياالحق مي باشد كه غالباً عناصر راديكال را در خود جاي داده است اگر بين سياستمداران و نظاميان پاكستان در تقسيم قدرت تعادل برقرار نشود، اين بحران و وضعيت كماكان ادامه خواهد داشت و مردم سالاري توهمي بيش نخواهد بود.

به نظر مي رسد كه روزهاي تاريك پاكستان همچنان پايدار بماند. اين روزهاي تاريك ثمرة خودخواهي ها و تنگ نظري هاي آنان است. قدرت مداران پاكستان مي خواستند تا روشنايي و افق روشن افغانستان را از مردم مظلوم ما بدزدند اما خود در چاه تاريكي افتادند كه برآمدن از آن بسيار دشوار مي نمايد.

  نوشته شده در  ساعت   توسط حسینی مدنی  | 

به عنوان اولين سؤال، خودتانرا چگونه معرفي مي نماييد؟

دراول بايد بگويم كه عبدالستار خواصي بندة خداوند«ج» ودوم اين كه توصيف را مي گذارم به ديگران بايد ديگران در مورد ما قضاوت نمايند، چرا كه خود صفتي پيشة مردان نيست، فقط همين قدر كه يك بندة خاكي ودرخدمت دين ووطن هستم.

دردوره جهاد دركدام يك ازاحزاب جهادي عضويت داشتيد؟

سن بنده 35 سال مي باشد.درسال 1371 كه جهاد مقدس افغانستان به پيروزي رسيد، در آن زمان من صنف دوازده بودم نمي گويم كه من درصفوف مجاهدين جهاد مسلحانه كرده ام درزمان نجيب من دريكي از مدارس جهادي بودم، درهرگروپي ازمجاهدين چه حزب چه جمعيت يااتحاد اسلامي مي بود ويا هم حركت اسلامي مي بود، ومعمولاً با همين ها سروكار داشتيم.

بايد بگويم كه جهاد تنها يك امر مسلحانه نيست. اگر كسي با زبان خود مي خواهد دربرابر هر ظالم كافر جابري حقايق  را بيان بدارد خود جهاد است. وبنده هم از يك خانواده مجاهد هستم، برادرم مجاهد بوده، پدرم مجاهد بود كه زندان پلچرخي را سپري كرد وناخن هاي شان را در آن جا كشيدند.

بنده در برابر جهاد ومجاهدين اراده نيك دارم واز آرزوهايم يكي هم اينست كه درآخر عمر مرگ شهادت را نصيب ما بگرداند كه در آن رضاي خداوندي نهفته است.

درداخل پارلمان باكداميك از رهبران جهادي نزديكتر هستيد؟

درشوراي ملي رهبران جهادي داريم كه بزرگتر و مسن تر آنها رئيس دولت اسلامي وقت استادبرهان الدين رباني هستند ودرپهلوي شان استاد سياف است كه هر دوي شان برايم قابل قدر هستند.

ازجايگاه فعلي ووضعيت مجلس نمايندگان راضي هستيد؟

پارلمان افغانستان يك پارلمان جوان است و بعد از سي ودوسال ايجاد شده ومتأسفانه كارهايي را كه بايد انجام ميدادهنوزنتوانسته است، گرچه دربحث قانون گذاري و در بخش اراده مردم كارهايي شده است،ولي واقعيت اين است كه شكست وريخت در هر اداره وارگاني كه تازه تاسيس مي شود وجود دارد.

ازنظر بعضي از صاحب نظران، پارلمان يك مجمع بي صلاحيت است شما مي پذيريد؟

طوري كه قبلاً گفتم ما دربخش قانونگذاري دستاوردهاي خوبي داريم، كه پارلمان واقعاً دردها و تمثيل اراده مردم مي باشد. آلام مردم را انعكاس داده، ودرحل مشكلات مردم كوشش هايي كرده اند. ولي مردم و اصحاب نظر مسايلي را كه به ارتباط پارلمان بيان مي‌كنند، دريك مورد وآن هم دربخش نظارت براعمال حكومت مي‌باشد ومسايلي كه ازجانب دولت رد شده كه ما هم به نوبه خود متأثر هستيم.

دربخش نظارت براعمال دولت دو وزير را نسبت عدم درايت وكفايت وكارآيي ومديريت شان سلب اعتماد كردند. بايد بگويم كه اين تنها يك مورد مي باشد و درموارد ديگر اين طور نبوده كه همة‌موارد از سوي قوة اجرائيه رد شده باشد. صرف دوسه مورد مي‌باشد كه يك مورد آن را به شما اشاره كردم.

شما دررابطه به وزراي سلب اعتماد شده صحبت كرديد؛ چرا دولت دررابطه به داكتر سپنتا رأي مجلس نمايندگان را نپذيرفت؟

دكتر اسپنتا استدلال مي‌كرد كه گويا مسايل مربوط به مهاجرين به ايشان ربطي ندارد. درحاليكه مادة‌(35) قانون اساسي صراحت دارد كه اتباع افغانستان چه درداخل وخارج حق زندگي وتحصيل را دارند كه اين امور به عهده وزير خارجه مي باشد. برخي افغان‌هاي مقيم درايران از بلند منزل ها پرتاب شدند ووضعيت بسيار رقت باري داشتند و به جبر واكراه ازجمهوري اسلامي ايران اخراج شدند. حداقل بايد روابط دپلوماتيك خود را استحكام مي بخشيدند وآنها را قانع مي ساختند كه كشورما درحال حاضر پذيراي اين قدر سرازير شدن مهاجرين ما نيست وخودشان گفتند كه من از موافقتنامه سه جانبه خبر نيستم.

وچند روز بعد مسئولين پايين رتبه آن وزارت از موجوديت اين توافقنامه خبر دادند كه اصلاً وزير صاحب امور خارجه خبر نبود. وآنها موارد زيادي را كه به آنها ارتباط مي گرفت دليل مي گرفتند، وچنانچه وزير خارجه آلمان هم به كشور ودراين مورد اظهاراتي داشتند وفيصله مجلس را ناقص اعلام كرد كه اين اظهارات وزيرخارجة آلمان مداخلة صريح درامور داخلي كشورما مي باشد. وما هم اين مداخله ها را تقبيح كرديم وهيچ گاهي هم به هيچ كسي اجازه نمي دهيم كه درامورداخلي وكشورما مداخله كند و روي تصميم هاي ما آنها صاحب نظر باشند و نظر بدهند.

سرانجام جنجال نمايندگان با حكومت برسر مسأله وزير خارجه به كجا خواهد رسيد، آيا مجلس نمايندگان حاضر است تا از فيصلة خودصرف نظر نمايد؟

دراول بايد بگويم كه حكومت بايد به فيصله هاي پارلمان ارج بگذارد و ماهم از فيصله هاي خود عدول نخواهيم كرد. بايد حكومت به فيصله هاي پارلمان عمل كند.  به خاطر اين كه اكثريت نمايندگان برحق مردم كشور رأي سلب اعتماد خود را به صندوق هاي آقاي سپنتا ريختند. به اين معني كه ما ديگر دوكتور اسپنتا را به عنوان وزير نمي پذيريم، بناءً من مي گويم كه مجلس به فيصله هاي خودكماكان مصمم وايستاده است وفيصله هاي خود راموكول نمي‌كند.

شما دو وزير كابينه را سلب صلاحيت كرديد، ولي هنوز هم آنها بعد از گذشت ماه ها درچوكي هاي وزارت باقي مانده وبه وظايف شان ادامه مي دهند.پس نقش مجلس نمايندگان چيست وچه معني دارد؟

پارلمان نقش خود را ايفا كرده ونقش خود را دارد، سوال شما بجا است كه باوجود سلب اعتماد دو وزير كابينه كه يكي به صفت سرپرست ودومي هم به عنوان وزير متصدي همان امور هستند.

 آيا به نظر شما وپارلمان، آنها مشروعيت حقوقي دارند؟

نخير؛ من درمصاحبه هاي متعدد خود گفته ام كه سر از همان تاريخ 22ثور سال روان كه دو وزير محترم سلب اعتماد شدند؛ تمام مراسلات، مكاتيب وميثاقهايي كه ازجانب اين ها به امضا مي رسند وتوافقتنامه هايي كه به امضا مي رسند ازجانب اين ها كاملاً فاقد ارزش حقوقي مي باشند. كسي كه اهليت حقوقي نداشته باشد، چطور مي تواند اسناد با اعتباري كه به سرنوشت مردم وحكومت وكشور ارتباط مي گيرد را به امضا برساند.

يك طرف اين قضيه(249) نماينده مردم است و طرف ديگر شخصي است بنام رئيس جمهور، چرا پارلمان تا اين حد ضعيف است ؟

بايد بگويم كه پارلمان هيچ گاهي هم ضعفي ندارد، وفيصله هاي پارلمان قانوني است وآن فيصله ها تطبيق مي شوند و بايد تطبيق شود؛ اگر نشود باز اين مربوط مي شود به مجلس عمومي كه تصميم خود را درآن مجلس بگيرند.

پس عيب كار دركجاست؟‌

عيب كار در اين است كه ازجانب قوه مجريه پذيرفته نمي شود و محترم رئيس جمهور هم دراطراف شان مشاوريني دارند كه مسأله را برايش وارونه جلوه مي دهند. وايجاب اين را نمي‌كرد كه مسأله به دادگاه عالي كشور راجع مي شد. وخلاف قانون فيصله صورت گرفت. درمورد تصميم گيري دادگاه عالي مسايل مشخص ديگري وجود دارد. مسأله سلب صلاحيت از وزرا... از صلاحيت هاي خودپارلمان است.

درمواردي كه رئيس جمهور مسايل را به تفسير روان مي‌كند موارد مشخص وجود دارد. به نظر من موضوع سلب صلاحيت از مواردي اند كه درحيطه صلاحيت‌هاي خود پارلمان است و به دادگاه ارجاع نمي شود. باتأسف كه چهار اطراف رئيس جمهور را مشاوريني گرفته اند كه مشوره هاي شان به صلاح و فلاح نمي باشد. 

يعني دانش سياسي رئيس جمهور، اين‌قدر ضعيف است كه بايد هر مشوره اي را بپذيرد؟

من نمي خواهم اتهام وارد نمايم كه دانش سياسي رئيس جمهور ضعيف است طبعاً تشخيص رئيس جمهور اين است كه افراد شايد دربخش هاي شان وارد هستند، ومشوره هاي شان معقول است. ودرجواب شما بگويم كه بايد رئيس جمهور درمورد مسأله توجه جدي نمايند واطرافي هاي خود را بگويد كه برايم مشوره هاي درست وبه جا بدهيد. به خاطري كه فيصله هاي شورا مطابق قانون اساسي است. تيري كه ازكمان رفت باز دوباره بدست نمي آيد. من معتقدم كه مشاوريني كه همچو مشورت هاي نادرست را به رئيس جمهور داده اند، حالا از فيصله هاي شان جداً پشيمان هستند زيرا اين مسايل صلاحيت هاي پارلمان است نه دادگاه عالي.

مثل آفتاب روشن است كه رئيس جمهور در صدد آن است، تا برپارلمان تسلط داشته باشد وتعدادي از وكلا را هم با خود دارند.

گپ شما درست است. اگر دراين موارد مسايلي احساس شده باشد، ولي وكلا تصميم خود را گرفته اند. اگر واقعاً كسي خواسته باشد بالاي شورا و در درون شورا اعمال نفوذ نمايد، خلاف قانون است وهيچ كس اين اجازه را ندارد، ما تسلط كسي را برشورا نمي پذيريم وبه كسي اين اجازه را هم نمي دهيم.

مي گويند، مداخله رئيس جمهور درامور شورا به دليل مشكل ايشان با رئيس پارلمان است، مي خواهم به صورت شفافتر براي ما بگوييد

به صورت بسيار شفاف بايد بگويم كه چون جناب قانوني صاحب رهبر اپوزيسيون بود،  ولي وقتي كه به حيث رئيس شوراي ملي (ولسي جرگه) عرض اندام واعلان نمود كه ديگر رهبر اپوزيسيون نيست. اين بدين معناست كه كشور ومردم ديگر مي توانند ازطريق مخالفت راه فلاح را دريابند. همين بود كه اعلان كردند كه ديگر مخالف نيستيم.

بناءً اگر مخالفت ها پيدا مي شود وكساني كه مي خواهند مخالفت بكنند به خاطر يك شخص اگر مي خواهد مخالفت با احمد و محمود داشته باشد وفيصله ها را ناديده مي گيرد واقعاً ظلم است.

شما در بين دوشخص به نام آقاي كرزي وآقاي قانوني كدام يك را ترجيح مي دهيد؟

اگر بگويم كه آقاي قانوني را ترجيح مي دهم باز مي گويند كه آقاي كرزي دررأس سه قوه قراردارد ودراين بحث قانوني صاحب شايد بگويد كه من آمر مستقيم تو هستم رئيس ولسي جرگه (پارلمان) هستم. به نظر ما كسي را ترجيح مي دهيم كه به منافع علياي كشور فكر مي‌كند ومي انديشد. چه آقاي كرزي باشد و يا آقاي قانوني فرقي به حال ما نمي‌كند. كسي باشد كه به درد مردم و دين بخورد هركسي كه باشد برادرماست.

بسياري از وكلا هم مي‌گويند كه رئيس جمهور بالاتر از صلاحيت هاي شان درامور پارلمان مداخله مي نمايد.

صرف دريك مورد كه دربارة‌ دوكتور اسپنتا است در آن شكي وجود ندارد، دلايلي داشتند كه نپذيرفتند.

دخالت درتعيين رئيس پارلمان، ديد و بازديد درجريان رأي گيري روسا ووزراي حكومت با بعضي ازوكلا و... مداخله درامور پارلمان نيست؟

هميشه هركسي كه رئيس جمهور مي باشد مي خواهد كه درپارلمان نفوذ داشته باشد، ودراين شكي وجود ندارد، دقيقاً هر وزير ويا رئيس را كه رئيس جمهور به پايان جهت رأي گيري معرفي مي‌كند؛ يقيناً مسأله كمپاين هم حق مشروع شان مي باشد. كمپاين بايد بكند. اين را مداخله درامور پارلمان نمي دانيم واگر كسي درپارلمان طرفدار رئيس جمهور باشد فرقي نمي‌كند. چون پارلمان يك ميدان سياسي است درزمان شاه هم چنين مروج بوده است.

ازتغيير وتبديلي ها دربخش هاي امور اداري پارلمان راضي هستيد؟

نخير راضي نيستم، در اين شكي نيست چون اين تغيير وتبديلات قبل ازمن صورت گرفته چون سال پار كه من منشي پارلمان نبودم روسا تعيين شد، ولي از سروصداي تعدادي از وكيل صاحبان اطلاع حاصل كردم كه دراين جا ضوابط برروابط چربي دارد وكارهايي صورت گرفته است.

درارتباط پارلمان درست اطلاع رساني صورت نمي گيرد ضعف ازكجاست؟

من اين راعدم توجه حكومت ميدانم، چرا كه در نشراتي كه صورت مي گرفت، كارهاي مثبت پارلمان كمتر انعكاس مي يابد، پارلمان تصميم دارد تاجهت انعكاس خوبتر وبهتر خويش وكاركردها دست به ايجاد يك نشريه بزند تا مردم آگاهي شان افزايش يابد.

چرا نظر تعدادي از وكلا بسيار زود تغيير مي‌كند، امروز ايستاده مي شوند كه ما استعفا مي دهيم ولي فرداي آن دوباره مي آيند و درچوكي هاي شان مي نشينند؟

اگر به ياد داشته باشيد درمطبوعات مصاحبه اي داشتم ازمن پرسيدند كه به تعداد (60) تن ازوكلاي محترم مي خواهند استعفا بدهند. من به جواب شان گفتم كه استعفا برايم محسوس نيست. واستعفا يك سند رسمي مي باشد ويك سند تقديمي كه تقديم نكرده اند به هيأت اداري شورا، استعفا حق وكيل نيست وحق ملت مي باشد. اين ها اول بايد بروند وملت را قناعت بدهند كه ما به همين دليل موجهي كه داريم استعفا بدهيم. اگر كساني مي خواهند استعفا بدهند بايد دليل خود را بگويند به خاطري كه مردم به ما رأي داده اند درشورا حضور داشته باشيم به نظر من استعفا راه حل نيست. وتأكيد كنيم كه فيصله هاي ما مورد قبول واقع شود. بعضي هاي شان به اين نظر اند كه فيصله هاي ما مورد قبول نمي شود.

وكلاي محترم بايد توجه داشته باشند كه به هرطريق ممكن بايد اعمال نفوذ كند و تا به فيصله هاي شان عمل شود، شما چه فكر مي كنيد اگر وكلا استعفا بدهند دولت آزرده مي شود؟

خواهش شخصي من از وكلاي محترم اين است تا دركرسي هاي خود حضور داشته و از فيصله هاي خود حمايت ودفاع كنند.

من از صحبت هاي شما چنين برداشت نمودم كه طرح استعفا وجنجال هايي كه درداخل شوراي ملي برپا مي شود به واسطه مداخله هاي حكومت درامور پارلمان است ودليلش هم اين است كه پارلمان نتوانسته است جايگاه و موقف اصلي خود را دريابد.

قبلاً هم براي شما گفتم كه ما در دو بخش مشكل نداريم يكي قانونگذاري ودوم دربخش رسيدگي به مشكل هاي مردم. تنها دربخش نظارت براعمال حكومت است گرچه رئيس صاحب جمهور درقسمت استاد اكبر وزير مهاجرين پذيرفتند، ولي درمورد وزير خارجه مشكل پيدا كرديم وتااكنون هم ادامه دارد. جنجال‌هاي ما درمورد ما به سلب صلاحيت وزرا تأكيد داريم وحكومت تأكيد مي ورزد اسپنتا درچوكي وزارت باقي بماند.

درموارد ديگر مشكلي نمي بينيم. استعفا كردن راه حل نيست. راه حل ها بايد ازطرق مختلف جستجو شود اگر بازهم نشد باز مي شود كه مجلس عمومي بايد درمورد تصميم بگيرند.
  نوشته شده در  ساعت   توسط حسینی مدنی  | 

اولين جرقه هاي تشكيل حزب كارگران كردستان يا پ.ك.ك را درتركيه، عبدالله اوجالان نهاد. او به سال 1978 تعدادي از همفكران خويش را در منطقه‌اي واقع درجنوب شرقي تركيه گردهم آورد تا آنان را با خود متعهد سازد تا براي شكل گيري كشوري خودمختار درمنطقه خاورميانه دست به مبارزه بزنند.

آنان تا سال 1984 به گونه سياسي وبا افكار ماركسيستي فعاليت داشتند اما از آن تاريخ به بعد به حمايت برخي حلقات خارجي دست به اقدام مسلحانه زدند، نزديك به پنج هزار نفر از آنان از تركيه به نواحي كردنشين عراق رفتند وجنبش هاي استقلال طلبانه خويش را درخاك عراق برعليه دولت تركيه استمرار بخشيدند. از آن زمان تاكنون بيشتر از 30 هزار نفر تلفات طرفين ذكر گرديده است. حزب كارگران كردستان تاحدي توانسته است تا افكار عمومي كردهاي منطقه را با خود همراه سازد. درچهار كشور تركيه- عراق- ايران وسوريه، جمعيتي فراتر از 15 مليون كُرد  وجود دارند كه غالباً خواهان داشتن كشوري مستقل مي باشند. عبدالله اوجالان به مرور زمان به قهرماني براي كردها مبدل گشت وچهره اي كاريزماتيك بين آنان يافت. هنگاميكه نيروهاي اطلاعاتي تركيه در سال 1999 او را درنايروبي كنيا دستگير نموده وبه تركيه انتقال دادند، شايع شد كه دردستگيري وي سازمان استخباراتي اسرائيل دست داشته است. اما به هرحال خبر دستگيري اوجالان آنقدر بربعضي كردها گران آمد كه برخي حاضر شدند تاخود را درانظار عمومي به آتش بكشند. با فشارحقوق بشر اروپايي وهمچنين به دليل تقاضاي عضويت از جانب تركيه به اتحاديه اروپا وسازمان ناتو، اين كشور حكم اعدام اوجالان را به حبس ابد تقليل داد.

كردهاي منطقه غالباً درنوار مرزي كشورهاي فوق الذكر سكونت دارند. حزب پ ك ك يا همان كارگران كردستان توانسته است تا ازطريق ترويج مفكوره هاي جدايي طلبانه خود نظر درصد فراواني از كردها را جلب نمايد. روش خشونت آميزي كه آنان با حمايت دست هاي پنهاني درپيش گرفته اند خشم برخي كشورها خصوصاً تركيه وايران را برانگيخته است.

يورش وقتل 15 نظامي ترك، آنچنان احساسات تند تركها را در پي داشت كه مردم تركيه با اجماع عمومي خواهان حمله وسيع برپايگاههاي پ ك ك درخاك عراق شدند وپارلمان اين كشور نيز با رأي قاطع، حمله بر اين گروه درخاك عراق را تصويب نمود. رجب طيب اردوغان هم به آمريكائيهايي كه تركيه را از حمله باز مي داشتند هشدار داد كه تركيه به مانند عراق وافغانستان نيست كه آمريكائيها هرآنچه مي خواهند انجام دهند.

ازجانب ديگر، پ ك ك با يورش به نيروهاي امنيتي ايران درسلماس چهار نفر نظامي ايران را كشته و هفت نفر ديگر را زخمي ساختند. اين گروه به شمول ناراضيان كُرد ايراني همواره دردسرهاي زيادي را براي حكومت مركزي ايران نيز به وجود آورده اند. به همين دليل وزير خارجه ايران درروزهاي اخير باارسال پيامي به مقامات تركيه، حمايت ايران را از اقدام نظامي تركيه برعليه پايگاههاي پ ك ك اعلام نمود.

دراين گيرودار يكي از جنرالان عاليرتبه آمريكايي درعراق به تركيه هشدار داد كه آمريكا از تماميت ارضي عراق دفاع خواهد كرد. به نظر مي رسد كه درصورت تداوم اين جنجالها، منطقه خاورميانه آبستن حوادث ديگري گردد كه پيامدهاي آن قابل پيشبيني نيست.

از هم اكنون روابط كشورهاي منطقه رويه جديدي به خود گرفته است. چندي قبل وزراي داخله 8 كشور ايران، عربستان، كويت، مصر، اردن، عراق، سوريه وتركيه دركويت گردهم آمدند و در بيانيه پاياني خويش شورشيان پ ك ك را مقصر آغاز بحران دانستند.

كشور تركيه اكنون به جديت يكي از شروط عدم حمله به عراق را تحويل دهي سران اين گروه خصوصاً مراد كاراييلان به تركيه ذكر نموده است كه باتوجه به حمايت هاي كرداي عراق درمنطقه اي خودمختار اين امر غير عملي به نظر مي آيد.

نكته قابل توجه دراين جا آنست كه ايالات متحده آمريكا بي ميل نخواهد بود كه دراين نطقه ازخاورميانه كشوري جديد به نام كردستان سر برآورد كه بر آن اساس، قسمتي ازخاك چهار كشور ازپيكره آن جدا خواهد شد. خصوصاً ايران دراين بين فشارهاي زيادي متحمل خواهد شد، ايالات متحده برمنابع انرژي دسترسي وكنترل بيشتري خواهد يافت.

درواقع هيچ يك ازكشورهاي سوريه- ايران- تركيه وعراق دوستان آمريكا نيستند. هرچند كه ايالات متحده درپايگاه اينجرليك تركيه، ادوات ونيروهاي نظامي خويش را مستقر ساخته بود، ليكن دراين اواخر روابط آمريكا وتركيه هم رو به سردي نهاده است.

شورشيان كارگران كردستان باتوجه به اوضاع جديد منطقوي ابزار خوبي براي آمريكا وغرب جهت امتيازگيري از كشورهايي مثل تركيه، ايران وحتي سوريه است. بناءً ازجانب آمريكا براي تداوم درگيري هاي ذهني وسياسي اين كشورها لازم است تا اين گروه جدايي طلب، همچنان بحيث يك آلت فشار درمنطقه باقي بمانند.
  نوشته شده در  ساعت   توسط حسینی مدنی  | 

برنامه هسته اي ايران دراين سالها وماهها همانگونه كه رئيس جمهور اين كشور گفته بود، همچون قطاري بدون ترمز به پيش مي رود. كشورهاي غربي دريك اجماع كلّي هماره خواهان توقف اين قطار بوده وبراي توقف آن ازهر اهرمي بهره جسته اند، اين اهرمها درزمان رياست جمهوري سيد محمد خاتمي باسياست هاي تشويقي براي تعليق غني سازي آغاز شد كه ايراني ها به آن اصطلاحاً سياست هويج وخرگوش ياتشويق وچماق مي گفتند كه براساس آن دربدل تعليق، غربي ها امتيازاتي را به ايران واگذار مي نمودند. اين امتيازات البته با تهديد هايي نيز همراه بود كه غالباً حيطه فني واقتصادي را دربر مي گرفت، دراين دوره ايران، كشوري انعطاف پذير بود كه باتشويق يا تهديد حاضر مي شد تا به برخي خواسته غربي ها تن در دهد. با پيروزي محمود احمدي نژاد؛ مسئله اتمي ايران به شمول سياست هاي خارجي اين كشور كمي پيچيده تر شد. چرا كه از يك طرف ايران به كوچكترين خواسته غرب نيز توجهي نكرد وازطرف ديگر صراحتاً خواهان محو رژيم اسرائيل از نقشه جهان گرديد. عدم انعطاف پذيري مسئولين ايراني دربرنامه هسته اي كه همراه باسفرهاي مقامات اين كشور وخصوصاً رئيس جمهور ايران به ميان مردم شهرهاي مختلف ايران جهت تحريك احساسات عمومي وايجاد عزم ملي بود، خشم دنياي غرب وخصوصاً آمريكا را برانگيخت وآنان را به اين فكر انداخت تاعكس العمل هاي خويش را نسبت به ايران باتندي تغييردهند.

آنان ابتدا با اعمال نفوذ خويش پرونده هسته اي ايران را از آژانس بين المللي انرژي هسته اي به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع دادند تا از اين طريق، هم سياستمداران ايران را تحت فشار گيرند، هم مردم اين كشور را به تشويش اندازند تا به مرور زمان بين دولت وملت ايران فاصله افكنند وهم راه را براي حمله اي نظامي بنابر اجماع عمومي كشورهاي قدرتمند برعليه ايران همواره سازند.

دراين مقطع؛ مسئولان نظام جمهوري اسلامي با اتكا به حمايت مردم، كشورهاي عضو كنفرانس اسلامي، سازمان عدم تعهد ودوعضو قدرتمند شوراي امنيت يعني چين وروسيه درمقابل غرب واسرائيل جبهه گرفتند.

غربي ها از طريق شوراي امنيت سازمان ملل دوبار ايران را با تحريم مواجه ساختند وباتبليغات فراوان سعي نمودند تا بربرخي كشورهاي عضو آژانس هم، برعليه ايران اجماع نظر بوجود آورند، ليكن تحريم ها وتبليغات نيز راه به جايي نبرد وايراني ها همان كردند كه مي گفتند. باتوجه به چندين سال، سياسي كاري ومذاكره وتهديد و... سياستمداران ايراني، درمقابل تدابير وسياستهاي غرب، واقعاً آبديده شده بودند.

به مرورزمان و با عدم نتيجه گيري آمريكا وغرب ازسياست هاي تشويقي و... آنان راه تهديد را درپيش گرفتند، به نحوي كه درمقاطع مختلف چندين بار حمله احتمالي آمريكا بر ايران، سخن روز محافل سياسي وبين المللي شد وتأثيرات عميقي برقيمت نفت وانرژي نهاد. ايراني ها نيز دراين فرايند بيكار نبودند وچندين بار با اجراي مانور هاي نظامي وآزمايش موشك هاي دوربرد موسوم به هاتف2و3 كه نزديك به 2000 تا 2500 متر برد داشتند و احتمالاً مي توانستند تا به مواضعي در غرب اروپا برسند، قدرت جديد نظامي خويش را به رخ آمريكا واسرائيل بكشند ودرآخرين مورد آن، با آزمايش جت جنگنده صاعقه كه نظاميان ايراني خود، آن را ساخته بودند وهمچنين طياره هاي بدون سرنشين كه برفراز ناوهاي غول پيكر آمريكايي درخليج فارس به پرواز درآمده وتصاوير همزمان آنرا به مراكز نظامي ايران ارسال مي نمودند به قدرت نمايي وخبرسازي پرداختند.

جنگ سي وسه روزه بين اسرائيل وحزب الله نيز نبرد غير مستقيم آمريكا وايران درگوشه اي از خاورميانه بود كه باشكست تحقير آميز اسرائيل، زمينه هاي عصبيت روز افزون آمريكا وغرب ازايران را بوجود آورد ودرتداوم ايجاد جنگ رواني بين اعراب وايران برسرمسأله عراق، لبنان وفلسطين، مسابقه جديد تسليحاتي را درخاورميانه به راه انداخت كه درپي آن آمريكائيها موفق شدند تاضمن تحريك عربستان وبرخي ديگر از كشورهاي عربي برضد ايران، مبلغ بيست ميليارد دالر اسلحه، تنها به عربستان بفروشند وسود سرشاري به جيب بزنند.

ازجانب ديگر آمريكائيها با جلب حمايت برخي ازكشورهاي اروپايي، سپر دفاع ضد موشكي را دربعضي كشورهاي شرق اروپا ايجاد نمودند كه از نتيجه اين اقدام، سياستمداران روسيه نيز به خشم آمده ولحن سخن خويش نسبت به آمريكائيها را نفرت آميز ساختند. پوتين دراجلاسي مهم دراروپا بالحني بي سابقه خطاب به رهبران آمريكا گفت كه آنان، به بهانه مبارزه با تروريسم، جهان را ناامن ساخته اند.

سپر دفاع ضد موشك آمريكا بهانه بسيار خوبي بود تامثلث ايران، روسيه وچين به همديگر بيشتر نزديك شوند. روسيه برعلاوه، تلاش‌هاي خويش را براي نفوذ بيشتر دركشورهاي آسياي ميانه افزايش بخشيد وديپلماسي اين كشور به همراه ايران، درافغانستان نيز فعالتر شد. كشورهاي فوق الذكر در پيمان همكاريهاي شانگهاي نيز به شمول برخي كشورهاي آسياي ميانه دورهم آمدند تاتحليل گران؛ پيمان شانگهاي را، سازماني ضدآمريكايي به تفسير بگيرند.

به هرحال ايالات متحده وهمپيمانان اين كشورهمواره بريك نكته تأكيد مي ورزند كه جمهوري اسلامي ايران، مصرانه به دنبال دستيابي به سلاح هاي اتمي است تا اسرائيل را نابود سازد وغرب را به چالش بكشد. آنان باتبليغات فراوان سعي برآن نموده اند تا بردلهاي مردم غرب، ترس ووحشت ازايران اتمي را مستولي سازند كه تاحدي، موفق هم شده اند. از جانب ديگر به نظر مي رسد كه اين تبليغات برسياستمداران كشورهاي ديگر، چندان اثري نبخشيده است وايراني‌ها توانسته اند بيش از پيش درحمايت از برنامه هاي هسته اي خويش، يارگيري نمايند. چندي قبل اجلاس كشورهاي حوزه درياي خزر درايران داير شد، اين اجلاس بهانه بسيار خوبي براي حضور ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه ناراضي به ايران بود، البته ناراضي ازآمريكا. اين حضور كه توأم با اظهارات حمايتي پوتين از ايران وبرنامه‌هاي هسته‌اي اين كشور بود، آنچنان خشم آمريكائيها را برانگيخت كه جرج بوش صراحتاً ازجنگ جهاني سوم نام برد. او درسخنراني خويش گفت كه اگر نخواهيم كه جنگ جهاني سوم شروع شود، نگذاريم كه ايران به جنگ افزارهاي اتمي دست يابد. سؤال اصلي اين مبحث آن است كه چه ميزان احتمال وقوع چنين جنگي وجود خواهد داشت؟ فاكتورها وپارادوكس هايي كه باعث چنين جنگي شود چه ها خواهند بود؟‌ سالها قبل، ساموئل هانتينگتون نظريه پرداز برجسته آمريكايي گفته بود كه اگر جنگ فراگير ديگري درسطح دنيا به راه افتد قطعاً، اين جنگ بين دوتمدن خواهد بود: اسلام وغرب. براساس اين نظر، اسلام جديترين رقيب وخطر براي تمدن فعلي غرب پنداشته مي شود. جنگ سرد وپيمان هاي نظامي ناتو وورشو تاحدي به غرب وآمريكا هويت مي بخشيد ونيروهاي غربي را باوحدتي قابل توجه دورهم جمع مي‌كرد، با فروپاشي اتحاد شوروي غرب بابحران مشروعيت مواجه شد وسپس اسلام را نشانه گرفت. رويداد 11 سپتامبر را، نظريه برخورد تمدنها، پيش بيني كرده بود وهمين واقعه باعث شد تا توجهات به سمت اين تئوري بيشتر جلب شود.

اما بافروپاشي امپراطوري شرق، دنيا به سمت تك قطبي شدن به پيش رفت، ايالات متحده كه مرد ديگري درميدان خويش نمي ديد، نظم نوين جهاني را درپيش گرفت وسعي نمودتا درهرجايي دست اندازي نمايد كه خاورميانه، شمال آفريقا، آسياي ميانه، و... ازجمله آن مناطق بودند. اما درراه تحقق ايده نظم نوين جهاني وپروسه هاي آمريكايي ديگر، بيشتر مخالفت ها ومقاومت ها ازجانب كشورهاي مسلمان، خصوصاً جمهوري اسلامي ايران صورت مي پذيرفت. به مرور زمان وبا تك تازي هاي آمريكا؛ برخي ديگر از كشورها به دنبال خروج دنيا از نظامي تك قطبي برآمدند. حتي كشورهاي اروپايي نيز ازموقعيت جديد آمريكا ناخرسند بودند، شايد يكي از دلايل شكل گيري يا انسجام بيشتر اتحاديه اروپا را بتوان همين عامل قلمداد كرد. كشورهايي نظير روسيه وچين نيز درمقابل قدرت روز افزون آمريكا حساس شده وبه تقويت سياسي، نظامي واقتصادي خويش درمنطقه وجهان پرداختند. بسياري از تحليل گران، كشور چين را به عنوان ابرقدرت آينده دانستند وبرخي ديگر حتي ايران را. ايران بواسطه اينكه توانسته است تا حدودي باسياستهاي ضد غربي واسرائيلي خويش توجه مسلمانان جهان را كه سالهاي سال است از تسلط اسرائيل وغرب احساس حقارت مي نمايند را بدست آورد، درمسايل اقتصادي روز به روز به خودكفايي نزديك گردد، درعرصه صنعت وتكنولوژي به پيشرفتهاي قابل ملاحظه برسد وتبديل به كشوري اتمي گردد. ديپلماسي اين كشور در راه يارگيري ها، حتي كشورهاي همجوار آمريكا را نيز دربرگيرد وحوزه اي ضد آمريكايي درآمريكاي لاتين، مشتمل بر ونزوئلا، كوبا، اكوادور و... را بنيان نهاده ياتقويت نمايد و حتي درعرصه جنگ افزاري نيز به دست آورد هاي خوبي دست يابد.

ديپلماسي قدرتمند وروابط سياسي واقتصادي گسترده ايران بااكثر كشورهاي جهان، اين كشوررا درجايگاه كاملاً متفاوتي باعراق، افغانستان، كشورهاي آسياي ميانه و... قرار مي دهد، چرا كه ورود آمريكا به كشورهاي ديگر وياحمله نظامي آن، واكنش هاي چنداني را برنينگيخته است؛ اما چرا حمله به ايران، ترس از جهاني شدن جنگ را به دنبال دارد؟

1- ايرانيها همانگونه كه تذكر داده شد دريارگيري ها، موفق عمل كرده اند.

2- ايران بواسطه ضديت بااسرائيل وآمريكا مركز توجه بسياري ازمسلمانان جهان است.

3- ايران درخاورميانه خصوصاً عراق وحتي افغانستان داراي امكانات وتوانمندي هاي فراواني برضد آمريكاست. كشور سوريه، همكار «استراتژيك ايران وحزب الله و... نيروهاي طرفدار ايران دراين منطقه است.

4- بسياري ازكشورهاي غربي نيز از حمله نظامي به ايران نگرانند.

5- بسياري ازكشورهاي عضو جنبش عدم تعهد ازايران حمايت خواهند كرد.

6- ايران داراي آن توانمندي نظامي است كه پايگاههاي نظامي آمريكا دركشورهاي اروپايي، آسياي ميانه، خاورميانه، افغانستان و... را مورد حمله قرار دهد.

7- بواسطه مخالفت باتداوم تك تازي آمريكا، روسها قطعاً از ايران حمايت مي دارند، دراين ميان كشورچين نيز بي كار وتماشاچي نخواهد بود.

8- ايران به كشورهاي دوست خود درمجاورت آمريكا نيز چشم ياري خواهد داشت.

9- جنگ آمريكا، قطعاً اسرائيل را به ميدان خواهد كشانيد. حمله مشترك اسرائيل وآمريكا برايران، قيام گسترده مسلمانان را باعث خواهد شد. باتمام آنچه دربالا ذكر آن رفت؛ جنگ جهاني سوم درصورت تداوم مناقشات غرب وشرق ويا تنش ميان غرب ودنياي اسلام، اجتناب ناپذير خواهد بود، اما اكنون هيچ كدام از طرفين، ميداني براي جنگ وروزنه اي براي پيروزي نمي يابند.

  نوشته شده در  ساعت   توسط حسینی مدنی  | 

سياست واستراتيژي رئيس جمهور برمبناي مشورت ومصلحت است

جناب داكتر صاحب، ازتحصيلات خود بگوئيد.

باتشكر از حضور شما در دفتر، دوره هاي ابتدايي را در ليسة مسعود سعد دركابل ودوره متوسطه را درليسه نادريه سپري كردم، دورة‌ليسانس را در دانشگاه كابل بودم. بعد از آن باتهاجم شوروي سابق وارد جهاد ومبارزه شدم، ده سال درجهاد به خدمت مردم بوده و بيشتر درقسمت فرهنگي سياسي سهم داشتم. تاسال 68 وخروج نيروهاي شوروي درجبهات بودم. سپس به ايران رفتم وفرصتي پيش آمد تا دردانشگاه علامه طباطبايي ودانشكده علوم اجتماعي دررشته ژورناليزم وارتباط جمعي درمقطع فوق ليسانس تحصيل كردم.

دراين دانشكده برجسته ترين اساتيد ژورناليزم وعلوم ارتباطات حضور داشتند مثل داكتر معتمد نژاد، كه پدر علوم ارتباطات ايران ناميده مي‌شود و دركشورهاي اروپايي هم بسيار شناخته شده هستند ومقاطع دكترا هم زير نظر ايشان درفرانسه انجام مي‌شود، من شاگرد ايشان بودم. وديگر استادان برجسته من داكتر بديعي، داكتر غفاري  داكتر حميد مولانا و... بودند كه از آمريكا مي آمدند وبراي ما تدريس مي كردند. تنها فرد افغانستاني بودم كه دردوره كارشناسي ارشد دراين رشته حضور داشتم ومجموع دانشجويان 10 نفر بودند. بعد از آن دانشگاه طباطبايي تصميم گرفت كه براي اولين بار دوره دكتراي علوم ارتباطات را راه اندازي كند. من از اولين ورودي‌هاي اين دوره بودم كه براي شش نفر دورهPHD  را شروع كردند و من تنها افغاني جمع بودم كه دركنار اساتيد دانشگاه هاي ايران درس خواندم. منتهي بعد از 4-5 سال كه دوره ختم شد، من آخرين مراحل تحقيقات تخصصي آن را پشت سر گذاشتم وخوشبختانه به حيث يك افغان؛ موفق شدم كه اولين فارغ التحصيل رشته علوم ارتباطات درمقطع دكتراي دانشگاه علامه طباطبايي باشم. مابقي اساتيد، بعد از من فارغ التحصيل شدند واين درتاريخ كارهاي علمي ايران ثبت شد. و روش تحقيقي من هم بسيار پيشرفته بود كه به روش «Q» معروف است كه تا آن زمان كسي در ايران هم اين روش را كار نكرده بود. كار تحقيقي من بررسي روند مطبوعات افغانستان وجهان بود واينكه نظام مطلوب مطبوعات افغانستان چه خواهد بود؟‌

وفعلاً اعتقاد من بر اين است كه درافغانستان، تجربه مطبوعات آزادي‌گرا بدرد ما نمي خورد. نظام وسيستمي كه مي‌تواند نياز امروز جامعه ما باشد تنها نظام مسئوليت اجتماعي مطبوعات است. مطبوعات آزاد، تجربه قرن نوزده است، اما سيستم مسئوليت اجتماعي، تجربه موفق‌تري است كه مربوط قرن بيستم مي شود.

ازنظر من شما به عنوان يك چهره علمي، از افتخارات جامعه‌ما هستيد؛ اما فعلاً مي‌خواهم ازمواقف رسمي شما بپرسم.

مهمترين موقف علمي من؛ به حيث يك خدمتگذار دردانشگاه كابل و به عنوان استاد در دانشكده ژورناليزم است اين بالاترين موقف من است كه به آن افتخار مي كنم. هم‌چنين به عنوان سرپرست كميسيون راديو تلويزيون ملي هم هستم و عضو بورد خاص مشورتي رئيس جمهور درتعيينات مقامات عالي‌رتبه دولتي نيز مي‌باشم.

با كدام نشريات، بيشتر همكاري قلمي داريد؟

براي من فرقي نمي كند. اما نشرياتي كه بيشتر ازمن مطلب مي گيرند؛ نشريه چراغ بود، انيس، غرجستان، راه نجات و... هم مي باشند.

اما شما ازپيام مجاهد نام نبرديد؛ چرا مضامين تان را به پيام مجاهد روان نمي كنيد؟

با اين تعاملي كه شما ايجاد كرديد وتشريف آورديد؛ اگر از قلم شكسته من چيزي برآيد، حتماً براي پيام مجاهد هم مي نويسم.

شما اشاره كرديد كه دربورد خاص مشورتي رئيس جمهور هستيد؛ واقعاً جناب آقاي كرزي؛ اهل مشوره كردن هستند؟

درمشورت كردن ايشان، شكي نيست. براي اينكه سياست واستراتيژي رئيس جمهور برمبناي مشورت ومصلحت است وعلاقه مندي ما اين است كه ايشان بيشتر مشوره‌هاي سالم را مورد عنايت قرار دهند. حضور مشاوران متعدد بيانگر اين است كه ايشان مشوره را خوش دارند. اما به شرطي كه مشاورين، مشوره درست به ايشان بدهند.

يعني مشوره هاي نادرست هم به رئيس جمهور داده مي شود؟

مشوره هاي نادرست گفته نمي‌توانيم؛ آنچه معلوم است؛ مشوره ها برآيند يك سري اطلاعات دقيق و تحليل صحيح است. چه بسا كه مبناي اطلاعات، مبناي خوبي نيست. اطلاعات، ضعيف است يا دست اول نيست. بنابر اين اگر اطلاعات، قوي نباشد، تحليل قوي نمي شود. وقتي تحليل، قوي نبود؛ مشوره ها ضعيف تر مي‌شود. ازاين لحاظ مي‌توانيم بگوئيم كه برخي مشوره‌ها، مشوره‌هاي كارشناسانه نمي باشد.

مشوره هاي غيركارشاسانه كه گفتيد؛ بيشتر ازجانب چه كساني داده مي‌شوند؟

من فكر مي‌كنم كه مشوره وشور از مفاهيم بسيار مهم وكليدي است. حتي خداوند به پيامبرگرامي اسلام كه عقل كل وهادي سُبُل است نيز مي‌فرمايد كه«وشاورهم في‌الامر» يا«وامرهم شوري بينهم» ولذا مشوره بسيار مهم است وپيامبر هم مشوره مي‌گرفتند. مبناي مشوره، تعقل ودانش است وكسي مي‌تواند مشوره بدهد كه دريك حوزه، تخصص داشته باشد. من نام نمي‌گيرم براي اينكه رشته ژورناليزم اجازه اهانت را نمي‌دهد اما به عنوان يك اصل مي‌توان گفت كه مشاور بايد متد و روش علمي را بلد باشد، وقت كافي وتجربه داشته باشد. رئيس جمهور، شخص اول كشور است، نظر رئيس جمهور مي‌تواند بركل منافع ملت تأثير بگذارد، بنابراين مشوره دهنده به رئيس جمهور بايد بسيار علمي، فني ومتخصص باشد.

فقط يك كلام بگوئيد دربين مشاورين آقاي كرزي آدم‌هاي غير مسلكي هم هستند يانه؟

دربين مشاورين آقاي كرزي هم مشاورين متخصص ومسلكي است وهم افراد غير مسلكي.

شما قبلاً اشاره كرديد كه رئيس جمهور اهل مشوره هستند؛ اما مشاور ارشد ايشان جناب مارشال صاحب فهيم صراحتاً گفتند كه كرزي تا حالا اصلاً با من مشوره نكرده اند!

درمنطق يك بحثي است كه مي‌گويد «اثبات شيئ نفي ما ادا را نمي‌كند» من ضمن اين‌‌كه مارشال صاحب را به عنوان انساني كه درصحنه سياست بوده به خود حق نمي‌دهم كه حرف ايشان را تكذيب كنم، اما اگر جناب رئيس جمهور با مارشال صاحب فهيم مشوره نكرده است به اين معني نيست كه باهيچ كس مشوره نمي‌كند. فعلاً مشاوريني هستند كه مي‌گويند، هر روز با رئيس جمهوري نشستيم ومشوره كرديم. مثل پروفيسور نادري و وزرايي كه با ايشان مشوره مي‌كنند. نمي‌توانيم بگوئيم كه ايشان اصلاً اهل مشوره نيست.

پس عدم مشوره رئيس جمهور بامارشال فهيم كه مشاور ارشد ايشان نيز هست، فقط مي‌تواند دلايل سياسي داشته باشد؟

بله، همينطور است.

شما يك انسان دانشمند وچهره اي علمي هستيد؛ اما فعلاً به حيث يك مفسر وتوجيه گر عملكردها وسخنان آقاي كرزي درآمده ايد.

توجيه و تفسير وظيفه من نبوده ونيست. ليكن تاجائيكه درحوزه كاري من مربوط مي‌شود، تاجائيكه به عنوان يك استاد مي‌توانم نظر بدهم، اين كار را مي‌كنم اما اين وظيفه را از طرف رئيس جمهور ندارم كه تبيين‌گر مسايل باشم. من به عنوان يك استاد پوهنتون درمسايل، نظر داده‌ام. توجيه؛ كار رئيس جمهور، دفتر مطبوعاتي، مشاوران مختلف است. من حق ندارم كه ازموضع رئيس جمهور صحبت كنم.

بعد از سخنراني رئيس جمهور در پولي تخنيك كه دانشگاه را از سياست برحذر مي داشتند وسپس شما صحبت ايشان را تفسير كرديد؛ اما واقعاً دانشگاه غير سياسي يك دانشگاه مرده نيست؟!

البته من تفكيك قايل هستم. صحبت هاي رئيس جمهور گپ هاي نو نبود چرا كه از قبل بخشنامه اي وجود داشته كه مسايل سياسي به دانشگاهها كشانده نشود. دانشگاه كابل، يك دانشگاه جوان ونوپاي است. درچنين شرايطي، كار علمي مستلزم آرامش وامنيت است. باور من اين است كه كار علمي، ارتباط معني داري با آرامش اعصاب دارد. اگر استاد ودانشجو دغدغه هاي سياسي واقتصادي وامنيتي داشته باشند كارعلمي كرده نمي توانند. اگر خود شما هم تشويش هاي روحي ورواني داشته باشيد يك مقاله درست نوشته نمي‌توانيد!... خود من مصلحت نمي دانم كه درچنين شرايطي دانشجو هر روز درمحيط دانشگاه تظاهرات داشته باشد؛ درگيري هاي سياسي و.. داشته باشد. بايد محيط هاي آكادميك خود را رشد بدهيم. بايد بستر را طوري فراهم كنيم كه شايسته يك محيط علمي است.

شما در ايران، طرفدار نظام ولايت فقيه بوديد؛ اما فعلاً حامي نظام مورد حمايت آمريكا هستيد!

من درايران به حيث يك افغان وازلحاظ مذهبي يك آدم شيعه بودم و هستم. درفقه شيعه الزاماً هر فرد شيعه ازيك مرجع تقليد بايد درمسايل عملي خود پيروي كند. بنابراين ما هميشه به مراجع تقليد احترام داريم. درافغانستان هم همين طور است كه هر فرد شيعه ازيك فقيه كه مرجع تقليد است، چه از ايران باشد يا عراق يا هرجاي ديگر تقليد مي‌كند.

اما منافع ما به حيث يك افغان، درخود افغانستان تأمين مي شود. منافع ما درقلمرو ايران تعريف نمي شود كه من درآن مسايل صحبت كنم. بنابراين افغانستان ازلحاظ منافع ملي ومسايل ارزشي وفرهنگي خود، چيزهايي دارد كه با آنان فرق مي كند. ما درافغانستان مصالح خاص خود را داريم. يك فرد شيعه درايران به شدت برعليه آمريكا كار مي كند اما درافغانستان يك فرد افغان، منافع ملي خود را لحاظ مي كند.

شما ازموسسين حزب جمهوري هستيد!

بله من يكي از اعضاي هيئت مؤسس حزب جمهوري هستم.

چرا حزب جمهوري از آفتابي شدن و علني شدن مي ترسد؟

حزب جمهوري از دوسال به اين طرف، كار مي كند و اوضاع راتحليل مي نمايد. اما به اين دليل خود را آفتابي نكرده، چون راجستر نشده است. چند روز قبل، مراحل راجستريشن حزب، به اتمام رسيد. وزارت عدليه مجوز رسمي براي فعاليت حزب داد. فكر مي كنم بعد ازعيد، افتتاح حزب را دريك همايش ملي برگذار خواهيم كرد.

جاي رئيس جمهور؛ دركجاي اين حزب است؟

گرچه من وظيفه ندارم كه قبل ازاعلام موجوديت رسمي، مسايل را بگويم چراكه تعهد آن است كه مسايل استراتيژيك واساسي حزب درجلسه اي خاص ابراز شود؛ اما همانطور كه قبلاً گفته شده، رئيس جمهور، نه رهبر حزب جمهوري است ونه هم عضو حزب است.

اگر بعدها افشا شود كه ايشان عضو حزب يا حامي اين حزب است؛ آن وقت چه؟

من به شما خلاف نگفته ام. رئيس جمهور تا كنون نه رهبر حزب است ونه عضو حزب.

به عنوان عضو حزب جمهوري؛ جبهه ملي را چطور تعريف مي كنيد؟

جبهه اي بسيار قوي وبزرگ است. عملكردشان درگرو تصاميم رهبران شان خواهد بود. حزب جمهوري هيچ خصومت وبدبيني باجبهه ملي ندارد.

وسخن آخرين شما:

تجربه دنيا نشان مي دهد كه تمام تضادها درقلمرو داخلي قابل توجيه است اما در قسمت منافع ملي بايد تضادها كمرنگ شود. دست به دست هم بدهيم تا براي افغانستان يكپارچه فكر كنيم.

  نوشته شده در  ساعت   توسط حسینی مدنی  | 

مقبره اميرعلي شير نوايي، درنزديكي مقبره زيباي گوهرشاد خاتون درهرات، يكي از آثار قديمي هرات باستان مي باشد كه طي ساليان اخير رو به تخريب نهاده وبه ترميم جدي نیاز داشت.

اميرعلي شير نوايي وزير باتدبير سلطان حسين بايقرا دردورة‌حكومت تيموريان يكي از رجال دانشمند اين ديار بود.

كارترميم يا مرمت اين بناي قديمي را يكي از كمپني هاي خارجي كه مي گويند ازكشور ازبكستان بوده است به عهده گرفته وبامسئولين امر باعقد قراردادي، آغاز به كار مي نمايد.

كمپني مذكور درحيطه مقبره مذكور وسايل وادوات كاري خويش كه مشتمل برماشين هاي سنگين وسبك مي باشد را جابجا نموده وبعد ازمدتي اساس كارخويش را تهداب گذاري كرده وتامدتها منطقه دراختيار اين كمپني بوده است. اما جالب آن است كه تمامي مسئولين وكاركنان اين كمپني به يكباره غيب شده اند.

هيچكس از آنها رد ونشاني ندارد. درحاليكه تمامي وسايط وماشين هــاي اين كمپني به جاي خود باقي مانــده است.

مسئولين امنيتي هرات نيز از سرنوشت آنان اطلاعي در دست ندارند وگروههاي مخالف دولت نيز به ارتباط آنان هيچ تماسي نگرفته اند، اما برخي از مردم وشاهدان محل، گمان ديگري دارند؛ آنان به آن مظنون هستند كه شركت متذكره، درنتيجه حفاري خويش دراطراف اين مقبره به چيزي دست يافته اند كه ارزشي بسيار فراتر از قرارداد وماشين ها ووسايل انجنيري و... داشته است.

مقبره اميرعلي شيرنوايي درمركزيت شهر هرات موقعيت دارد واختطاف آنان ازجانب طالبان ياقتل ايشان غير ممكن است، پس ازنظر مردم، اين احتمال تقويت مي گردد كه عدم كنترل كارهاي كمپني خارجي بازهم باعث اشتباه بزرگ ديگري شده است.

  نوشته شده در  ساعت   توسط حسینی مدنی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM